شبیه به داستان توی قصه‌های شیرین است. این‌که شب، شهر را پوشانده باشد و ناگهان خانه‌ای از نور بدرخشد. وقتی تو به دنیا آمدی خانه از نور حضورت درخشید.

امام حسن مجتبی

در خیال‌های روشن من، شب نیمه‌ی ماه رمضان، ناگهان به خودش آمد و دید چه روشن شده است. پی نوری گشت که آن‌چنان مهتابی‌اش کرده بود. نگاهش به خانه‌ی تو افتاد. روشنایی‌اش را یافت. وقتی تو به دنیا آمدی، خانه‌تان از نور حضورت درخشید. آن نور، نورِ تولدِ اولین نوه‌ی پیامبرص بود. تو اولین کسی هستی که چنین مقام باارزش و پرشکوهی داری. پدرت امیرمؤمنان علی‌ع و مادرت فاطمه زهراس و جدت پیامبر خاتم، محمد(ص)؛ جهان به خودش بالید از این تولد و از این عظمت خانه روشن شد.

صدای آوازه‌ی تولد نوزادی که تو بودی به گوش شب نیمه‌ی ماه رمضان رسید. او از این‌که این فرصت نصیبش شده بود تا تو را ببیند، به خودش بالید و در دلش گفت: «چه نعمتی که بعد از این، مرا با نام تو به یاد می‌آورند.»

ما در آستانه‌ی نیمه‌ی ماه رمضان تولد تو، اولین نوه‌ی خاتم پیامبران‌(ص)، را به جهان تبریک می‌گوییم و نیز به شب و ماه کاملش، که زیبایی قرص آن شبیه به زیبایی صورت و سیرت تو است.

کد خبر 440393

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =