همشهری‌آنلاین: چهارمین جایزه مهتاب میرزایی به محمدعلی موحد، برای بهترین مقاله تالیفی و روشن وزیری برای بهترین مقاله ترجمه‌ اختصاص یافت

به گزارش همشهری‌آنلاین، در چهارمین جایزه مهتاب میرزایی که عصر پنج‌شنبه، 24 تیر در تالار رایزن، مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد، دکتر محمدعلی موحد برای مقاله«بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» و خانم دکتر روشن وزیری برای ترجمه مقاله «دفاع از مردمسالاری در برابر عوام گرایی» از طرف خوانندگان این فصلنامه فرهنگی برنده شناخته شدند.

در این مراسم آناهید خزیر که گزارش نشست نقد و بررسی کتاب ادبیات چیست در شهر کتاب را ارائه داده بود،نیز به عنوان جوانترین همکار این نشریه مورد تقدیر قرار گرفت.

سخنرانی معصومی همدانی درباره ژورنالیسم فرهنگی

به گزارش همشهری‌آنلاین در ابتدای این مراسم دکترحسین معصومی همدانی با یادکردی از دکتر علی محمد حق‌شناس که دو سال قبل در همین مکان سخنرانی کرد گفت: همه شواهد از کم‌رمقی امید به زندگی در مطبوعات ایران حکایت دارد.

او با دسته‌بندی موانع پیش‌روی مطبوعات به عوامل بیرونی چون سانسور، بر عوامل درونی انگشت تاکید گذاشت و گفت: متاسفانه لغت ژورنالیسم از منظر اهل فرهنگ،‌ واژه‌ای محترم نیست و بسیاری آن را در جهت تضعیف یک نوشته یا مطلب به کار می‌برند و از نوشته‌های ژورنالیستی به عنوان طعن و لعن یاد می‌کنند.

او رقیب ژورنالیسم در چنین منظری را سیاست دانست که  انقلابیون به مقابله و مطاعنه با آن برمی‌خیزند و آن را همانند ژورنالیسم ناقص و دم‌بریده می‌دانند.

به گفته معصومی همدانی متفکران، شاعران، ادیبان و ... ژورنالیسم را ملامت می‌کنند که افق دور را نمی‌بینند و اجیر و مزدور خداوندان زر و زورند در حالی که کار آنها نیز خالی از عیب و ایراد نیست و خود آنها مدام در رسانه‌های روزمره حضور و بروز دارند و به کار و تبلیغ خود می‌پردازند.

معصومی همدانی با شمردن برخی ویژگی‌های کار ژورنالیسم آن را به زعم منتقدان، سطحی، روزمره، از یاد رفتنی و بی‌ماندگار دانست و گفت: تنها کسی که از میان متفکران کار ژورنالیسم را ستود هگل بود که گفت همچنان که آدمیان صبح از خواب بر می‌خیزند و به عبادت خداوند می پردازند و دنیای بالا را صدا می‌زنند،‌در سوی دیگر خواندن مطبوعات را در صبح نوعی نیایش سحری واقع‌گرایانه باید  نامید که آدمی به‌وسیله‌ی آن، مانند نیایش که به خدا رو می‌آورد، به دنیا رو می‌آورد و به آدمی کمک می‌کند دریابد که در کجا ایستاده است.

بعد از این مقدمات معصومی همدانی ضمن ارائه تعریفی از فرهنگ با این مضمون که «آن وجوهی از حیات اجتماعی که دوام و بقای بیشتری دارد» گفت: ژورنالیسم فرهنگی تفاوت جوهری با انواع دیگر ژورنالیسم ندارد، بلکه از منظر فرهنگی بر افراد جامعه تاثیر دارد که از جمله نخسین این گونه روزنامه‌نگاری را می‌توان از روزنامه تربیت یاد کرد.

به گفته معصومی همدانی در سال‌های قبل از انقلاب، غلبه با ژورنالیسم ادبی و هنری بود، اما در سال‌های بعد انقلاب و به خصوص در دهه اخیر این مسائل  و موضوعات فلسفی و فرهنگی سیطره خاصی یافت و راه خود را از ژورنالیسم ادبی و هنری تاحدودی جدا کرد.

به گفته  سرویراستار مجموعه کتاب‌های دانش معاصر، حرفه‌ای شدن کار ژورنالیست فرهنگی، تخصصی شدن بیش از حد آن و نشناختن مخاطب و نیز غلبه جنبه تحلیلی بر جنبه خبری و اطلاع‌رسانی از جمله موضوعاتی است که باید مورد آسیب شناسی دقیق قرار گیرد.

بسیاری از ژورنالیست‌های ما باور دارند که ژورنالیست بودن نوعی نقص است و باید به نوعی آن را کتمان کرد و لذاست که مدام از نظرات استادان دانشگاه و روشنفکران درباره مسایل فرهنگی روز استفاده می‌کنند و به این ترتیب ما شاهد نوعی "ژورنالیسم شرمنده" هستیم که فقط با اسم بردن از افراد مشهور و ارجاع به مقالات و این جمله کلیشه‌ای پایان هر مقاله که "منابع در دفتر روزنامه موجود است" می‌خواهد خود را جدی بنمایاند.

این استاد دانشگاه و مترجم آثار فلسفی ادامه داد: نوع خفیف‌تر گرفتاری ژورنالیست فرهنگی این است که حتی جایی که مسئله روز در میان است نوشته خود را از منظری تئوریک و نه از زاویه دید مردم آغاز می‌کند این در حالی است که مخاطب نیازمند درک صریح و ساده یک تحلیل از یک موضوع است و ژورنالیسم‌های حوزه فرهنگ نباید نوشتن یک تحلیل ساده را در هزارتوی مطالب نظری پنهان کنند و اصولا نوشته و یادداشتی خوب است که خواننده و یا مخاطب به شکل مستقیم با آن نظریه‌ای که در پس و پشت یک تحلیل روبرواست ،روبرو نشود و روزنامه‌نگار بتواند آن بخش را به شکل غیر مستقیم در نوشته‌خود نشان دهد.

وی تاکید کرد: ژورنالیسم فرهنگی ما چهره‌ای عبوس، تخصصی و علمی دارد و بسیار کم از طنز، طیبت، ارجاع و ادب و هنر نشانی دارد و فضای ادبیات کهن و غنی ما در نوشته‌های‌آنها کمتر به چشم می‌آید و  بر عکس از اصطلاحاتی که در بسیاری موارد نیازی هم به آنها نیست استفاده می‌کند.

معصومی همدانی گفت: ژورنالیسم فرهنگی باید به مخاطب نشان دهد که او کجا ایستاده است. بسیاری از ژورنالیست‌های ما به دلیل مرعوب متفکران بودن با عبارت‌پردازی‌های طول و دراز این مرز را مخدوش می‌کنند. در حالی که کار ژورنالیست این است که نه فقط یک قشر مثلاً‌ قشر روشنفکر بلکه وسیع‌ترین دایره خوانندگان را در نظر بگیرد و در ضمن مرز میان خبر و تحلیل را مشخص کند و این مرز را نه تنها برای خود،‌که برای خواننده هم قابل تمییز و تفکیک نشان دهد.

تکنوازی سه‌تار بهداد بابایی

پس از سخنان معصومی همدانی، بهداد بابایی، نوازنده چیره دست سه‌تار به جایگاه آمد و قطعاتی را در نغمه دشتی و سپس دستگاه شور از به صورت بداهه اجرا کرد که با تحسین و تشویق بسیار حاضران روبرو شد. بابایی در این اجرا قطعاتی از مرحوم صبا(کاروان) و نیز چهارمضرابی از آلبوم تمنای دایی‌مرحومش،پرویز مشکاتیان را هم در کنار چند قطعه از ساخته‌های خود از آلبوم،‌جوی نقره مهتاب را برای حاضران نواخت.

پس از اجرای منجصر به فرد بابایی، خانم دکتر روشن وزیری ابتدا جایزه خود را از دست خشایار دیهیمی،برنده جایزه بهترین ترجمه مقاله در سال قبل همین مراسم،دریافت کرد و سپس  با گرامیداشت یاد و خاطره این همکار جوان (مهتاب میرزایی) مجله نگاه نو این جایزه را رویداد فرهنگی در خور توجهی نامید و از رای خوانندگان مجله نگاه نو هم به مقاله ترجمه‌ای‌اش قدردانی کرد و گفت: باور دارم آنچه توجه خوانندگان نکته بین این مجله را به خود جلب کرده اثر مارک ونتوفسکی مورخ و پژوهشگر دانشگاه ورشو است و سهم من صرفاً ‌انتخاب این مقاله و برگرداندن آن به فارسی است.

وی همچنین در سخنانی به برخی ویژگی‌های نوشتاری ونتوفسکی اشاره کرد و در پایان با قرائت قطعه شعری از شیمبورسکا آن را به  زنده‌یاد شهرام شیدایی (مترجم آثار شیمبورسکا) تقدیم کرد.

افشار و فولادوند و ارائه جایزه به دکتر موحد

در این مراسم همچنین  دکتر ایرج افشار که به اتفاق دکتر عزت‌‍الله فولادوند جایزه محمدعلی موحد را به او اهدا کرد در سخنانی در مورد این پژوهشگر حوزه آثار ادبی و تاریخی گفت: بنده با موحد هم دوره بودم و حالا هم که به پیرانه سری رسیده‌ایم در این جا و در جایزه مهتاب میرزایی با یکدیگر هم اتفاق شده‌ایم.

وی افزود: آنچه موحد برای فرهنگ ایران از دوره جوانی تا کنون انجام داده کارهای بسیار برجسته، ماندنی و سزاوار تقدیر است؛ کارهای او در زمینه شمس و مولانا در چند سال اخیر کیفیت والایشان را نشان داده‌اند. همچنین ترجمه بسیار خوب او از سفرنامه ابن بطوطه از آثار ماندگار ترجمه او به شمار می‌رود.

افشار همچنین به پژوهش‌های موحد در زمینه مسائل نفت و تاریخ آن در ایران اشاره کرد و گفت: او به دلیل اینکه سالهای دراز عمر اداری‌اش را در شرکت نفت گذراند و نیز اهل جستجو و کنکاش بود بیش از هر کس دیگر به موضوعات تاریخی، سیاسی و حقوقی نفت اشراف داشت و کتابی هم که در این باره نوشت از آثار قابل اعتماد و استناد است.

سخنرانی دکتر موحد درباره رویکزد‌های مختلف به تاریخ و تاریخنگاری

سپس دکتر محمدعلی موحد پشت تریبون رفت و با اشاره به مقاله برگزیده‌اش در مجله نگاه نو با عنوان "بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر" به رویکرد جدید مخاطبان به مسائل تاریخی اشاره کرد و گفت: مشخص است که جنبه‌های تاریخی این مقاله هم مورد توجه خوانندگان بوده است. نگاهی گذرا به اوراق روزنامه‌ها هم معلوم می‌کند که از چندی پیش توجه عمومی به سوی تاریخ معطوف شده است.

وی با اشاره به نگاه بزرگان تاریخ و ادبیات مانند سعدی، بیهقی و فردوسی به مسئله وقایع‌نگاری به تغییر نگاه به تاریخ در عصر جدید اشاره کرد و گفت: مردم عصر و زمان ما به این که تاریخ فقط گزارش صادقی از زوال و فنای روزگار و اینکه صرفاً آیینه عبرتی باشد قانع نیستند. مردم این دوره اهل چون چرا هستند و می خواهند تاریخ آیینه‌ای باشد که چون و چراهای روزگارشان را بیرون بکشد.

موحد اضافه کرد: واقعیت هم این است که تاریخ آیینه همان زمانی است که در آن نگریسته می‌شود. بازسازی هنرمندانه گذشته که توام با اندیشه باشد دقت فراوانی می‌طلبد و راه را به روی مورخان آینده باز می‌گذارد.

وی با اشاره به شیوه تاریخ نویسی در ایران به تواریخ مختلفی که توسط صنوف متنوع نوشته شده است، پرداخت و گفت: تاریخ‌هایی که به دست وزیران، دبیران و کارگزاران دیوانی به فرمان شاهان یا برای آنان نوشته شده‌اند، جزو تواریخ متعدد و دارای تکثر زیاد هستند. تواریخی  هم که نویسندگانی از صنف فقها، علما و روحانیونی مانند ابن خلدون، قطبی و مستوفی نوشته‌اند دسته دیگر را تشکیل می‌دهند اما تواریخی که به امر پادشاهان یا برای آنان نوشته می‌شد تکلیفشان معلوم است و هیچکس از آنها انتظار بی‌طرفی ندارد.

وی در هم تنیدگی تاریخ با اسطوره پردازی و شاعرانگی را آسیبی جدی در دوران تاریخ نویسی ایران دانست و گفت: گزینشی عمل کردن در نقل رویدادها و اسناد در تاریخ‌نگاری معاصر امروز ما هم نمود دارد. بسیاری از مورخان ما تاریخ را با شعر و افسانه در هم آمیخته‌اند و آن را تا حد شرح احوال کاسته‌اند.

این پژوهشگر و مترجم پیشکسوت در پایان با اشاره به انتقادهای تند و گزنده  یکی از منتقدان(خسرو شاکری) به  کتاب «خواب آشفته نفت»مسائل پیرامون دکتر مصدق گفت: ما عموماً قضاوت‌های فله‌ای می‌کنیم و داوری‌هایمان درباره شخصیت‌های تاریخی یا با نوعی افسون زدگی همراه است یا با نوعی کینه‌توزی و اصولاً فراموش می‌کنیم که همه شخصیت‌های تاریخی در هر حال انسان هستند و در معرض خطا و اشتباه.

چهارمین جایزه مهتاب میرزایی شب گذشته با پخش سمفونی خلیج فارس  از ساخته‌های فرهاد فخرالدینی به کار خود پایان داد.

در این مراسم علاوه بر نویسندگان و مولفان جمعی از چهره‌های فرهنگی و هنری هم حضور داشتند.

کد خبر 111673

برچسب‌ها