جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۸:۳۰

کامران محمدی: کوتاه درباره علی‌محمد حق‌شناس

اگر بخواهم علی‌محمد حق‌شناس را به چیزی شبیه کنم، آن باران است؛ دست‌کم به 3 علت:
1 - او را بسیار دیده‌ام. در سال‌های 72تا76؛ حتی یک بار بدون روی خندان و چهره‌ای که بخشنده و پذیرنده بود، نه؛ مثل باران، نوازشگر و مهربان بود.

2 - تنها یک «فرهنگ هزاره» برای یک عمر کافی است. اگر او در تمام 70 سال زندگی‌اش، تنها همین یک کار را به انجام می‌رساند و می‌رفت، آب‌های زیرزمینی به‌جا مانده از بارش بی‌دریغش، همواره باقی بود.

3 - او یکسان می‌بارید. بر همه آنها که در جوارش قرار می‌گرفتند، یکسان و بی‌دریغ. در گروه زبان‌شناسی دانشگاه تهران و همه جای دیگر، هیچ از آموزش نمی‌هراسید.

حق‌شناس، تنها زبان‌شناس، آن‌طور که معمول است، نبود. می‌توانیم زبان‌شناسی را از نامش بگیریم و بعد از مرگش، حسرت خالی شدن جایش باقی بماند. این همه، برخی از ترجمه‌های اوست، جز در زبان‌شناسی: بودا (سال 72)، تولستوی (71)، رمان به روایت رمان‌نویسان (70)، سروانتس (73)، وطن‌فروش (74).

حق‌شناس شعر هم می‌گفت. شعرهایش را بخوانید، مثل باران است.

کد خبر 106287

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار