یک متخصص اعصاب و روان می‌گوید: هدف از درمان اضطراب این نیست که هیچوقت غمگین، مضطرب یا خشمگین نشویم. هدف، جلوگیری از تسلط آن بر زندگی است. در هر حال قرار نیست همیشه شاد باشیم.

استراحت - سردرد - اضطراب

همشهری‌آنلاین - پروانه بندپی: اکثر ما تا اینجای داستان را می‌دانیم که استرس بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی است و در بسیاری از موقعیت‌ها حتی واکنشی طبیعی و ضروری به شمار می‌رود. اما وقتی استرس طولانی می‌شود یا به اضطراب تبدیل می‌شود، می‌تواند به اختلالی جدی تبدیل شود که مانند هر بیماری دیگری، نیازمند تشخیص و درمان زیر نظر یک متخصص است. با این حال، خیلی از ما اضطراب را تا سرحد فرسودگی تحمل می‌کنیم و درمان دارویی و تکنیک‌های روان‌شناختی را جدی نمی‌گیریم.. نتیجه هم این است که اضطراب پیشروی می‌کند و می‌تواند جسم، ذهن و روان را تحت تأثیر قرار دهد. تا جایی که جبران آسیب‌های آن بسیار دشوار خواهد شد.

اضطراب فقط یک احساس نیست

دکتر مُنا کروندی، روانپزشک و متخصص اعصاب و روان در گفت‌وگو با همشهری درباره اینکه اضطراب چگونه می‌تواند از یک احساس ناخوشایند فراتر برود و جسم را نیز درگیر کند، می‌گوید: «اختلالات اضطرابی چند دسته می‌شوند؛ می‌توانند از اضطرابِ منتشر باشند یا به صورت ترس‌های اختصاصی - مثلاً ترس از پرواز، فضاهای دربسته یا ارتفاع - بروز کنند. ولی یک وقت‌هایی این ترس‌ها به بالاترین میزان خود می‌رسند که به صورت یک حس ناخوشایند و علائم روان‌پزشکی یعنی همان دلشوره، استرس و اضطراب بروز می‌کنند. قدیمی‌ها می‌گفتند «انگار توی دلم دارن رخت می‌شورن». در این حالت، فرد علائم جسمی مختلفی را هم از فرق سر تا کف پا تجربه می‌کند.»

این روانپزشک ادامه می‌دهد: «این علائم می‌تواند شامل گشاد شدن مردمک‌های چشم، خشک شدن دهان، سیخ شدن موهای بدن، تنفس خیلی سریع و تند، احساس خفگی، تپش قلب، درد قفسه سینه، درد شکم، احساس اضطرار برای دفع و اجابت مزاج، احساس اینکه فرد باید سریع به دستشویی برود، گزگز اندام‌ها و علائم دیگر باشد. این حالت‌ها به علت آزاد شدن هورمونی به نام آدرنالین ایجاد می‌شوند.»

اضطراب چطور بیماری‌های جسمی را شعله‌ور می‌کند؟ | هشدار روانپزشک به کنترل اضطراب با ورزشبه گفته کروندی، «همین علائم جسمی گاهی آن‌قدر شدید می‌شوند که فرد تصور می‌کند با یک بیماری جدی جسمی مواجه شده است.» این روانپزشک می‌گوید: «وقتی اضطراب به مرحله‌ای می‌رسد که علائم جسمانی خیلی شدیدی ایجاد می‌کند، فرد احساس می‌کند مرگ قریب‌الوقوع دارد، احساس جنون می‌کند یا فکر می‌کند «دارم سکته می‌کنم، قلبم دارد می‌ایستد». ما بیمارانی داریم که حتی ۱۰ بار نوار قلب گرفته‌اند، به کلینیک‌های متعدد قلب مراجعه کرده‌اند، اکو و تست‌های تنفسی مختلف انجام داده‌اند، ولی نمی‌دانند که این حملات ناشی از اضطراب هستند.»

وقتی اضطراب، زندگی روزمره را مختل می‌کند

کروندی معتقد است: «نقطه مهم در تشخیص شدت مشکل، فقط میزان اضطراب یا شدت علائم جسمی نیست. بلکه تأثیری است که اضطراب بر عملکرد روزمره فرد می‌گذارد. وقتی به این مرحله می‌رسیم، حملات اضطرابی طوری است که در عملکرد طبیعی فرد اختلال ایجاد می‌کند و در روابط بین‌فردی او هم مشکل ایجاد می‌شود. وقتی فرد به این مرحله می‌رسد، مشکل به حدی است که دیگر نیاز به درمان دارویی دارد.»

این روانپزشک درباره اینکه آیا هر اضطرابی لزوما نیاز به دارو دارد، می‌گوید: «تا وقتی که فرد هنوز دچار اختلال عملکرد نشده، با روان‌درمانی و مدیتیشن می‌توان به فرد کمک کرد. مثلاً فرد یک کارمند مضطرب است اما می‌تواند کارش را در حدی که قبلاً انجام می‌داده، انجام بدهد. همچنین می‌توانیم سراغ تکنیک‌هایی برویم که با فکر و ارزیابی فرد کار دارند؛ یعنی CBT یا درمان شناختی‌رفتاری برای کنترل اضطراب.»

اضطراب درمان‌نشده، جسم را هم فرسوده می‌کند

متخصصان هشدار می‌دهند استمرار اضطراب فقط ذهن را فرسوده نمی‌کند و تنها به افت کیفیت زندگی محدود نمی‌شود. بلکه می‌تواند با مشکلات جسمی نیز همراه شود. کروندی در این زمینه می‌گوید: «اگر اضطراب کنترل نشود، افزایش هورمون آدرنالین که موقع اضطراب در بدن اتفاق می‌افتد، باعث افزایش فشار خون و بالا رفتن قند خون فرد می‌شود. در درازمدت هم این افزایش آدرنالین، وقتی کنترل نشود و فرد یاد نگیرد که آن را مثلاً با ورزش تخلیه کند، می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی مثل فشار خون، افزایش قند خون، حملات قلبی و سکته قلبی شود.»

این روانپزشک به ارتباط دوسویه سلامت روان و بیماری‌های جسمی اشاره می‌کند: «همه عزیزان فکر می‌کنند که بیماری‌های قلبی، نوسان قند خون یا فشار خون هستند که کمیت زندگی ما را تخریب می‌کنند و بیماری‌های اعصاب فقط کیفیت زندگی ما را خراب می‌کنند. در حالی که همین کیفیت زندگی خیلی اهمیت دارد. الان می‌دانیم که بیماری‌های جسمی مثل قند خون، فشار خون، چربی خون و بیماری‌های قلبی با اضطراب و افسردگی خیلی بدتر می‌شوند و از کنترل خارج می‌شوند.»

کروندی اضافه می‌کند: «این رابطه یک‌طرفه نیست. فردی که افسرده است یا اضطراب دارد، ممکن است داروهای مربوط به قند، فشار خون و چربی خونش را مصرف نکند و در معرض اضطراب و افسردگی بیشتری قرار بگیرد.»

او می‌گوید: «همچنین بعضی بیماری‌های جسمی می‌توانند علائم روانپزشکی را تشدید کنند. مثلاً بیماری‌هایی مثل کم‌خونی و کم‌کاری تیروئید می‌توانند تظاهرات روان‌پزشکی و اختلالات اضطرابی را بدتر کنند.»

کروندی درباره این تصور هم که فرد می‌تواند اضطراب شدید خود را تنها با اراده شخصی یا مثلا با ورزش کنترل کند، هشدار می‌دهد: «وقتی در درازمدت آدرنالین ترشح می‌شود و فرد اضطراب خود را درمان نمی‌کند و آن را به اراده شخصی واگذار می‌کند یا فکر می‌کند می‌تواند با ورزش اضطراب را کنترل کند و دارودرمانی را جدی نمی‌گیرد، در درازمدت دچار مشکلات فشار خون، قند عصبی و بیماری‌های خودایمنی، حتی بدتر شدن آنها و عدم کنترل بیماری‌های زمینه‌ای فرد می‌شود.»

بیشتر بخوانید؛

از سردرد و روده تحریک‌پذیر تا مشکلات پوستی

به گفته این روانپزشک، «آثار اضطراب ممکن است خود را در بخش‌های مختلف بدن نشان دهد و گاهی بیمار و حتی اطرافیانش ارتباط میان علائم جسمی و وضعیت روانی او را تشخیص ندهند.»

دکتر کروندی می‌گوید: «حتی در بسیاری از موارد، اختلالات گوارشی که در افراد مسن می‌بینیم، مثل یبوست‌های طولانی‌مدت یا اختلالات IBS و روده تحریک‌پذیر و همچنین سردردهای مختلفی که فرد تجربه می‌کند، علاوه بر قند و فشار و چربی خون، می‌توانند تحت تأثیر اضطراب قرار بگیرند. یعنی بیماری‌های زمینه‌ای قطعاً تحت تاثیر اضطراب می‌توانند بدتر شوند و کنترل آنها دشوارتر شود و خیلی وقت‌ها حتی زمینه ژنتیکی فرد برای این بیماری‌ها با اضطراب شعله‌ور می‌شود.»

او به علائم و بیماری‌های پوستی ناشی از اضطراب هم اشاره می‌کند: «فرد می‌تواند دچار ریزش مو، اختلالات پوستی پیش‌رونده، پسوریازیسی که با اضطراب تشدید می‌شود، اگزماهای خیلی شدید یا خارش‌های کهیری خیلی شدید شود ولی نداند که زمینه همه اینها استرس و اضطراب است. خیلی‌ها مدام به متخصصان آلرژی و مو مراجعه ‌می‌کنند اما به روان‌پزشک ارجاع داده نمی‌شوند تا با یک دارو، اضطرابشان کاهش پیدا کند و بتوانند به زندگی عادی‌ خود برگردند.»

این روانپزشک می‌گوید: «حتی در بیماران خودایمنی مثل ام‌اس، وقتی افسردگی روی بیماری سوار می‌شود، توانایی عملکردی فرد، استفاده از دست و پا و تمرکز او کاهش پیدا می‌کند و یک بیماری را که خودبه‌خود بد و پیش‌رونده است، بدتر و پیشرونده‌تر می‌کند.»

قرار نیست همیشه شاد باشیم

«هدف درمان اضطراب، این نیست که هیچوقت غمگین، مضطرب یا خشمگین نشویم.» این را دکتر کروندی می‌گوید و تاکید می‌کند: «مسئله، توانایی مدیریت این احساسات و جلوگیری از تسلط آنها بر زندگی است.»

به گفته این متخصص اعصاب و روان، «مهم‌تر از کمیت زندگی، مسلما کیفیت زندگی است؛ اینکه ما بتوانیم بیشتر اوقات شاد باشیم، ولی نه اینکه غم و اضطراب و خشم را تجربه نکنیم. اینها جزو حس‌های طبیعی هستند و قطعا اینها را داریم، ولی باید بتوانیم آنها را مدیریت کنیم و بیشتر زمان‌ها را به شادی تبدیل کنیم. ولی تا زمانی که اضطراب غیرقابل‌تحمل با ما هست، متأسفانه این کار امکان‌پذیر نیست.»

کد خبر 1065446
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار مهارت‌های زندگی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha