گروه سیاسی: موضوع پرونده هسته‌ای ایران و اقداماتی که امریکا در جهت افزایش فشار بر ایران انجام می‌دهد روزبروز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد.

این اقدامات بویژه پس از تصویب قطعنامه علیه ایران وارد مرحله جدی‌تر نیز شده است. قطع همکاری 7 بانک بزرگ اروپایی با ایران و تحریم بانکهای سپه و صادرات، فشار بر روسیه و چین جهت کاهش روابط اقتصادی، کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی، سفرهای متعدد مقامات اروپایی و آمریکایی به منطقه، تشدید تضاد شیعه و سنی و... و اخیرا گروگان‌گیری 5 دیپلمات ایرانی در عراق از جمله اقدامات جدید علیه ایران در سطح جهانی است.

آنچه که امروز به گونه‌ای واضح و روشن علیه منافع ایران انجام می‌شود حاصل سلسله اقداماتی است که امریکا در سالهای اخیر و بویژه چند ماه گذشته در توجیه اروپا، روسیه و چین و اکنون کشورهای اسلامی‌و همسایه ایران انجام داده و می‌دهد، است.


توجیه اروپا
چندی پیش  کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در سفر اروپایی خود مدعی شد که ایران اکنون با یک جبهه متحد از آمریکا و اروپا روبه‌روست و باید فعالیت غنی سازی خود را متوقف کند.


اما روزنامه تایم در رابطه با نوع روابط اروپا و امریکا بر سر ایران نوشت:«آمریکا در پی رویارویی با ایران است اما اروپا چنین موضعی ندارد لذا به نظر می‌رسد واشنگتن این بار در مقابله با ایران حتی از جنگ عراق هم کمتر متحد و هم پیمان خواهد داشت.


 اروپایی‌ها نمی‌خواهند ایران هسته‌ای شود. فرانسه، آلمان و انگلیس در رأس یک گروه کاری هدایت تلاش‌های دیپلماتیک برای این منظور را به عهده گرفته‌اند تا تنها از راه دیپلماتیک به این هدف برسند. انگیزه آنها فقط این نیست که از ظهور یک کشور مسلح به سلاح هسته‌ای دیگر بیم دارند، بلکه به این خاطر هم هست که از عواقب اقدام نظامی ‌احتمالی آمریکا یا اسراییل برای امنیت جهانی نگران هستند. اروپایی‌ها پیگیر مذاکرات هستند اما این را هم تصریح کرده‌اند که تا وقتی آمریکا به این روند نپیوندد، دیپلماسی پاسخ نمی‌دهد.»


اما رایس در جریان سفر اخیرش به اروپا بارها تأکید کرد که آمریکا قصد ندارد به این تلاش دیپلماتیک بپیوندد. تندروهای واشنگتن به دنبال تغییر حکومت در ایران هستند و این با اساس تلاش‌های اروپایی‌ها در تضاد است. 


رایس در نشست با روشنفکران فرانسوی در پاریس متوجه شد که افکار عمومی‌اروپا و حتی بسیاری از مقامات اروپایی تمایل دارند که ایران هسته‌ای را به عنوان یک عامل اجتناب ناپذیر بپذیرند، صاحب‌نظران سیاست خارجی فرانسه که با رایس در پاریس دیدار کردند به او گوشزد کردند که به عقیده آنها پاکستان هسته‌ای از ایران هسته‌ای به مراتب خطرناک‌تر است. البته رایس این نظر را قبول ندارد و این تعجبی هم ندارد چون علی‌رغم تبدیل شدن پاکستان به سوپرمارکت مخفیانه هسته‌ای دنیا، این کشور همچنان متحد آمریکاست...»


روزنامه لس‌آنجلس تایمز هم در 21 نوامبر برای توجیه اروپایی‌ها بر ضرورت برخورد با ایران و جلوگیری از هسته‌ای شدن آن دلایل و استنادات خاص خود را دارد.


این روزنامه نوشت:  «به خوبی روشن است که نه مسکو و نه پکن با تحریم‌های شدید بر ضد ایران موافق نیستند. علاوه بر این، حتی اگر آنها هم موافق باشند این کار، ایران را متوقف نخواهد کرد. همچنان که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران اظهار داشت: "به برکت خون شهدا، یک انقلاب اسلامی‌جدید در حال شکل‌گیری است… دوران ستمگری، دوران رژیم‌های سلطه گر، و دوران خودگامگی و استبداد و بی‌عدالتی به سر آمده است… و موج انقلاب اسلامی‌به زودی به تمام دنیا خواهد رسید.»


بنابر این ما دو راه بیشتر پیش‌رو نداریم: می‌توانیم آماده شویم که در کنار یک ایران مسلح هسته‌ای زندگی کنیم، یا می‌توانیم با استفاده از قدرت نظامی‌از آن جلوگیری کنیم. اما واقعیت این است که ما نمی‌توانیم به راحتی در کنار یک ایران مسلح به سلاح هسته‌ای زندگی کنیم. یکی از دلایل، حمایت ایران از حزب‌الله و حماس است که دولت ایران را  به عنوان مهمترین دولت حامی ‌تروریست در جهان معرفی کرده است.

 امروزه ایران نزدیک‌ترین متحد سوریه – که بیشتر آنان سنی هستند – است. پیوند بین تهران و دمشق بیش از آنکه مذهبی باشد ایدئولوژیک است. به همین ترتیب ایران از گروه‌های مبارز حماس و جهاد اسلامی‌که کلا سنی هستند حمایت می‌کند. (ایران محبوبیت زیادی بین فلسطینیان دارد.)


سال جاری شاهد بودیم که مسلمانان در مقابل دشمن مشترک طی جنگ لبنان در تابستان، به سرعت بر اختلاف میان سنی و شیعه فائق آمدند، و در مصر نام کودکان تازه متولد شده را حزب‌الله و نصرالله می‌گذاشتند.


خلاصه اینکه ایران می‌تواند قومیت و ایدئولوژی را در هم بیامیزد. دارا بودن سلاح هسته‌ای موجب برتری ایران در منطقه می‌شود. و این امر ما را به سمت یک درگیری جهانی از نوع درگیری‌ای که چهل سال با اتحاد جماهیر شوروی داشتیم سوق خواهد داد. این همان «برخورد تمدن‌ها» خواهد بود که در باره آن بسیار سخن گفته شده، اما به جزئیات آن کمتر پرداخته شده است.


ایران رقیب ایالات متحده نیست، اما محمود احمدی‌نژاد مساله را به این شکل نمی‌بیند. او و پیروان جهادی‌اش معتقدند که دنیای اسلام قبلا بر یکی از دشمنان لامذهب خود (اتحاد جماهیر شوروی) فائق آمده است، و به موقع خود بر دیگری هم پیروز خواهد شد.


اگر تهران به قدرت مسلط منطقه تبدیل بشود، در این صورت عرصه منازعه به جنوب شرق آسیا یا آفریقا یا حتی قسمت‌هایی از اروپا کشیده خواهد شد. چون حکومت ایران سعی خواهند کرد که سلطه خود را بر مسلمانان سرتاسر جهان گسترش دهند. ما بدون تردید در پایان پیروز خواهیم شد، اما این درگیری چقدر ادامه خواهد یافت، و چه کسی می‌تواند تلفات آن را تخمین بزند. مشخص نیست.


تنها راه جلوگیری از این توسعه خطرناک، استفاده از نیروی نظامی‌است. نه با حمله به ایران، همچنان که ما در عراق این کار را کردیم، بلکه با انجام حملات هوایی بر ضد تاسیسات هسته‌ای ایران. ما درباره این تاسیسات هسته‌ای اطلاعات قابل توجهی داریم؛ بر اساس برخی ارزیابی‌ها اگر ما بتوانیم به تعداد زیادی از آنها حمله کنیم، که ممکن است بین چند روز تا چند هفته طول بکشد، می‌توانیم خرابی‌های جدی به بار بیاوریم. این امر برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نخواهد کرد، اما آن را به تعویق خواهد انداخت.


اما این پرسش مطرح است  که آیا حمله هوایی ایالات متحده، آتش ضد آمریکایی‌گری را در سرتاسر جهان شعله‌ور نخواهد کرد و در عراق مقابله به مثل نخواهد شد؟ احتمالا چرا، اما  این هزینه‌ای است که ما باید بپردازیم. زیرا گزینه دیگر به مراتب بدتر است، در سال 1917وینستون چرچیل بعد از حاکمیت بلشویک‌ها در اتحاد جماهیر شوروی  خواستار مداخله نظامی ‌به منظور سرنگونی رژیم تازه تاسیس شد.

اما همکاران او روی هزینه‌های این عمل – از دست دادن سربازان، استهزاء بین‌المللی و کینه‌جویی لنین- تاکید کردند و ایده او را نادیده گرفتند. از این هزینه‌ها جلوگیری شد، اما در عوض دنیا درگیر بزرگ‌ترین فاجعه انسانی ساخته دست بشر شد. کمونیسم مدعی بود که صد میلیون هوادار دارد و این ادعا منجر به ایجاد نازیسم و فاشیسم، و به جنگ جهانی دوم منتهی شد.»


دیدارها و مذاکراتی را که تایم به آن اشاره می‌کند و یا توجیهاتی که لس‌آنجلس تایمز به آنها تمسک کرده است، مربوط به پیش از تصویب قطعنامه سازمان ملل بود. اما پس از تصمیم‌گیری شورای امنیت، اروپایی‌ها در نخستین قدم همکاری بانکهای بزرگ خود را با ایران قطع کردند. با این حرکت همکاری اروپایی‌ها برای با امریکا جهت اجرای قطعنامه سازمان ملل آغاز شد.

  پس از این اقدام، شاهد سیر نزولی بهای نفت در بازارهای جهانی بودیم که می‌تواند از نگرانی‌های اروپایی‌ها در خصوص احتمال قطع و یا افزایش سرسام‌آور قیمت آن بکاهد. این موضوع  امتیازی مثبت برای اروپایی‌ها جهت آماده شدن و اجرای مراحل بعدی محسوب می‌شود. 


توجیه کشورهای اسلامی‌ و همسایه ایران
در کنار تلاش‌هایی که امریکایی‌ها  برای توجیه اروپاییان انجام دادند، این روزها فعالیتهای وزارت خارجه امریکا برای جلب نظر کشورهای منطقه خاورمیانه و عربی و اسلامی‌جهت همکاری اعراب  با امریکا و پیاده شده قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل افزایش چشمگیری یافته است. دمیدن در تنور اختلافات قومی‌، نژادی و مذهبی حاصل رفت و آمدهای سیاستمداران غربی به منطقه است.


شاید بتوان جنگ لبنان را نیز در نزدیکی دولتهای عربی به امریکا بی‌تاثیر ندانست.  یکی از نتایج جنگ در لبنان که در آن حزب‌الله توانست از پیشروی اسراییل در خاک این کشور جلوگیری کند، شور و شعفی بود که در میان مردم کشورهای اسلامی‌و بویژه عربی از مقابله یک گروه اسلامی‌عرب در برابر اسراییل ایجاد شد.

بالا رفتن روحیه مردم عرب از این پیروزی به نفع دولتهای آنها - که ترجیح می‌دهند وارد درگیریهای نظامی‌در منطقه نشوند- نبود. این وضعیت می‌توانست به کاهش مشروعیت و اقتدار حکومتهای عربی در برابر مردم خود منجر شود. چنین شرایطی باعث احساس خطر در میان حکومتهای عربی شد و زمینه بهره‌برداری امریکا از آن را فراهم ساخت.

موضع‌گیری ناگهانی و سریع برخی کشورهای عربی علیه ایران نتیجه این شرایط هم بود. به عبارت دیگر حمله اسراییل به لبنان و مقاومت حزب‌الله، ترس دولتهای عربی را به دنبال داشت و آنان  سریعتر جذب خط‌مشی امریکا در منطقه که بخشی از آن مقابله با ایران است شدند.

کد خبر 13739

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار