سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ - ۰۷:۰۴

مجید رئوفی: با درخشش کریس رونالدو، بهترین بازیکن جزیره، یک شماره هفت دیگر به هفت‌های تاریخی منچستر اضافه شد.

ما فقط توانسته‌ایم بازی‌های سال90 به بعد مارادونا را ببینیم. بازی‌های او در ناپولی، بارسا و سویا را خیلی کم‌رنگ به یاد می‌آوریم؛ همیشه خیلی خوب بود، خیلی. اما، آن‌طور که بزرگ‌ترها می‌گویند برای دیه‌گو هیچ‌سالی مثل سال86 نبود؛ همان سالی که گل معروف به دست خدا را به دروازه پیتر شیلتون زد و یک گل هم با آن حرکت استثنایی و بی‌نظیر از خط دفاع آرژانتین تا خط دروازة انگلیس؛ همان گل تکرارنشدنی که با دریبل 6‌بازیکن حریف به دست آمد؛ همانی که گل هفتة پیش لیونل مسی دوباره خاطره‌اش را زنده کرد.

ما آن روزها بچه بودیم و طبیعی است که یک بچة 6-5ساله، در دورانی که تلویزیون هفته‌ای یک ربع فوتبال پخش می‌کرد، این لحظه به یاد ماندنی تاریخ را ندیده باشد.

پله را که فقط در برنامه‌های کوتاه فوتبال دیده‌ایم؛ او که مال نسل‌های قبل‌تر است؛ زمانی که پدرانمان او را مروارید سیاه می‌نامیدند. اما خب، حالا پله و مارادونا چه ربطی به این مطلب دارند؟ برای پیدا کردن این ارتباط باید به یکی دو هفته قبل برگردیم؛ پیش از دیدار منچستر در مقابل واتفورد.

چهرة سر الکس فرگوسن در برنامة زنده‌ای که از تلویزیون اختصاصی باشگاه منچستریونایتد پخش می‌شد، بسیار خوشحال بود. حق هم داشت. او درحال به‌دست آوردن دوباره بچه‌ای بود که خودش بزرگش کرده بود؛ کریس رونالدو ؛ ستارة بی‌نظیر این فصل لیگ برتر و چه بسا فوتبال دنیا.

ارقام پیشنهادی رئال و بارسا برق از کلة همه پرانده بود؛ 80 میلیون یورو برای کریس. رقم فوق‌العاده‌ای بود. اما سر الکس حواس‌اش جمع‌تر از این حرف‌هاست که ابر‌ستارة تیمش را به همین راحتی از دست بدهد.

خلاصه اینکه کریس با منچستر به مدت 5 سال دیگر تمدید کرد؛ یعنی هواداران شیاطین سرخ می‌توانند 5 فوریه سال2012، تولد 27سالگی ستاره تیمشان را جشن بگیرند. مبلغ قرارداد هم 31میلیون یورو اعلام شد. البته حقوق هفتگی 120هزار پوندی را هم به این مبلغ اضافه کنید که بالاترین دستمزد تاریخ باشگاه منچستر است.

سر الکس پس از امضای قرارداد، در حالی که چهره‌اش از شدت خوشحالی کاملا سرخ شده بود، رو کرد به دوربین‌های تلویزیونی و تا سرحد توان از کریس تعریف کرد. اما یک جملة او تیتر یک روزنامه‌های ورزشی دنیا شد. بدون شک او شب قبل کاملا به این جمله فکر کرده بود: «کریس در 22 سالگی مثل پله و مارادونا بازی می‌کند.

مطمئنم اگر او همین‌گونه در من‌یونایتد عالی ادامه بدهد، مثل آن‌ها به تاریخ خواهد پیوست». کسی جملات دیگر او را نشنید. همه مبهوت این مقایسه سر الکس شده بودند. 2 روز بعد از این اتفاق، پله اعلام کرد که هنوز زود است رونالدو را در ردة بهترین بازیکنان جهان قرار دهیم. او باید چند فصل دیگر هم همین‌طوری عالی کار کند تا به این درجه برسد.

پله البته بدجوری حس ناسیونالیستی‌اش را نشان داد، وقتی که گفت: «ما الان کاکا را داریم که بسیار سطح بالا بازی می‌کند و رونالدینیو که 5-4 فصل در اوج بوده است».

