همشهری آنلاین: کتاب راهنمای جامع موسیقی کلاسیک که چندی قبل جایزه بخش ترجمه کتاب سال خانه موسیقی را به خود اختصاص داده بود،این بار در شهر کتاب با حضور ساسان فاطمی و مورد نقدو ارزیابی قرار گرفت.

نشست راهنمای جامع موسیقی کلاسیک

 

به گزارش همشهری آنلاین در این نشست  ساسان فاطمی موسیقی شناس و استاد دانشگاه به عنوان منتقد حوزه موسیقی و نشر، رضا رضایی مترجم و علی اصغر محمدخانی به عنوان مترجم حضور داشتند قرار بود شاهین فرهت نیز به نمایندگی از اهالی موسیقی کلاسیک شرکت داشته باشد که بنا به دلایلی در این جلسه غایب بود. فرهت تا سه ساعت قبل از برنامه حضور خود را اعلام کرد،اما در نهایت به نشست نیامد.

در ابتدای این نشست علی اصغر محمدخانی ضمن خیرمقدم گویی به حاضران به شرح مقدمه ای درباره کتاب"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" پرداخت و گفت: این کتاب که از سوی انتشارات فرهنگ معاصر به چاپ رسیده است مرجعی در حوزه موسیقی کلاسیک محسوب می شود که نظیر آن را کمتر دیده ام و در واقع مرجعی است برای کسانی که بخواهند اطلاعات عمومی موسیقی کلاسیک را داشته باشند. گزاف نیست اگر بگوییم این کتاب حتی می تواند برای کسانی که به موسیقی آشنایی ندارند نیز می تواند مرجع و راهنمایی مناسب و کاربردی باشد. همچنین در این کتاب از تصاویر خوبی در کنار متن بهره گرفته شده است.

محمدخانی همچنین در مورد مترجم کتاب گفت: رضا رضایی کتاب های بسیاری را ترجمه کرده که از آن جمله می توان به کتاب هایی در حوزه کودک اشاره کرد؛ اما در حوزه موسیقی بعد از دو اثر"آشنایی با موسیقی کلاسیک" و "موسیقیدانان امروز و دیروز" این کتاب سومین اثر ترجمه او محسوب می شود. از جمله سئوالاتی که این کتاب سعی کرده پاسخگوی آنها باشد می توان به اینکه"آغاز موسیقی کلاسیک چه زمانی است؟"، "خود موسیقی کلاسیک چیست؟" و "موسیقی کلاسیک با دیگر رشته های هنری چه پیوندها و شباهت هایی می تواند داشته باشد؟" اشاره کرد.

با نوشته های فرهت به موسیقی کلاسیک علاقمند شدم

در ادامه نشست، رضا رضایی به ارائه توضیحاتی در مورد کتابی که ترجمه کرده پرداخت و گفت: من از دست اندرکاران این نشست ها به خاطر توجه شان به این اثر و موضوع کتاب تشکر می کنم. من امروز تنها به عنوان مترجم اثر توضیحاتی را در مورد این کتاب ارائه خواهم کرد و قطعا در جایگاه کارشناس موسیقی نیستم و سایر دوستان در زمینه این که مطالب و محتوی کتاب"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" تا چه اندازه می تواند اعتبار داشته باشد باید نظر کارشناسی ارائه کنند.

رضایی همچنین افزود: کسی که این کتاب را ورق می زند متوجه می شود که یک این اثر حاصل یک کار تیمی است و با توجه به اینکه انتشار آثار مرجع در کشورمان پروسه ای بسیار زمانبر دارند تنها یک کار تیمی می توانست باعث شود در مدت زمانی نزدیک به دو سال چنین اثر مرجعی را منتشر کرد. از این حیث لازم می دانم از دوستانی که در این پروژه کمک کرده اند و به خصوص از دست اندرکاران نشر فرهنگ معاصر و آقایان موسئ ئیان و شاهرودی تشکر و قدردانی کنم.

این مترجم در مورد آشنایی خود با موسیقی کلاسیک گفت: ای کاش امروز آقای شاهین فرهت اینجا بود و من این نکته را در حضور ایشان عنوان می کردم. زمانی که من جوان بودم نوارهای کاستی را از موسیقی کلاسیک می خریدم و گوش می دادم که توسط شرکت کلاسیک منتشر می شد. من با این کاست ها آرام آرام عاشق موسیقی کلاسیک شدم. این ماجرا مربوط 35 سال قبل می شود. در روی جلد آن کاست ها مختصری نیز در مورد همان اثر و همچنین موسیقی کلاسیک و آهنگسازان موسیقی کلاسیک مطالبی وجود داشت که همیشه با مطالعه آن بر علاقه ام می افزود؛ این یادداشت ها و مطالب روی جلد آن کاست ها به قلم شاهین فرهت بود که جا دارد همین جا من از این موسیقیدان تشکر کنم.

وی درباره خود کتاب نیز به شرح مختصر بخش های مختلف آن پرداخت و تصریح کرد: بخش اول این کتاب به کلیاتی در مورد موسیقی کلاسیک اختصاص دارد که در مورد مسائلی چون نت، ریتم، ملودی، هارمونی، وزن، تنالیته و سایر موارد در این زمینه توضیحاتی ارائه داده است. این موارد برای مخاطب عامی موسیقی نیز می تواند مورد استفاده و قابل درک باشد. نکته دیگر در مورد کتاب به عکس های موجود در آن باز می گردد که در کنار همه مطالب سعی شده از تصاویری برای کمک به مخاطب استفاده شود. بخش دوم کتاب به سازها، کاربردشان، معرفی آنها و تقسیم بندی شان اختصاص پیدا کرده است. بخش سوم کتاب نیز در مورد اجرای موسیقی کلاسیک است؛ در اجرای متن موسیقایی که توسط آهنگساز نوشته شده، نوازنده و مجریان اثر مانند یک مترجم عمل می کنند و اثر را به مخاطب عرضه می کنند.

تاریخ نگاری موسیقی کلاسیک غرب

رضایی همچنین تاکید کرد: این سه بخشی که به آنها اشاره کردم 25 درصد کتاب را تشکیل می دهد و از اینجا به بعد ما وارد موسیقی کلاسیک می شویم. طبق قراردادی که در تاریخ نگاری موسیقی غرب وجود دارد موسیقی کلاسیک به چند مقطع تاریخی تقسیم بندی می شود. مرحله اول که به مرحله"موسیقی اولیه" معرف است از سال 1000 میلاد تا 1600 میلادی را شامل می شود. در این دروه عمدتا موسیقی شامل موسیقی مذهبی و موسیقی کلیسا است که ساختاری پلی فونیک یا چند صدایی دارد. در این بخش از کتاب آثار مهم این دوره، آهنگسازان و زندگی آنها آورده شده است.

این مترجم در ادامه افزود: دوره دوم، به دوره باروک مشهور شده که از سال 1600 تا 1750 را در بر می گیرد و در سایر رشته های هنری نیز این مقطع تاریخی با همین نام نامیده می شود. بار معنایی باروک به معنای عجق وجق است. از آنجا که آهنگسازان این دوره از موسیقی پلی فونیک فاصله گرفتند تا آثار را ساده تر کرده و به میان مردم بکشانند آثاری به ظاهر عجیب و غریب از دید صاحب نظران آن دوره تاریخی ساخته شد و این دوره را دوره باروک نامیدند. اتفاق مهم این دوره تولد اپرا است که در این بخش از کتاب نیز آهنگسازان مهم، آثار و زندگی شان آورده شده است.

 

راهنمای جامع موسیقی کلاسیک

 

وی در ادامه شرح سایر بخش های کتاب"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" گفت: بخش بعدی کتاب به دوره کلاسیک اختصاص داده شده که از سال 1750 آغاز می شود و آثار آهنگسازان این دوره به شدت تحت تاثیر تحولات فلسفی معاصرشان است. از جمله دستاوردهای این دوره نیزبه وجود آمدن فرم"سونات" در موسیقی کلاسیک است. بخش بعدی کتاب به دوره رومانتیک اختصاص دارد که از سال 1810 تا 1920 تقسیم بندی شده؛ در این دوره موسیقی با سایر هنرها به ویژه ادبیات آمیختگی بسیاری پیدا می کند. نشریات موسیقی و منتقدان موسیقی در این دوره ظهور می کنند. همچنین در این دوره برای اولین بار آهنگسازان سعی در استقلال خود از دربار می کنند و روی پای خود می ایستند. تاثیر پذیری موسیقیدان ها و فلاسفه از یکدیگر نیز در این دوره مشاهده می شود که می توان به عنوان نمونه به ارتباط نیچه و واگنر اشاره کرد.

رضا رضایی همچنین در باره سایر بخش های کتاب مرجعی که ترجمه کرده افزود: بخش بعدی کتاب به دوره مدرن اختصاص دارد که از سال 1900 آغاز شد و همزمان بود به وجود آمدن سبک ها و نگرش های جدید در موسیقی کلاسیک. چند سبک و شیوه در این دوره شکل گرفتند که از آن جمله می توان به "نئو کلاسیسیزم" یعنی سبک بازگشت به موسیقی قدیم اشاره کرد. ما در ادامه کتاب شاهد بخش دیگری با عنوان مکتب های ملی نیز هستیم که در قرن 19 با تحولات ملی و نیز در چهارچوب موسیقی کلاسیک اتفاق افتاد. در پایان نیز نمایه ای در کتاب تهیه شده که تمامی اسامی و منابع در آورده شده است.

ترجمه رضا رضایی اثری دلگرم کننده است

دکتر ساسان فاطمی موسیقی پژوه و استاد موسیقی دانشگاه تهران پس از توضیحات رضا رضایی وارد بحث شد و گفت در این وانفسای تولید کتاب، دیدن آثاری مانند"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" بسیار دلگرم کننده است. دقتی که در ویرایش، ترجمه و ثبت نام‌های خارجی صورت گرفته است، جای تقدیر دارد و من از این بابت از آقای رضایی و همکارانشان تشکر می کنم.
فاطمی سپس به محتوای کتاب پرداخت و آن را از نوع کتاب های با مخاطب عام دانست و گفت: چنین کتاب‌هایی به‌خصوص در کشورهای آنگلوساکسن، مثل انگلستان و آمریکا، زیاد منتشر می‌شود. یکی از ایرادات اینگونه کتاب ها این است که مولف با لحن ستایش‌آمیزی در مورد موسیقیدانان صحبت می کند و معمولا با قطعیت در مورد موضوعاتش نظر می دهد.

با این حال، از مزایای کتاب"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" این است که سعی می‌کند از این روال مرسوم اجتناب کند، هرچند در برخی موارد، مثلاً وقتی صحبت از بتهوون می‌شود، آن لحن ستایش‌آمیز را در این کتاب نیز می‌یابیم. این پژوهشگر همچنین افزود: در ارائه‌ تعاریف نیز دقت ویژه ای در این کتاب دیده می شود و این نشان از درک درست مؤلف دارد. از دیگر ویژگی های کتاب این نیز هست که آهنگسازان معاصر را به‌طور وسیعی معرفی کرده؛ چیزی که در کمتر کتابی از این دست مشاهده می‌کنیم.

 

more  ترجمه ای راهشگاتر از متن انگلیسی

 

وی در ادامه گفت: با این حال کتاب مشکلات کتاب های مشابه خود را نیز دارد. برای مثال مولف آن یک علاقمند به موسیقی است که شغل اصلی اش برگزاری کنسرت است و آشکارا فاقد جایگاه آکادمیک است. آقای رضایی در مقدمه‌شان به بیش از 10 مؤلف اشاره کرده‌اند که با مؤلف اصلی همکاری داشته‌اند، اما متأسفانه من هیچ جا در کتاب نشانی از این 10 مؤلف ندیدم. به هر حال، اینها هم هر که بوده باشند، من بعید می‌دانم چهره‌های آکادمیکی در میان‌شان یافت شود، چون معمولاً مرسوم نیست که شخصیت‌های آکادمیک زیر دست کسی که چنین جایگاهی ندارد کار کنند.

مفهوم مشکوک"مکاتب موسیقی ملی" در موسیقی کلاسیک

وی در ادامه‌ نقدهایش بر کتاب"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" افزود: مورد بعدی اینکه این کتاب نیز مانند کتاب های مشابه اش بسیار آهنگساز محور است. یعنی در تقسیمات سبک ها چند صفحه ای در مورد آن سبک توضیح داده شده و در ادامه کلیت کار بر اساس معرفیِ آهنگسازان شکل گرفته که به گمان من ضعف اثر محسوب می شود.

ساسان فاطمی همچنین گفت: برخی تقسیم بندی ها نیز کمی عجیب و غریب به نظر می رسد. تقسیمات از یک طرف متاثر از شیوه تاریخ نویسی رایجِ موسیقی است و از طرف دیگر گاه بسیار نامتعارف‌ است. برای مثال در این کتاب به "مکاتب موسیقی ملی" به شکل غریبی پرداخته شده است. اولا خود این مفهوم مفهومی بسیار مشکوک در تاریخ موسیقی کلاسیک غرب است. موسیقی کلاسیک غرب را ایتالیایی ها و فرانسوی ها پایه‌گذاری کردند و به آن شکل دادند. ایتالیایی ها تا چند قرن دنباله رو فرانسوی ها بودند، اما بالاخره از قرن هفدهم موفق شدند از رقیبان فرانسوی شان پیشی بگیرند. از نیمه دوم قرن 18 میلادی آلمانی ها نیز در حوزه موسیقی کلاسیک غربی به میدان آمدند. اما واقعیت مهم این است که هیچ ملت دیگری تا قرن 19 میلادی به جز ایتالیایی ها، فرانسوی ها و آلمانی ها در تحول موسیقی غرب موثر نبوده است.

 این پژوهشگر در ادامه تاکید کرد: در واقع از قرن 19 به بعد است که ملت های دیگر نیز به این حرکت می پیوندند. روسیه شاید در این میان از همه مهم‌تر بود، اما بقیه کشورهای اروپایی فقط تک چهره هایی به تاریخ موسیقی غرب هدیه دادند. مورخین موسیقی برای اینکه این موسیقیدانان را که دیگر نه آلمانی بودند، نه فرانسوی و نه ایتالیایی وارد تاریخ موسیقی کلاسیک غرب کنند آنها را تحت عنوان «مکاتب ملی» وارد کردند. اما اگر واقعیت را بخواهید، آنچه که به عنوان مکتب ملی مطرح می‌شود نه مکتب است نه ملی. این اصطلاح به این دلیل انتخاب شد که بگویند این آثار نه ایتالیایی، نه فرانسوی و نه آلمانی است، وگرنه معنای دیگری ندارد. حالا در کتاب «راهنمای جامع موسیقی کلاسیک» با کمال تعجب می‌بینیم که موسیقیدانان فرانسوی و ایتالیایی و آلمانی هم تحت همین عنوانِ «مکاتب ملی» مطرح می‌شوند، آن هم گاه با کنار هم گذاشتنِ چهره‌هایی بسیار نامتجانسی مثل دبوسی و سن‌سانس، یکی امپرسیونیست و دیگری رمانتیک زیر یک چتر واحدِ از بیخ‌وبن بی‌معنی که «مکتب ملی فرانسوی» باشد.

ایراد گرفتن از ترجمه رضایی بسیار مشکل است

فاطمی در مورد ترجمه کتاب نیز به ذکر مواردی پرداخت و گفت: در مورد ترجمه کتاب"راهنمای جامع موسیقی کلاسیک" باید بگویم که با تمام این تفاسیر همچنان بر سخن اول خودم هستم و باز هم تاکید می کنم رضا رضایی را مترجمی قوی و قدر می دانم که از مطالعه آثارش واقعا لذت می برم و در این وانفسای تولید کتاب، وجود کسانی چون او برای ما غنیمتی بزرگ محسوب می شود. متاسفانه بر خلاف آقای رضایی برخی از به اصطلاح مترجمان تنها به صرف اینکه به زبان مبدا آشنایی دارند و بدون اینکه هرگز در عمرشان یک صفحه فارسی روان و سلیس نوشته باشند دست به کار ترجمه می زنند، در حالی که مترجم باید هم بر زبان مبدأ مسلط باشد و هم بر زبان مقصد و آقای رضایی از این هر دو قابلیت برخوردارند؛ به طوری که ایراد گرفتن از ایشان بسیار مشکل است.

 وی افزود: با این حال، من چند نکته‌ای به نظرم رسیده که خدمت‌تان عرض می‌کنم. اولین نکته این است که ما در ادبیات موسیقی‌مان همیشه از اصطلاحات فرانسوی بیشتر استفاده می‌کردیم، اما تحصیلات امروز بیشتر انگلیسی محور شده است. مثلا ما همیشه نوشته‌ایم «ارکستر سمفونیک»، اما امروزه باب شده است که «ارکستر سمفونی» بنویسند. من نمی‌گویم غلط است، اما فکر می‌کنم ترجیح این باشد که همان شکل قدیم را حفظ کنیم، کما اینکه همچنان از «پوئم سمفونیک» و «ارکستر فیلارمونیک» استفاده می‌کنیم.

وی پس از آن نکاتی درباره‌ی نقطه‌گذاری‌ها، نحوه‌ی ثبت اسامی خارجی و نقش «و» در خط فارسی (تأکید بر اینکه، جز در موارد مشخص، «و» در خط فارسی برای ثبت حرکتِ «او» به کار برده می‌شود و نه «اُ» و این مسئله در ثبت اسامی خارجی باید در نظر گرفته شود) مطرح کرد و انتقاداتی را بر ترجمه‌ی اجزای سازها («پیچ» به‌جای «گوشی»، «جای پیچ» به‌جای «پنجه») و نیز ترجمه‌ی برخی سازها («ارگ دستی» به‌جای «ویل چرخی») وارد دانست.

بزرگترین پاداش مترجم نقد صریح اثر اوست

رضایی در ادامه این جلسه نقد به ارائه پاسخ هایی درباره نقدهایی که فاطمی وارد کرده بود پرداخت و گفت: از آقای فاطمی به خاطر این نقد صریح تشکر می کنم چرا که بزرگترین پاداش برای یک مترجم مطالعه با دقت اثرش و نقد آن است. آقای فاطمی دو نقد به کتاب داشت که یکی از آنها نسبت به تاریخ نگاری موسیقی از نگاه مولف کتاب است که خود من نیز با آقای ساسانی موافق هستم. ما در انتخاب این اثر برای ترجمه سعی کردیم کتابی را که کمترین ایرادها به آن وارد باشد انتخاب کنیم. این انتخاب تحت شرایط خاصی اتفاق افتاده است.

بخش پایانی این جلسه نقد کتاب به پرسش و پاسخ حاضران با مترجم و کارشناس برنامه اختصاص پیدا کرد که علی میرزایی سردبیر و مدیرمسئول فصلنامه وزین نگاهن و  گفت: من 25 سال پیش سردبیری مجله دانشمند را بر عهده داشتم و روزی جوانی که همین آقای رضا رضایی بود به دفتر تحریریه این مجله آمد و خواست تا با ما همکاری کند. آن زمان 36 سال داشتم و از آن روز تا کنون ما با هم در نشریاتی چون مجله فراز، انتشارات فولاد و انتشارات نگاه نو همکاری کرده ایم. من بعد از این 25 سال همکاری با رضایی او را جزو بهترین های ترجمه این مملکت می دانم.

میرزایی همچنین تاکید کرد: نکته دیگر اینکه من مخالف این هستم که از اصطلاح"وانفسای کتاب" استفاده کنیم. چرا که در 10 ماه گذشته امسال 50 هزار عنوان کتاب منتشر شده است و حتی اگر بگوییم 95 درصد این کتاب ها سخیف هستند باید قبول کنیم که پنج درصد باقیمانده رقمی حدود 2 هزار و پانصد عنوان کتاب با سطح کیفی بالا را تشکیل می دهد و اثر آقای رضایی یکی از بهترین ها در میان این دو هراز و پانصد عنوان کتاب خوب محسوب می شود چرا که ناشری معتبر همانند فرهنگ معاصر وآقای موسایی علاوه بر ترجمه خوب آقای رضایی پای کار بودند.

 

more   انتشار راهنمای جامع موسیقی کلاسیک

 

ساسان فاطمی هم ضمن تایید سخنان علی میرزایی گفت:من هم نظرم بر این است که این کتاب و نوع انتشارش در میان همین تعداد اندک ناشر کیفی از ارزش واهمیت مطلوبی برخوردار است.

 

کد خبر 128925

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار