همشهری آنلاین - مریم شیرافکن: تا حالا شده صبح روزت را با یک فهرست بلندبالا از کارها شروع کنی، اما شب که میشود احساس کنی با وجود تمام تلاشهایت، هیچکدام را آنطور که باید تمام نکردهای؟
ممکن است تصور کنی مشکل از تنبلی، کمبود انگیزه یا حتی نداشتن نظم کافی است. اما همیشه اینطور نیست. گاهی مشکل دقیقاً برعکس است: تعداد کارهایی که میخواهی همزمان انجام بدهی، بیش از ظرفیت توجه توست.
وقتی همهچیز مهم است، هیچچیز واقعاً اولویت ندارد.
چرا فهرستهای طولانی ما را خسته میکنند؟
ذهن ما دائماً در حال جابهجایی بین کارهاست. پاسخ دادن به پیامها، چک کردن ایمیل، انجام کارهای شغلی، ورزش، خرید، رسیدگی به خانه و دهها کار کوچک دیگر.
هر بار که از یک کار به سراغ کار دیگری میرویم، بخشی از توجه ذهنیمان را با خودمان میبریم. نتیجه این میشود که ممکن است ساعتها مشغول باشیم، اما پیشرفت واقعی کمی داشته باشیم.
این همان حالتی است که در پایان روز با خودمان میگوییم:
«امروز خیلی کار کردم، اما چرا هیچچیز تمام نشد؟»
مشکل همیشه کمبود زمان نیست
یکی از اشتباهات رایج این است که فکر میکنیم برای انجام دادن کارهای بیشتر، باید زمان بیشتری پیدا کنیم.
صبح زودتر بیدار میشویم، ساعات کاری را طولانیتر میکنیم و سعی میکنیم سریعتر کار کنیم؛ اما اگر همزمان چندین هدف را دنبال کنیم، باز هم احساس عقبماندن خواهیم داشت.
گاهی چیزی که به آن نیاز داریم، زمان بیشتر نیست؛ انتخاب کمتر است.
یعنی بهجای اینکه هر روز ۱۰ یا ۱۵ کار را در فهرست خودمان قرار دهیم، چند کار واقعاً مهم را انتخاب کنیم و انرژی اصلیمان را روی همانها بگذاریم.
کمتر انتخاب کن، بیشتر پیش برو
یک روش ساده این است که ابتدای روز از خودت بپرسی:
اگر امروز فقط بتوانم یک کار مهم را تمام کنم، آن کار چیست؟
بعد همان کار را در اولویت قرار بده.
نه اینکه بقیه کارها را برای همیشه کنار بگذاری؛ بلکه اجازه ندهی کارهای کوچک و کماهمیت، توجه تو را از کاری که بیشترین اهمیت را دارد، بگیرند.
وقتی یک کار مهم را به پایان میرسانی، احساس پیشرفت واقعی ایجاد میشود. همین احساس میتواند انرژی لازم برای ادامه روز را هم بیشتر کند.
«مشغول بودن» با «بهرهور بودن» فرق دارد
ممکن است تمام روز مشغول باشی و در عین حال کار مهمی را پیش نبری.
چک کردن مداوم تلفن، پاسخ دادن به پیامهای غیرضروری، جابهجایی بین چند پروژه و انجام کارهای کوچک، احساس فعالیت ایجاد میکنند؛ اما لزوماً به معنای بهرهوری نیستند.
بهرهوری واقعی یعنی زمان و توجه خودت را روی چیزی بگذاری که بیشترین نتیجه را برایت ایجاد میکند.
گاهی تمام کردن یک کار مهم، ارزشمندتر از شروع کردن پنج کار جدید است.
یک تغییر ساده برای روزهای شلوغ
فردا صبح به جای نوشتن یک فهرست طولانی، سه کار اصلی را مشخص کن.
سپس از خودت بپرس:
کدامیک از این سه کار مهمتر است؟
اول همان را انجام بده و تا جای ممکن قبل از رفتن سراغ کار بعدی، تمامش کن.
قرار نیست هر روز همه کارها را انجام بدهی. قرار است کارهایی را که واقعاً اهمیت دارند، تمام کنی.
شاید راز بهرهوری بیشتر این نباشد که بیشتر کار کنیم؛ بلکه این باشد که کمتر کار کنیم، کمتر حواسمان را تقسیم کنیم و بیشتر به پایان برسانیم.
چون در نهایت، موفقیت فقط به تعداد کارهایی که شروع کردهایم بستگی ندارد؛ به تعداد کارهای مهمی بستگی دارد که واقعاً به پایان رساندهایم.
منبع : https://medium.com/
نظر شما