خانه فیروزه‌ای > لیلی شیرازی: بانوی آب‌ها که نمی‌میرد بانوی آب‌ها از ابرها دوباره می‌بارد

دوچرخه شماره ۸۶۶

از آسمان زخمی

و به برگ‌ها می‌گوید که برویند

تمامی درختان فرزندان او هستند

تمامی شقایق‌ها

مریم‌ها

یاس‌ها...

* * *

آخ، گفتی یاس‌ها!

* * *

بانوی آب‌ها که نمی‌میرد

بانوی آب‌ها

در باران‌ها دوباره می‌بارد

در چشمه‌ها جاری‌ست

و چشم‌های او

دریاست

پلک‌های او

از اشک‌های نریخته سنگین است...

بانوی آب‌ ها،

بانوی اشک‌های نریخته است.

* * *

بانوی اشک‌های نریخته

                          که نمی‌میرد

او در سایه‌ی گل محمدی ایستاده

در سایه‌ی گل محمدی حرف زده

و در سایه‌ی گل محمدی خوابیده

جهان بر قلب بانو آفریده شده است

جهان

      در ستایش بانوست

وقتی بهار می‌آید

و باران بهاری می‌بارد

وقتی پاییز می‌شود

و باران پاییزی می‌بارد

 

وقتی زمستان است

جهان در سوگ بانوی آب‌هاست

در محاصره‌ی قلب‌های یخی

و دست‌های سرد

و نفس‌های سنگین

ها کن

ها کن

ها کن

باید گرم شویم

تا بتوانیم بانو را دوباره پیدا کنیم...

کد خبر 361338

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

دیدگاه خوانندگان