وقتی سوار اتوبوس شدیم، 44 نفر بودیم، سالم و سرحال. می‌گفتیم و می‌خندیدیم و رؤیاهای زیادی در سر داشتیم. مگر می‌شود نوجوانی را بدون رؤیا دید.

هفته‌نامه‌ی همشهری دوچرخه شماره‌ی673

یکی می‌خواست مهندس عمران بشود و دیگری دبیر ادبیات... یکی از ما نقاشی‌اش عالی بود و... اردو هم همیشه پر از خاطره است و بیش‌تر خاطره‌های خوش به یاد می‌مانند. اما گویی این اتوبوس قرار نبود خاطره‌های خوش ما را به مقصد برساند...

ما 44 نفر بودیم، وقتی رسیدیم 18 نفر شدیم... 18 نفر زخمی با تن و جانی پر درد. 26 نفر ازما جدا شدند. شما به این چه می‌گویید؟ غیر از تراژدی.26 دانش‌آموز دختر از زندگی جا مانده‌اند.

چه‌قدر راحت از کنار تراژدی عبور می کنیم. نگویید که تقصیر باران بوده‌ است و جاده ‌را لغزنده کرده... نگویید که تقصیر اتوبوس فرسوده بوده و... خبر را یک‌بار دیگر بخوانید:« اتوبوس دانش‌آموزان اردوی راهیان نور بروجن، به‌دلیل انحراف به چپ و تخطی از سرعت مجاز از مسیر اصلی خود منحرف و واژگون شد. از مجموع 44 سرنشین این اتوبوس براساس آخرین اطلاعات دریافتی 26 نفر از دنیا رفته‌اند.»

این حادثه‌ها مدام تکرار می‌شوند. پارسال دانش‌آموزان شاهرودی در یکی از سفرهای اردویی دچار حادثه شدند...حالاهی نگویید که بروید از مسئولانش بپرسید! این وضع را خراب‌تر می‌کند.

حالا مجلس و قوه‌ی قضائیه دست به کار شده و خواستار پیگیری و روشن شدن علت وقوع این حادثه‌ی دردناک شده‌اند. اما چه کسی می‌تواند این رنج را از دل بازماندگان این حادثه پاک کند؟ مگر پاک‌ می‌شود؟ اصلاً شما فکر می‌کنید اردوها با نداشتن وسایل نقلیه‌ی مناسب و جاده‌های نا ایمن باز هم ادامه پیدا کنند؟ گوشتان با من است... ما ابتدا 44 نفر بودیم، و حالا 18 نفر هستیم.

کد خبر 188978

برچسب‌ها