یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۱
۰ نفر

بهار کاشی: خانه‌ای که روی ارتفاع یک کوهستان است، می‌گوید زندگی باشکوه‌تر از آن است که تا امروز فکرش را می‌کردی. خانه‌ای که در دره‌ای سبز میان دو قله‌ی مرتفع نشسته، می‌گوید زندگی جذاب‌تر از آن است که تا امروز تجربه کرده‌ای. خانه‌ای که در امتداد دریاست، می‌گوید زندگی زیباتر از آن است که تصورش را می‌کردی.

ممنونم كه ذهن را آفريدی

رفته بودیم سفر. از کنار دریا و جنگل و کوه گذشتیم. از دشت و کویر گذشتیم. از ارتفاع کوهستان‌های پرشکوه و دره‌های سبز پوشیده از آواز پرندگان گذشتیم. همه به مقصد فکر می‌کردند و این‌که اگر جای خوبی پیدا کردیم بایستیم و عکس بگیریم، فکر من اما پیش زندگی‌هایی بود که در چنین مکان‌هایی وجود دارد.

زندگی در طبیعت حتماً تفاوتی بزرگ با زندگی میان ساختمان‌های بلند و بی‌نهایت دارد. این‌جا زندگی پر‌رنگ‌تر است؟ واقعی‌تر است؟ دلنشین‌تر است؟ پر‌صدا‌تر است؟ نه، هر‌کدام از این‌ها می‌تواند باشد و هیچ‌کدام نیست. چیزی فراتر از توصیفی ساده است.

چیزی، مایه‌ای، در قلب طبیعت وجود دارد که به زندگی‌ها و آدم‌های این مکان‌ها سرایت می‌کند. آن مایه در وجود آدم‌ها جریان می‌یابد، به قلب و دست و ذهن آن‌ها می‌رسد، بعد آوازی می‌شود در قلب، قاب عکسی می‌شود در ذهن و گاهی تصویری رنگارنگ می‌شود بر کاغذ، که دست‌هایی هنرمند آن را کشیده‌اند.

رازی در طبیعت وجود دارد که زندگی مردم طبیعت‌نشین را بی‌نظیر می‌کند. رازی که من هنگام سفر و گذشتن از طبیعت، آن را در قلبم حس می‌کنم؛ اما نمی‌توانم توصیفش کنم.

گاهی آدم‌ها از این‌که کلمه‌ها محدودند و نمی‌توانند همه‌ی حس‌ها را توصیف کنند گله می‌کنند، اما من می‌گویم «خدایا ممنونم که ذهن را آفریده‌ای؛ که اگر کلمات نمی‌توانند حسی را توصیف کنند، ذهن می‌تواند آن حس را تصور کند؛ همان حس‌هایی که به ما می‌گویند زندگی می‌تواند منحصر به‌فردتر از آن باشد که ما درک کرده‌ایم.»

کد خبر 440391

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha