همشهری آنلاین - مریم شیرافکن: عشق همیشه آن چیزی نیست که در فیلمها و داستانها میبینیم. گاهی چیزی که اسمش را عشق میگذاریم، ترس از تنهایی، وابستگی، نیاز به تأیید شدن یا حتی ترس از دست دادن یک نفر است. شناختن این تفاوتها شاید در ابتدا تلخ باشد، اما میتواند ما را از رابطههایی که به جای آرامش، فرسودهمان میکنند نجات دهد.

۱. بدون دوست داشتن خود، عشق سالم سخت میشود
دوست داشتن خود به معنای خودشیفتگی یا بینقص دانستن خود نیست. یعنی بدانیم ارزش ما به حضور یک نفر، میزان توجه او یا تأیید دیگران وابسته نیست.
کسی که خودش را دائماً سرزنش میکند، برای دریافت محبت التماس میکند یا ارزش خود را از رابطه میگیرد، ممکن است در رابطه بیش از حد تحمل کند؛ فقط به این دلیل که از تنها ماندن میترسد.
عشق سالم قرار نیست جای خالی عزتنفس را پر کند.
۲. وابستگی شدید همیشه عشق نیست
گاهی آنچه عشق تصور میکنیم، در واقع ترس از دست دادن است.
اگر تمام آرامش، شادی و احساس امنیت ما به رفتار یک نفر وابسته باشد، رابطه میتواند به وابستگی تبدیل شود. در چنین شرایطی، یک پیام دیرهنگام، یک تماس بیپاسخ یا کمی فاصله گرفتن طرف مقابل میتواند تمام روز ما را خراب کند.
عشق میگوید: «دوستت دارم و انتخابت میکنم.»
وابستگی میگوید: «بدون تو نمیتوانم خوب باشم.»
این دو جمله تفاوت بزرگی با یکدیگر دارند.
۳. عشق واقعی همیشه آسان نیست، اما نباید دائماً دردناک باشد
هر رابطهای ممکن است اختلاف، سوءتفاهم و دورههای سخت داشته باشد. اما اگر رابطه دائماً با تحقیر، بیاحترامی، کنترل، تهدید، بیاعتمادی یا اضطراب همراه باشد، نباید صرفاً به دلیل وجود احساسات، آن را عشق سالم بدانیم.
عشق میتواند چالشبرانگیز باشد؛ اما قرار نیست دائماً احساس ناامنی ایجاد کند.
۴. دوست داشتن یک نفر به معنای نادیده گرفتن خودت نیست
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم هرچه بیشتر برای رابطه از خودمان بگذریم، بیشتر عاشق هستیم.
اما اگر برای حفظ یک رابطه دائماً از خواستهها، مرزها، دوستان، اهداف و آرامش خودمان میگذریم، ممکن است دیگر صحبت از عشق نباشد؛ بلکه صحبت از حذف کردن خودمان برای حفظ دیگری باشد.
رابطه سالم جایی است که دو نفر بتوانند همدیگر را دوست داشته باشند، بدون اینکه هویت خود را از دست بدهند.
۵. هر کسی که دوستش داریم، الزاماً برای ما مناسب نیست
گاهی احساس بسیار قوی است، اما رابطه مناسب نیست.
ممکن است کسی را عمیقاً دوست داشته باشیم، اما ارزشها، سبک زندگی، اهداف یا شیوه ارتباطی ما با او سازگار نباشد. شدت احساس، بهتنهایی تضمین نمیکند که یک رابطه میتواند دوام بیاورد.
گاهی بالغترین شکل عشق، پذیرفتن این واقعیت است که «دوستت دارم، اما این رابطه برای من مناسب نیست.»
۶. عشق سالم نیاز به مرز دارد
مرزبندی به معنای سرد شدن یا بیاحساس شدن نیست.
یعنی بتوانیم بگوییم چه چیزی برایمان قابل قبول نیست، چه رفتاری ما را آزار میدهد و در چه شرایطی حاضر نیستیم ادامه دهیم.
کسی که واقعاً ما را دوست دارد، قرار نیست از تمام مرزهای ما خوشحال باشد؛ اما باید بتواند به آنها احترام بگذارد.
۷. گاهی رها کردن، شکست خوردن نیست
یکی از سختترین حقیقتهای عشق این است که بعضی رابطهها قرار نیست تا آخر عمر ادامه پیدا کنند.
گاهی تمام شدن یک رابطه به معنای شکست نیست. ممکن است آن رابطه چیزی به ما یاد داده باشد، بخشی از زندگی ما بوده باشد و حتی عشق واقعی در آن وجود داشته باشد؛ اما زمان ادامه دادنش گذشته باشد.
رها کردن همیشه به معنای کم شدن عشق نیست؛ گاهی یعنی انتخاب آرامش، رشد و احترام به خود.
در نهایت
عشق سالم قرار نیست تو را کوچکتر، مضطربتر یا وابستهتر کند. قرار است در کنار دوست داشتن دیگری، بتوانی خودت را هم حفظ کنی.
منبع : medium
نظر شما