یاسمن رضائیان: پاییز فصل خوبی برای شاعرشدن است. فصل خوبی برای خیال‌بافتن است. حتی اگر روزهای آخرش باشد. حتی زمانی که دارد جای خودش را به زمستان و بافتنی‌های رنگارنگ می‌دهد؛

اگر شال‌گردنی آبی داری...

اصلاً همان لحظه‌ها که یک گلوله‌ی بافتنی با هر ردیف شال‌گردنی که می‌بافی قل می‌خورد و در خانه می‌چرخد همان لحظه‌ها وقت خوبی برای خیال‌بافی است. می‌توانی خیال‌هایت را مثل گلوله‌ی بافتنی قل بدهی و آن‌ها را ببافی. بافتنِ شال‌گردن فرصت خوبی است برای سفرِ ذهن به دوردست‌های خیال‌هایی رنگارنگ.

مسافرهای پاییز هم مانند خودش آدم‌ها را شاعر می‌کنند. همین چند دقیقه‌ی پیش باد از راه رسید. کوله‌اش را زمین گذاشت و گرد سفر را از لباس‌هایش تکاند. حالا در ایوان خانه نشسته و گرم صحبت با گلدان‌هاست. از حضورش تمام گل‌های گلدان‌هایمان تکان می‌خورند. چه گفت‌وگوی صمیمانه و پرشوری است! راستی چه حرفی در میان است؟ من از زمزمه‌ی باد به یاد آن آیه می‌افتم: «و از نشانه‏‌های او این است که بادهای بشارت‏‌آور را می‌فرستد تا بخشی از رحمتش را به شما بچشاند.» *

ساعت رو به غروب می‌رود و سرمای شبانه از راه می‌رسد. پنجره را که باز می‌کنم احساس می‌کنم هوا بوی برف می‌دهد. خواهرم می‌گوید «حتماً قرار است برف ببارد.» من اما می‌گویم این، عطرِ حضور سرماست. از سرزمینی دور، شاید از ارتفاع کوهستان‌های شمال جهان آمده است. بوی برف در سرم می‌چرخد و به شال‌گردن‌هایی فکر می‌کنم که دور گردن آدم‌های آن سرزمینِ دور پیچیده‌اند. لحظه‌های غروبِ آن سرزمین دور را تصور می‌کنم. خیابان‌های سرد و روشن با آمد و شد آدم‌هایی که شال‌هایشان را دور گردنشان پیچیده‌اند، پر از شور زندگی است. آدم‌هایی که پشت شال‌هایشان لبخندهای پررنگ دارند.

پاییز فصل خوبی برای فکرکردن به آن بالاهاست. محال است یک‌بار هم که شده سرت را رو به آسمان نگرفته باشی و ابرهای تودرتو را به دنبال رد بارانی بی‌وقفه، دنبال نکرده باشی. این خاصیت پاییز است که هر روز و هر روز تو را به تماشای آسمان دعوت می‌کند و شاید در این تماشا یک‌بار هم بی‌هوا یاد دنیای آسمان افتاده باشی و غرق در خیال‌های رنگارنگ آسمان شده باشی. شاید از خودت پرسیده باشی: «بالأخره آفرینش آسمان چگونه است؟ آسمان تا کجا ادامه دارد؟ راه ورود به آن سرزمین آبی کجاست؟» حتی شاید کمی از این خیال‌ها را در شال‌گردنت به جا گذاشته باشی.

اگر شال‌گردنی آبی داشته باشی، یعنی تو هم یک روز خیالی از سرزمین آسمان در سرت بافته‌ای و به خلقت آن فکر کرده‌ای، اما اگر شال‌گردنت را خودت بافته باشی یعنی تو هم حضور مسافرهای پاییزی را در خانه حس کرده‌ای و گفت‌وگوی باد و گلدان‌ها را شنیده‌ای، یعنی تو هم به سرما و تصویر لبخندی که از سرزمین‌های دور آمده است فکر کرده‌ای و خیال بافته‌ای. پاییز فصل خوبی برای شاعرشدن است و اگر شال‌گردنی آبی داری که خودت آن را بافته‌ای، یعنی پاییز تو را هم شاعر کرده است.


* سوره‌ی روم، آیه‌ی ۴۶

کد خبر 409996

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =