دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۳

همشهری آنلاین: امام علی(ع) در خطبه ۹۷ نهج البلاغه می فرمایند: اهل بیت پیغمبر را بنگرید! از آن سمت‏ بروید که آنها مى‏ روند، قدم به جاى‏ قدم آنان بگذارید، آنها شما را از جاده هدایت‏ بیرون نمى ‏برند و به جاهلیت ‏باز نمى ‏گردانند، اگر سکوت کردند سکوت کنید و اگر قیام نمودند بپاخیزید، از آنها پیشى نگیرید که گمراه مى ‏شوید و از آنان عقب نمانید که هلاک مى ‏گردید.

امام علی(ع) در خطبه هشتاد و ششم نهج البلاغه می فرمایند: اى بندگان خدا محبوب‏ترین بندگان نزد خداوند کسى است که او را در راه پیروزى بر هوس‌هاى سرکش نفس یارى کرده، آنکس که جامه زیرینش اندوه در برابر مسئولیت‌ها و جامه روئینش ترس از خداست. چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى که در پیش دارد فراهم ‏ساخته دورها را براى خود نزدیک و شدائد را بر خود آسان نموده است. به این جهان نگاه کرده حقایق آنرا با دیده بصیرت دیده، بیاد خدا افتاده و اعمال‏ نیک فراوان به جا آورده، از سرچشمه گوارا خود را سیراب نموده: سرچشمه ‏اى که به آسانى‏ در اختیارش قرار گرفته از آن نوشیده است، از راه هموار و مستقیم قدم برداشته جامه شهوات ‏از تن بیرون کرده و به جز یک غم از تمام غم‌ها خود را بر کنار داشته است، از صف کوران و مشارکت هواپرستان خارج شده و کلید درهاى هدایت و قفل درهاى ضلالت و پستى ‏گردیده است راه هدایت را با بصیرت دیده و در آن گام گذاشته، نشانه ‏ها و علامتهاى این راه‏ را خوب شناخته است و از امواج متلاطم دریاى (شهوات) گذشته است، در میان دستگیره هاى محکم هدایت ‏به محکمترین آنها چنگ زده و از میان طنابها به قویترین آنها متمسک شده.‏ ایمان او به خدا همانند نور آفتاب است. در برابر خداوند آنچنان است که هر فرمان از ناحیه ‏او صادر شود انجام مى‏ دهد و هر فرعى را به اصلش باز مى‌گرداند. او چراغ تاریکی‌ها است و روشنى بخش نابینایان و کلید حل مبهمات، دور سازنده مشکلات و راهنماى ‏گمشدگان بیابان‏‌هاى زندگى است.

سخن می‌گوید و خوب مى ‏فهماند و یا سکوت می‌کند و به سلامت مى‏‌رهد، براى خدا اعمال خویش را خالص کرده آنچنان که خداوند خلوص او را پذیرفته است. او از گنجینه‌هاى آئین خداست و از ارکان زمین او. خود را ملزم به عدالت نموده،و نخستین مرحله عدالتش این است که خواسته‏‌هاى دل‏را بیرون رانده،حق مى‏گوید و به حق عمل می‌کند، هیچ کار خیرى نیست جز آنکه براى انجامش ‏بپا خاسته و در هیچ جا گمان نیکى نبرده جز اینکه به سوى آن به راه افتاده. زمام خود را به دست قرآن سپرده و قرآن رهبر و پیشواى اوست، هر جا قرآن فرود آید او بار خویش را در همان جا افکند و هر جا منزل نماید او آنجا را منزلگاه خویش سازد. و دیگرى، خویش را عالم خوانده در صورتی که عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعى نادان فراگرفته! و مطالبى گمراه کننده از گمراهانى آموخته، دام‌هایى از طنابهاى ‏غرور و گفته‌هاى دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را بر امیال و خواسته‏‌هاى خود تطبیق مى‌دهد و حق را به هوس‌ها و خواهش‌هاى دلش تفسیر مى‌کند. مردم را از گناهان بزرگ‏ ایمنى مى‌بخشد و جرایم بزرگ را در نظرها سبک جلوه مى‌دهد. مى‌‏گوید از ارتکاب شبهات‏ اجتناب مى‌ورزم اما در آنها غوطه‏ ور است. مى‌گوید: از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام ولى در آنها غلط مى‌زند! چهره او چهره انسان است و قلبش قلب حیوان! راه هدایت را نمى ‏شناسد که از آن طریق برود و به طریق خطا پى نبرده تا آنرا مسدود سازد، پس او مرده‌اى است در میان زندگان!

عترت پیامبر(ص) کجا مى‌روید؟!و رو به کدام طرف مى‌کنید؟ پرچم‌هاى حق بر پاست! و نشانه‌هاى آن‏ آشکار است‏ با اینکه چراغ‌هاى هدایت نصب گردیده است، باز گمراهانه به کجا مى ‏روید؟ چرا سرگردان هستید؟ در حالى که عترت پیامبرتان در میان شماست، آنها زمامهاى حقند و پرچمهاى‏ دین و زیان‌هاى صدق آنها را در بهترین جائى که قرآن را در آن حفظ مى ‏کنید، (در دل‌ها و قلوب پاک) جاى دهید و همچون تشنگانى براى سیراب شدن به سرچشمه‏ زلال آنان هجوم آورید.

اى مردم این حقیقت را از خاتم انبیاء(ص)بیاموزید که هر کس از ما مى ‏میرد در حقیقت نمرده است و چیزى از ما کهنه نمى‌شود. پس آنچه نمى‌‌دانید مگوئید که بسیارى از حقایق در امورى است که انکار مى‌کنید و از کسی که دلیل بر ضد او ندارید عذرخواهى کنید و من همو هستم. مگر من در بین شما به ‏«ثقل اکبر» (قرآن) عمل نکردم؟ و «ثقل اصغر» (عترت پیغمبر) را در بین شما باقى نگذاردم؟ مگر پرچم ایمان را در بین شما نصب نکردم؟و از حدود حلال ‏و حرام آگاهتان نساختم؟ مگر نه این است که جامه عافیت را با «عدل‏» خود بر تن شما پوشیدم؟و نیکیها را با اعمال و گفتار خود براى شما گستردم و ملکات اخلاق انسانى را به شما نشان دادم؟پس وهم و گمان خود را در آنجا که چشم، ژرفاى آنرا نمى ‏بیند و فکرتان توانائى ‏جولان در آنرا ندارد به کار مبرید. قسمتى دیگر از این خطبه است ‏تا آنجا که بعضى گمان بردند دنیا به کام‏ «بنى امیه‏» مى‏‌گردد و همه خوبی‌هایش را به ‏آنها مى‏ بخشد و آنها را از سرچشمه خود سیراب مى ‏سازد و شمشیرشان از سر این امت ‏کنار نخواهد رفت. کسانى که چنین مى‏ پندارند در اشتباهند، چه اینکه سهم آنان جرعه‏ اى‏ از زندگى لذت بخش، بیش نیست مدتى آنرا مى‏ مکند سپس همه را بیرون مى ‏اندازند!

توضیح‏ها:

ابن ابى الحدید می‌نویسد: این خطبه‏ اى طولانى بوده که مرحوم سیدرضى قسمتى از آنرا در اینجا آورده و از جمله عبارتى که نیاورده این عبارت است ‏«اما و الذى فلق الحبه و برى النسمه لا یرون الذى ینتظرون... (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، جلد 6، صفحه 382)

ابن ابى الحدید مى ‏گوید: صفاتى که براى یک انسان پاک در این خطبه آمده، منظور از آن انسان ‏پاک خود امام علی(ع) مى‏ باشد شاهد آن مطالبى است که در آخر خطبه آمده است. (جلد 6 ، صفحه ‏367) و نیز وى مى‌ گوید: حکمت و شرح مباحث‏ خداشناسى را هیچ کدام از عربها نمى ‏دانستند. نخستین کسى که در این مورد سخن گفته امام علی(ع) بوده است که دیگران حتى ‏تصور آنرا ننموده و اگر به آنها یاد مى ‏دادند قادر بر فهم آن نبودند. بقیه مسلمانان اگر در این موضوع سخنى گفته ‏اند همه از امام(ع) گرفته ‏اند.(جلد6، صفحه 370)

«انه یموت من مات منا...» این جمله تاب دو معنى دارد: نخست اینکه پیامبر (ص) و امامان اهل بیت(ع) اگر چه مانند سایر افراد بشراز دنیا می ‏روند، ولى مکتب آنها که بخشى از وجود آنهاست، هیچ گاه ‏از بین نمى ‏رود. دیگر آنکه آنها اگر چه مى‏ میرند و یا شهید مى‏ شوند ولى در جهان برزخ ‏با این جهان در ارتباط هستند. ولى با جسم برزخى نه با جنس مادى عنصرى و ارتباطشان با این جهان ‏آنچنان است که گویا در میان ما زندگى مى ‏کنند، برخلاف سایر مردم که این طور نیستند و یا ارتباطشان خیلى کم است‏ شاید اینکه امام(ع) به دنبال بیان این جمله مى ‏فرماید: بسیارى از حقایق در میان چیزهائى است که شما نمى ‏دانید. به خاطر آن باشد که گفتار فوق ممکن است در اذهان بعضى سنگین ‏آید و آنرا انکار کنند اما چه بسیار است چیزهایى که نمى‌دانیم و نمى ‏توانیم انکار کنیم.

خلافت و ولایت در نهج البلاغه

این قسمت اشاره به مسئله خلافت و ولایت مى ‏باشد. در اینجا این سؤال را باید مطرح کرد: یا امام علی(ع) در نهج البلاغه و خطبه ‏هایش به خلافت‏ بلافصل خود اشاره ‏فرموده است ‏یا نه؟ و در پاسخ آن باید گفت: در بسیارى از موارد نهج البلاغه به این مطلب اشاره شده است از جمله عبارات ‏خطبه مورد بحث و خطبه ‏هاى دیگرى است که در ذیل مى‏ آوریم:

در خطبه دوم در مورد اهل بیت مى‌خوانیم: «هم موضع سره و لجا امره و عیبة علمه و موئل حکم...: آنها موضع اسرار خدایند و ملجا فرمانش، ظرف علم اویند و مرجع‏ احکامش...»

و نیز در همان خطبه مى ‏خوانیم: «لا یقاس بآل محمد(ص) من هذه الامة احد...هم اساس الدین وعماد الیقین الیهم یغنى الغالى و بهم یلحق التالى و لهم خصائص حق الولایة‏و فیهم الوصیة و الوراثة: احدى از این امت را با آل محمد مقایسه نتوان کرد... آنها اساس دین هستند و ارکان یقین، غلوکننده بسوى آنان باز مى‏گردد و عقب مانده به آنان ملحق‏مى‏شود،ویژگیهاى ولایت و حکومت مخصوص آنها است و وصیت پیغمبر ووراثت او در میان آنها...»

و در خطبه ‏97 آمده است: «انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم‏من هدى و لن یعیدوکم فى ردى فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا و لاتسبقوهم فتضلوا و لا تتاخروا عنهم فتهلکوا...: اهل بیت پیغمبر را بنگرید! از آن سمت‏ بروید که آنها مى‏ روند، قدم به جاى‏ قدم آنان بگذارید، آنها شما را از جاده هدایت‏ بیرون نمى ‏برند و به جاهلیت ‏باز نمى ‏گردانند، اگر سکوت کردند سکوت کنید و اگر قیام نمودند بپاخیزید، از آنها پیشى نگیرید که گمراه مى ‏شوید و از آنان عقب نمانید که هلاک مى ‏گردید».

در خطبه 144 چنین مى ‏خوانیم: «:..ان الائمة من قریش غرسوا فى هذا البطن من هاشم،لا تصلح على‏سواهم و لا تصلح الولاة من غیرهم: ائمه و پیشوایان از قریش هستند، درخت وجودشان در خاندان هاشم غرس ‏شده است (این مقام) سزاوار دیگران نیست، و نباید غیر از آنها کسى رهبر و والى باشد». در خطبه ‏93 و 94 و 109 و 120 و 154 و 239 و 150 مى ‏توانید اشاره به ‏این حقیقت را بیابید.

کد خبر 253421

برچسب‌ها