مارادونا که به تازگی از بیمارستان مرخص شده و در موارد مشابه، احساساتی‌تر از پله است، به خبرنگاران گفت: «رونالدوی منچستر، فنومنون واقعی است». فنومنون به معنی «پدیده» است و لقب رونالدوی برزیلی است اما افسانة آرژانتینی که در بیمارستان بازی رونالدو در مقابل واتفورد را تماشا می‌کرد، او را پدیدة واقعی دنیای فوتبال نامید.

کریستیانو رونالدو، بازیکن شماره7 منچستر، شور و حال عجیب و جدیدی در دنیای فوتبال ایجاد کرده؛ در فوتبالی که هر روز قدرتی‌تر از گذشته می‌شود و خلاقیت‌ها در آن رو به نابودی‌اند، همه چیز در تاکتیک‌های پیچیده و سخت خلاصه شده و بازیکنان خلاق فقط در محدودة مشخص شدة خود می‌توانند توانایی‌هایشان را نمایش دهند.

سر الکس اما به خوبی فضا را برای نمایش استعداد ذاتی رونالدو که با تجربه و مهارت‌های جدید همراه شده، فراهم آورده و شماره 7 شیاطین سرخ، حالا و در 22 سالگی، یکی از برترین‌ها و شاید برترین بازیکن دنیای فوتبال باشد. درخشش بی‌نظیر کریس ما را به یاد شماره 7‌های بی‌نظیر منچستر انداخت.

همیشه شماره 10ها، بازیکنان ویژه هستند، مثلا همان پله و مارادونا. ولی در منچستر قانون دیگری حکمفرماست؛ پادشاهان منچستر همه شماره 7 بر تن می‌کردند و همیشه شماره‌ 7‌های قرمزپوشان بوده‌‌اند که اولدترافورد را به هیجان می‌آورده‌اند. شدت صوتی هوراها برای شماره 7‌ها چند گام بالاتر از هوراها برای بقیه بازیکنان بوده است.

او حالا به قدری فوتبال انگلیس را به هم ریخته که گزارشگر شبکه Sky سر گزارش یکی از مسابقات منچستر وقتی کریستیانو رونالدو داشت مدافعان را دریبل می‌زد، حرکات او را این‌جور توصیف کرد: «آدم احساس می‌کند که دارد فیلم ماتریکس را می‌بیند. حرکات رونالدو شباهت زیادی به جلوه‌های ویژه سینما دارد».

دیوید بکام : کرنرو شهرت
روزی او بهترین بود. بنا را بر سلیقه می‌گذاریم و می‌پذیریم که همه او را بهترین نمی‌دانستند. اما هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که او مشهورترین چهره فوتبالی دنیا بود و شاید هنوز هم هست.

از اول هم بنایش را بر جنجال‌سازی گذاشته بود؛ با مدل موهای متفاوت، با ازدواج با یکی از ستاره‌های موسیقی بریتانیا و با حاشیه‌هایی که همواره حول و حوش زندگی‌اش شنیده می‌شد. او اما در زمین فوتبال هم قابلیت‌هایی نمایش داده بود که هیچ‌کس نمی‌توانست او را نادیده بگیرد.

تنها 17سال داشت که به ترکیب اصلی منچستر رسید. او پرورش یافته مدرسه بی‌نظیر فوتبال ‌بابی چارلتون در منچستر بود؛ درست مثل برادران نویل، نیکی بات و پل اسکولز. از همان ابتدای حضورش با حفظ لهجه وی‍ژه لندنی‌اش، به گاو پیشانی سفید منچستری‌ها تبدیل شد.

پدرش، تد، هر روز او را از لندن به اولدترافورد می‌آورد و منتظر می‌ماند تا تمریناتش تمام شود و دوباره با اتومبیل‌شان به لندن بازگردند. اولین دیدارش را با پیراهن منچستر در یکی از دیدارهای جام اتحادیه و در برابر تیم «برایتون» انجام داد.

پسرک موطلایی، خیلی زود به ترکیب اصلی راه یافت و از همان ابتدا با سانترهای دقیقش میان هواداران منچستر محبوب شد. اما روز ویژه او، در فینال جام اتحادیه رقم خورد. او پشت ضربه کرنر ایستاد و با گول‌زدن مدافعان حریف، توپ را به سمت اریک کانتونا فرستاد و او با یک شوت سر ضرب، توپ را به کنج دروازه فرستاد.

هرچند کانتونا با این گل همه‌کس و همه‌چیز را تحت تأثیر قرار داد اما باعث شد پس از مدتی که بدن‌ها سرد شدند، همه به یاد پسرکی بیفتند که این سانتر دقیق را برای اریک کبیر فرستاده بود.

پس از جدایی اریک هم بود که شماره10 را کنار گذاشت و شماره7 پادشاه شیاطین سرخ را بر تن کرد و عرصه را برای یکه‌تازی خود در جمع قرمزپوشان منچستری فراهم دید. او به سمبل منچستر تبدیل شده بود و اگر نشانه‌گیری فرگوسن به سمت ابروی او با استوک این‌قدر دقیق نبود، شاید او همچنان در منچستر حکمفرمایی می‌کرد.

بیتل پنجم

در دوران اوج بیتلز، ستارة منچستریونایتد بود؛ از سال 1963تا 1974. او یک بلفاستی بود که توانست در سال 1968  بازیکن سال اروپا شود. او یک مهاجم نبود، یک بال بود که عالی دریبل می‌‌زد، با دو پا بر توپ مسلط بود و عالی‌تر گل می‌زد.

اما خب، به تنهایی قادر نبود ایرلند شمالی را به جام جهانی برساند؛ درست مثل رایان گیگز که حسرت حضور ولز در یک جام جهانی بر دلش ماند.بست در سال 99 و در رأ‌ی‌گیری بزرگ بهترین بازیکنان  قرن، در رده یازدهم قرار گرفت. اهالی بلفاست جمله جالبی داشتند: .«Pele good, Maradona  better , George Best»

آنها می‌گفتند:«پله خوب بود، مارادونا بهتر و جورج بهترین» که یک جور بازی با کلمه Best (بهترین) بود. او یک فوتبالیست صرف نبود. پیش از او ستاره‌ها، بابی چارلتون و گوردون بنکس بودند. اما او یک چهره مشهور و محبوب بود؛  هر چند الکل او را خیلی زود از بین برد.

چیزی از آن مرد جذاب مستطیل سبز باقی نماند؛ او در 59 سالگی از دنیا رفت تا صد هزار هوادارش در یک روز بارانی در میدانی در شرق بلفاست در مراسم تشییع جنازه‌اش شرکت کنند.

جورج بست، 15 ساله بود که استعدادیاب باشگاه منچستر او را در بلفاست کشف کرد. باب بیشاپ سریع به مت بازبی، سرمربی منچستر تلگراف زد که: «فکر می‌کنم برایت یک بازیکن خارق‌العاده پیدا کرده‌ام».

روز 14 سپتامبر 1963 در حالی که فقط 17 سال داشت، در اولدترافورد در دیدار مقابل وست برومویچ به میدان رفت . پس از یک قهرمانی در فصل 65-1964، در مرحلة یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان در سال 1966، دو گل وار د دروازه بنفیکا کرد و از همان روز رسانه‌های اروپایی به او لقب «ال بیتل» دادند.

او هم مثل بیتل‌ها از انگلستان آمده بود. استعداد بی‌نظیر در زمین فوتبال و خصوصیات نمایشی او باعث شد او به چهرة محبوب مردم و رسانه‌ها تبدیل شود.  او بعدا به فولان پیوست و حتی حضور در MLS را هم تجربه کرد. اما هنوز هم همه او را در پیراهن شماره هفت «من یو» به یاد می‌آورند. او به‌قدری خوش‌تیپ بود که به او بیتل پنجم می‌گفتند.

برایان رابسون: دو گل تاریخی کاپیتان مارول

پاپ رابسون یکی از اولین مربی ـ بازیکنان فوتبال مدرن بود. چرا پاپ؟ چون او دومین رابسون فوتبال انگلستان بود؛ بعد از باب رابسون کبیر. پس از 6 سال حضور در وست برومویچ، در سال 1981 به منچستر پیوست و تا سال 94 به تیم محبوبش وفادار ماند؛ یک هافبک خوشفکر و یک شماره 7 واقعی.

در 22سالگی، کاپیتان وست برومویچ شد. یک سال بعد در سال 1980، 2 گل تیم ملی انگلستان را به ثمر رساند تا انگلستان، جمهوری ایرلند را با نتیجه0-2 شکست دهد و به جام ملت‌های اروپا راه پیدا کند؛ اولین بازی و 2گل ملی؛ یک اتفاق ویژه در فوتبال اروپا.

رون‌اتکینسون که در وست‌بروم سرمربی او بود، به منچستر پیوست و رابسون هم با قراردادی 75/1 میلیون پوندی به جمع شیاطین سرخ اضافه شد. رکورد قیمت او تا 6سال شکسته نشد تا اینکه پیتربردسلی در تابستان 1987با قراردادی 9/1میلیون پوندی این رکورد را جابه‌جا کرد. او در جام‌جهانی 1982، یک رکورد بیست ساله به نام خود ثبت کرد. در دیدار افتتاحیه در مقابل فرانسه، در ثانیه بیست و هفتم یک گل به ثمر رساند که در سال 2002 توسط هاکان شوکور در دیدار ترکیه مقابل کره‌جنوبی شکسته شد.

 او عضو ثابت تیم فرگوسن هم بود اما امان از مصدومیت که امان رابسون را بریده بود! او تا 37سالگی عضو منچستر بود. همین مسئله میزان نفوذ، اعتبار و محبوبیت او میان هواداران را نشان می‌داد. رابسون به واقع یکی از بهترین‌ هافبک‌های تاریخ باشگاه منچستر بود؛ همردیف با بزرگانی همچون بابی‌چارلتون، روی کین‌ و جورج بست.

 اریک کانتونا: فوتبالی از صمیم قلب
 اگر  فقط کمی به منچسترعلاقه داشته باشید یا حتی نه، اگر از این تیم متنفر باشید و فقط کمی فوتبال را دنبال کنید، به اریک‌کانتونای‌کبیرعشق می ورزید . شما البته تنها نیستید؛ در نظرسنجی بزرگ باشگاه، او عنوان بهترین بازیکن قرن منچستر را به خود اختصاص داد و از همه مهم‌تر به لقب افسانه‌ای «پادشاه» نائل آمد.

کانتونا در فصل 93-92 به منچستر پیوست؛ زمانی که تیم، مشکل بزرگی به نام گلزنی داشت. اما با ورود کانتونا ورق برگشت؛ البته نه اینکه او مدام گل بزند، او برای سایرین فرصت گل می‌ساخت.

او از همان ابتدا عالی کار کرد و در دیدار فینال جام حذفی سال 1994 دو گل به چلسی زد تا منچستر قهرمان شود. او همان سال، به عنوان بهترین بازیکن سال لیگ برتر انتخاب شد. اما در سال 95، شماره 7، بسیار خبرسازتر شد.

روز 25ژانویه، او در دیدار مقابل کریستال پالاس از بازی اخراج شد.  ریچارد شاو پیراهن او را بی‌دلیل کشید و او به شاو ضربه زد. در حین خروج از زمین و در پی توهین یکی از هواداران کریستال پالاس که روی سکوهای کنار زمین نشسته بود، با یک حرکت کونگ‌فو او را روی صندلی‌ها ولو کرد.

دوران حضور کانتونا در منچستر، موفق‌ترین دوران تاریخ این باشگاه بود.  کانتونا در 7 سال،6بار قهرمان لیگ برتر شد. او گفته بود:«من قلب داشتم و می‌دانم که بدون قلب، نمی‌توانستم بازی کنم».اریک کانتونا در سن 30سالگی  از فوتبال خداحافظی کرد. همه خداحافظی او را یک شوخی می‌دانستند. اما او در اوج، از تخت پادشاهی یونایتدها کنار رفت.

در سال 2004 ، در گفت‌وگویی با روزنامة «سان» گفت:«من افتخار می‌کنم که هواداران هنوز هم نام مرا صدا می‌زنند، اما من از فردا می‌ترسم که آنها دیگر این کار را نکنند. می‌ترسم چون آن را دوست دارم و هر چیزی که دوستش داری،‌ می‌ترسی که از دستش بدهی...».

کانتونا هم جزء همان کمپانی معروف ستاره‌های دنیای فوتبال،  شامل جورج بست، آلفردو دی استفانو و رایان گیگز است که هیچ وقت حضور در جام جهانی را تجربه نکردند.

کد خبر 20916

برچسب‌ها