مداد قصه‌ی ما، خودش به‌تنهایی قادر به انجام هیچ‌کاری نبوده و نیست. همیشه دستی پرزور که در این‌جا به او دست نویسنده می‌گوییم، هیکل نحیفش را در دست می‌گیرد و با کشیدنش روی کاغذ، سیاهی سرش را در قالب داستان به روی کاغذ می‌آورد.

اشتباه مداد

بعضی وقتها، مخصوصاً وقتی صاحبش عجله دارد، مداد تقاص تمام این عجلهها را میدهد و سَرَش میشکند، سری که برایش مثل دستهای بنا، انگشتهای قالیباف و پاهای فوتبالیست است.

مداد آه میکشد، چون این اتفاق، یعنی از دست دادن سَرِ نازنینش، مساوی است با رویارویی با دشمنش، تراش!

تراش در واقع خیرخواه مداد است، اما مداد این را نمیداند. دوست خوب در نگاهش، پاککن است. وقتهایی که خرابکاری به بار میآورد، پاککن کمکش میکند و قبل از اینکه کسی از ماجرا بویی ببرد، اشتباه را پاک میکند.

مداد خبر ندارد که برخی از زیباترین آثارش هم بهدست پاککن از بین رفته، فقط چون دوست قسمخوردهاش محتوایش را نپسندیده است!  

ملیکا طاهری، ۱۵ساله

خبرنگار افتخاری از نجفآباد

کد خبر 427982

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =