آمنه فرخی: برگزاری نخستین جشنواره بین‌المللی چاپ مصحف شریف همزمان با روز «چاپ قرآن» در دهمین دوره برگزاری جشنواره صنعت چاپ، بهانه‌ای شد تا به سراغ یکی از قرآن پژوهان، محققان و کارشناسان نسخ خطی ایرانی و اسلامی سید محمد صادق خرازی برویم

سید محمد صادق خرازی

اگرچه وی از دوران کودکی به جهت حضور در خانواده‌ای روحانی و متدین، با قرآن انس و الفت داشته و گردآوری نسخ خطی و سنگی قرآنی از جمله دلمشغولی‌های وی از دوران نوجوانی و جوانی‌اش تا کنون بوده است، اما شخصا این دلبستگی به خادمی قرآن کریم را وام‌دار جد اعلای خود مرحوم «حاج سید محمد باقر باسمه‌چی» یکی از تجار و اعیان سرشناس اصفهان می‌داند و در این باره می‌گوید:

  • پدر مرحوم «حاج سیدمحمد باقر باسمه‌چی» همزمان با انتخاب تهران به عنوان پایتخت ایران به همراه خانواده از اصفهان به تهران هجرت و اولین چاپخانه چاپ باسمه‌ای که پیش از چاپ سنگی نخستین چاپ در جهان بود را در تهران تاسیس کرد. این گونه شد که او اولین دستگاه چاپ قرآن باسمه‌ای را از هندوستان به ایران وارد و در چاپخانه‌ خود واقع در خیابان ری بازارچه امین السلطان (مکان امروزی آن) مستقر و اولین نسخه چاپ با سمه‌ای قرآن کریم را در ایران منتشر کرد.

سید محمدصادق خرازی اما فعالیت‌های رسمی خود را در حوزه تالیف، قرآن پژوهی و بازنشر نسخ قرانی نفیس، از دو دهه گذشته و با انتشار «مصحف شریف نیریزی» در سال ۱۳۷۹ آغاز کرده است. وی تا امروز فراز و نشیب‌های زیادی را برای انتشار نسخ ارزشمند و کم نظیر کلام الله مجید،(مصحف شریف نور، مصحف شریف ایران، مصحف شریف یاقوت مستعصمی و مصحف شریف نیریزی) و معرفی هنرهای قرآنی به ویژه در جهان اسلام و جامعه مسلمانان پشت سر گذاشته و آثار و مقالات متعددی در این زمینه به رشته تحریر درآورده است.

با وی درباره جایگاه صنعت چاپ و نشر در حوزه قرآن کریم در ایران و ضرورت پرداختن به این حوزه در سطوح بین‌المللی گفت و گو کرده‌ایم.

  • قریب دو دهه است که در حوزه قرآن پژوهشی و چاپ نسخه‌های نفیس قرآن کریم به صورت مستمر فعالیت می‌کنید. با توجه به این که در طول این سالها، مسئولیت‌ها و برنامه‌های مختلفی را برعهده داشتید، چه ضرورتی در این زمینه احساس کردید که با این وسعت و فشردگی در حوزه قرآن پژوهی به چاپ قرآن‌های نفیس بپردازید؟

پاسخ این سوال از یک سو ابعاد عاطفی و شخصی مرا در بر می گیرد و از سویی دیگر به جهان بینی من درطی سال‌های فعالیتم در حوزه سیاسی و فرهنگی مربوط می‌شود.

قرآن جمع همه دانش‌ها و منبع نور است باطن این کتاب آسمانی، رهنمون سازی انسان وجهان به عالم قدس است در سایه قران کریم انسان می تواند رستگار شود همواره فکر می‌کردم در کشورمان غفلت و نسیان فرهنگی درباره آگاهی داشتن به سابقه بلند نیاکان ما ایرانی‌ها در حوزه های دانش، پژوهش، اندیشه های قرآنی و هنرهای قرآنی چون کتابت، تذهیب، تشعیر و ترجمه وجود دارد و این مسئله یکی از بزرگترین انگیزه‌های من برای پرداختن به این حوزه بود.قرآن

در خانواده‌ای روحانی و مذهبی به دنیا آمدم رشد کردم و به جهت توجه و انسی که پدر و مادرم به قرآن مجید داشتند من نیز با این کتاب آسمانی مانوس شدم. در زمان مسئولیت‌های سیاسی که داشتم در هر کجای این عالم که بودم با دقت و انگیزه به آثار کتب مقدس ادیان الهی می پرداختم اما قرآن کتاب الهی ما مسلمانان حکایت دیگری است.

قرائت در زیبایی صوت و کتابت در پنجه های مقدسی که افتخار کتابت کلام الله مجید را داشته‌اند تجلی پیدا کرده و می‌کند و ما به عنوان ایرانی مسلمان می‌توانیم مدعی شویم و افتخار کنیم که قران های خطی روح طناز پر رمز و راز تمدن ایرانی - اسلامی است.

یکی از دلمشغولی‌های من در دوران کودکی و نوجوانی جمع‌آوری قرآن های چاپی بود، تا این که 25 سال پیش لطف خداوند شامل حالم شد و این افتخار نصیبم گشت تا مجموعه‌دار نسخ قرآنی شوم. مجموعه‌ای که تا امروز بالغ بر 200 نسخه خطی از نسخ قرآنی از ادوار مختلف اسلامی را در خود جای داده است.

هدفم از این کار، این بود که بتوانم یک موزه یا سرای قرآن بنا کنم تا تاریخ کتابت، تاریخ تذهیب و تاریخ ترجمه و تفسیرهای قرآنی را بدون محدودیت و سخاوتمندانه در اختیار پژوهشگران، قرآن پژوهان و محققان حوزه علوم اسلامی و هنرهای قرآنی قرار دهم.

بی تردید بردباری و شکیبایی و تیز بینی و کوشش مداوم تا به انجام رسیدن یک پروژه قرآنی نیازمند اخلاص متانت و فرهنگ خدمتگزاری به ساحت مقدس قرآن کریم است. آثار فخیم قرآنی که گرامی ترین اثر مکتوب کتاب اسمانی وحی است. در تاریخ اسلام نیز همواره در نهایت کمال و به گونه‌ای ارمانی تولید بهترین نفایس قرآن همراه وتوام با قداست تجلی پیدا کرده است.

  • با توجه به این که سابقه هنرخوشنویسی و تذهیب در ایران به بیش از هزار سال پیش بازمی‌گردد و با درنظر گرفتن صبغه کتابت قرآن کریم در ایران، شاهدیم که در نیم قرن گذشته کمتر کسی در این حوزه قدم گذاشته و جریان سازی کرده است. شما چه عاملی را سبب این مهجوری و کم کاری می‌دانید؟

این سوال را به یک آگاهی تاریخی مترتب می‌دانم. ادوار مختلف تاریخی هر کدام سخن فراوان از تجلی قران و هنر وامتزاج انسان با کتاب الهی در بر داشته است از قرن چهارم و پنجم به تدریج هنر تذهیب بر هنر خط اضافه شد و در دوران‌های ایلخانی، تیموری و صفویه به کمال رسید.

در دوره قاجار، صفویه و زندیه یا ادوار تاریخ بعد از اسلام ایران، تا ایران قبل از سلسله پهلوی کارهای بزرگی در زمینه کتابت، تذهیب و هنرهای قرآنی توسط اهل فن انجام شده است. آثاری که تاریخ هنر ایرانی را به اوج رسانده، غنا و ریشه عظیمی از امتزاج تمدن و دین را بهم پیوند داده اند. لازم است بدانید تذهیب هایی که در قرون آغازین اسلام در ایران خلق شدند متاثر از یک نوع تذهیب مسیحی است و این بدان معنی است که آثار کهن مسیحی و آثار کهن قرآنی ما در تذهیب‌ها دارای یک نوع تاثرند. اگر چه این ایرانی ها بودند که هنر تذهیب را به بلوغ رساندند و رنسانسی در این حوزه به وجود آوردند.

در قرن چهارم و پنجم «ابن بواب» خوشنویس و کاتب قرآن مجید را داریم. «ابن بواب» در زمان خود بدعت بزرگ کتابت را ایجاد می‌کند و خط نسخ را پدید می آورد. سه قرن بعد از وی، «ابن خلکان» از او با عنوان «سلطان بلامنازع هنر و کتابت قرآن» یاد می‌کند. هنوز هم خط «ابن بواب» با اینکه خط صیقل یافته نسخ نیست و از جمله خطوط آغازین نسخ است در ذهن هنرمند، طنازی و رخ نمایی می‌کند.

این موضوع را طرح کردم تا بگویم در دوره‌های مختلف افرادی چون «ابن بواب» زیاد داریم، اما متاسفانه یک باره در دوره پهلوی، دوره مهجوری فرهنگ و اندیشه فرا می‌رسد و این مهجوری و بی‌توجهی به قرآن و کتابت قرآن نیز سرایت می‌کند.

درست است که تکنولوژی بر این فضا تاثیر می‌گذارد و به مرور چاپ باسمه‌ای و سنگی جای خود را به چاپ سربی و این اواخر چاپ دیجیتالی می‌دهد، اما در دوره پهلوی - چه در پهلوی اول و به ویژه در پهلوی دوم- بی تفاوتی و مهجوری فرهنگ قرآنی به اوج خود می‌رسد و آثار این بی‌توجهی متاسفانه تا یکی دو دهه بعد از انقلاب نیز دیده می‌شود. اما خوشبختانه بعد از انقلاب کارهای زیادی در حوزه ترویج و تبشیر فرهنگ قرآنی انجام شده و می‌شود. به نظر می رسد هیچ یک از این کارها، حرکت‌های کلاسیک و ماندگاری در این حوزه نبوده است.

متاسفانه عثمانی‌ها و اعراب همه مشاهیر و افتخارات فرهنگی و هنری ما را به خاطر این غفلت یک قرنی مصادره کرده و به نفع خود ثبت می‌کنند و این بی‌توجهی خیلی آزار دهنده است و باید نسبت به آن کار جدی صورت گیرد. در دولت‌های مختلف بعد از انقلاب جسته گریخته کارهایی در این زمینه صورت گرفته اما هیچ کدام کارهای بنیادی نبوده تا منتج به یک جریان اساسی در این حوزه شود.قرآن

یکی از انگیزه‌های من برای چاپ و اجرای پروژه‌های مصاحف شریف این بود که بتوانم با چاپ نسخه‌های خطی، این مهجوری را تبدیل به مشتاقی کنم و این نسخ ارزشمند را که متعلق به تاریخ یک ملت است، از درون صندوق خانه‌ها و کتابخانه‌ها خارج کنم و بی‌بهانه و سخاوتمندانه در اختیار عموم قرار دهم.

برای این منظور در دو دهه گذشته دست به کار شدم و اولین کارم را به چاپ مصحف شریف نیریزی اختصاص دادم. بایست به عظمت خلق شده توسط نیاکانمان با دیده ادب بنگریم، از بستر چهار قرن نخستین اسلامی و کتابت‌های کوفی، بزرگانی همزاد تاریخ کتابت قرآن کریم شدند که همواره بر شبستان تاریخ هنر خواهند درخشید.

همت و بدعت کتابت توسط ابن مقلد شهید صورت گرفت و در قرن پنجم ابن بواب و در قرن ششم یاقوت مستعصمی خط نسخ را به اوج رساندند. وقتی به تلاش ژرف بزرگان کتابت و آثار عبد الله آشور و علاءالدین تبریزی و عبد الله طباخ می‌پردازیم آنگاه به عظمت پیدایش احمد نیریزی کاری که او طی 60 سال کرد، پی خواهیم برد.

میرزا احمد نیریزی سرآمد کاتبان تاریخ دوران خود شد و در ربع نخستین قرن دوازدهم هجری در او ج کمال از خط نسخ پاسداری کرد. این نسخه را در مجموعه خود داشتم و برای انتشار آن دست به کار شدم. «میرزا احمد نیریزی» از جمله بزرگان تاریخ کتابت قرآن است که توفیق عجیبی در کتابت کتاب آسمانی داشته است.

این نسخه با خط شیرین نستعلیق و بسیار خوانا کتابت شده است. متاسفانه امروزه به جای توجه به این نسخه بیشتر توجه‌ها به کتابت‌های عثمانی است در صورتی که ما ایرانی‌ها باید کتابت خودمان را داشته باشیم. این شد که چاپ این مصحف شریف را در اولویت قرار دادم و با انتشار این اثر؛ توفیق حاصل شد که کارهای بعدی را نیز منتشر کنم.

دومین اثر، مصحف شریف ایران است که با مرحوم دکتر «سیدمحمدباقر نجفی» همکاری کردیم و سومین کار مصحف شریف نور است که خوشنویسی «نورالدین محمد اصفهانی» چشم را می‌نوازد. این اثر دو سال پیش در عید غدیر خم رونمایی و معرفی شد و چهارمین اثر مصحف شریف یاقوت مستعصمی است که به نفیسی همان کاری است که «ابن بواب» انجام داده است.

علاوه بر اینها چند اثر دیگر چون مصحف شریف ارسنجانی و صحیفه شریفه سجادیه ارسنجانی را در دست چاپ دارم و امیدوارم تا 5 سال آینده 15 تا20 اثر قرآنی دیگر را نیز به سرانجام برسانم.

  • چه معیارها و ملاک‌هایی برای انتخاب نسخه‌های قرآنی و انتشار آنها دارید. مصحف‌های منتشر شده مثل مصحف شریف نیریزی یا مصحف شریف نور را بر چه اساسی از میان حجم گسترده نسخه‌های موجود قرآن کریم انتخاب کردید؟

به نظرم مهمترین قرآنی که در عصر صفویه کتابت شده توسط شخص «میرزا احمد نیریزی» بوده است. البته کارهای «علاءالدین تبریزی» و یا دیگر هنرمندان این عصر نیز ارزشمند و بزرگ است اما کارهای «میرزا احمد نیریزی» جلوه و زیبایی دیگری دارد.
مصحف شریف ایران، یک مجموعه کامل در قالب دو کتاب است که هزار سال کتابت ایرانی‌ها را در درون خود جای داده است و همچون یک دانشنامه جامع است و نیاز بسیاری از مخاطبان را در زمینه‌های مختلف مثل تذهیب، خطاطی، جلدسازی و مکاتب مختلف کوفی و غیره بر طرف می‌کند.

درباره مصحف شریف نور نیز باید بگویم این اثر را به این دلیل انتخاب کردم که در آن قرآن به طور کامل به خط محقق و رقاع نوشته شده و جلوه‌ای بسیار زیبا و باعظمت دارد. قرآن مستعصمی چهارمین مصحفی است که به آن پرداختم که در نوع خود کم نظیر و پرجاذبه است ومعرف نسخ آغازین است. در حال حاضر نیز مراحل پایانی مصحف شریف ارسنجانی در حال انجام است. یکی از دلایلی که علاقمند به انتشار این مصحف شریف هستم، این است که آن را فصل‌الخطاب برجسته‌ترین نسخ‌نویس تاریخ ایران می‌دانم.

  • دو دیدگاه در زمینه نشر آثار نفیس در حوزه قرآنی وجود دارد، عده‌ای معتقدند انتشار مصاحف نفیس با هزینه و قیمت بالا کاری تجملاتی است و عده‌ای موافق انتشار این آثار نفیس و ارائه آن در داخل و خارج از کشور هستند. شما به عنوان فردی که سالها در این حوزه فعالیت دارید، از سالها فعالیت خود چگونه دفاع می‌کنید؟

پرداختن به کارهای این چنینی در حقیقت ناشی از ذوق و جهان بینی من است. اگر کسی کار فاخر و نفیس را در حوزه قرآنی تجمل می داند، نمی‌توانم دیدگاه او را تغییر دهم. هر کسی در جهان رسالتی دارد. رسالت چاپ انبوه قرآن با دولت یا افرادی است که در حوزه چاپ و نشر فعال هستند.

اما آثاری نفیس همچون مصحف شریف نور یا مصحف شریف ایران مخاطب خاص خودش را دارد و به نوعی موجب فرهنگ سازی و ترویج قرآن پژوهی و قرآن خوانی است. به جای اینکه هنرمند با هزار رفت و آمد و درخواست بتواند از موزه یا گنجینه‌ای به نسخه‌ای نفیس از قرآن دسترسی پیدا کند، می‌تواند یکی از این نسخه‌ها را در کتابخانه خود داشته باشد و به راحتی از آن استفاده کند.

به هرحال، من این گونه فکر می‌کنم این شیوه کار نیز مخاطب خاص خودش را دارد. در دنیای اسلام اگر ما این آثار را منتشر نکنیم، ممکن است دیگران این کارها را انجام دهند و آن را به نام خود ثبت کنند. چنانچه بسیاری از مفاخر و دانشمندان ایرانی را به سرزمین های خود نسبت داده و آنها را به نفع خود مصادره می کنند.

  • جناب آقای خرازی، چه عواملی سبب شد تا آثارتان را در خارج از کشور منتشر کنید؟ آیا امکانات محدودیت ایجاد می‌کند ؟ یا در زمینه چاپ نفیس قرآنی ضعف‌هایی در حوزه صنعت چاپ در داخل کشور دیده می‌شود؟

مسئله این است که ما تکنولوژی را به کشور آوردیم اما متناسب با نیازهای این حوزه؛ کارشناس و متخصص آموزش نداده‌ایم. در حقیقت ما در حال حاضر دستگاه‌های پیشرفته و به روزی داریم اما این تخصص که از این دستگاه‌ها نهایت بهره برداری صورت بگیرد وجود ندارد. در آلمان امکاناتی وجود دارد که بهره برداری از دستگاه‌ها چه به لحاظ سخت افزاری ونرم افزاری و چه به لحاظ نیروی انسانی قریب به 99 درصد انجام می‌شود. در حالی که کاربری همان دستگاه در کشور ما به دلیل عدم حضور متخصصین خبره در این زمینه به زحمت به 50 درصد می‌رسد.قرآن

با تجربه‌ و دانشی که در طول این سالها در حوزه چاپ و نشر قرآن کریم بدست آوردم معتقدم دقت‌های لازم در زمینه چاپ هنوز در کشورمان وجود ندارد. در دوره معاصر افراد و سازمان‌هایی بودند که دستگاه‌های پیشرفته‌ای را وارد کشور کردند اما نتوانستند نیروی متخصص و صاحب‌نظر در این حوزه را آموزش داده و نهایت استفاده را از دستگاه‌های خریداری شده در زمینه چاپ ببرند.

از نگاه من چاپ کتب نفیس در ایران هنوز درست تعریف نشده است است و هنوز نیاز به کار در این زمینه وجود دارد. معتقدم در کشورمان تکنیک چاپ طلا، بحث انتخاب و ساخت رنگ بر مبنای استانداردهای بین‌المللی، کاغذ مناسب و کیفیت چاپ نیازمند بررسی اساسی و کارشناسانه است.

بارها دیده‌ام که رنگ کار شده در آثار با درخواست متقاضی متفاوت است. در حوزه کاغذ نیز در کشور آلمان شاهد بودم که خمیرکاغذ متناسب با سلیقه متقاضی در ابعاد و رنگ درخواستی او تهیه و تولید می‌شود. در حالی که در ایران تنوع کاغذ‌ بسیار محدود است و مجموع این موارد به طور کلی بر کیفیت اثر تاثیر گذار میباشد، به وی‍ژه زمانی که تلاش داریم چاپ نزدیک به اصل اثر باشد.

در مجموع می توان گفت که دقت لازم در این زمینه وجود ندارد و به نظر می رسد تربیت کارشناس و متخصص در حوزه صنعت چاپ با ورود تکنولوژی به کشور همراه و همگام نبوده است. البته باید بحث صحافی و جلدسازی را از این مقوله جدا کرد.

چرا که در این زمینه، گروه صحافی و جلد ساز همکار ما خوشبختانه بدلیل تعهد و علاقمندی و همچنین مهارت بینظیر خود با امکانات حداقل زیباترین نمونه‌های چند دهه اخیر را ساخته اند. در این رابطه باید متذکر شوم که تمامی مراحل پیش از چاپ شامل عکاسی،گرافیک،تفکیک رنگها، تصحیح متن در ایران توسط گروهی مجرب که در طی ده سال گذشته با من همکاری داشته اند انجام می‌گیرد.

  • استقبال مخاطبان و موزه داران در داخل و خارج از کشور از این آثار چگونه است؟

استقبال خوبی از عرضه این آثار در نمایشگاه های خارجی صورت می گیرد و روز به روز این استقبال بهتر و شکیل تر می شود. انتشار این آثار موج و حرکتی فرخنده را در حوزه علوم و هنر قرآنی موجب شده و امیدوارم این حرکت با حمایت مسئولین و دولت‌ها تداوم پیدا کند.

به نظر می رسد دولت در این زمینه نیازمند بازنگری در استراتژی و برنامه ریزی فرهنگی خود درحوزه قرآن است. اگر دولت در حوزه چاپ قرآن کریم، برنامه ریزی دقیق تری داشته باشد بهتر می‌تواند در ترویج فرهنگ قرآنی در داخل کشور و خارج از مرزهای آن موفق باشد.

کد خبر 120279

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار