روزنامه همشهری - محمد سرابی: کشورهای فراوان دیگری هم با مشکل افزایش سن شهروندان درگیر هستند، اما بنا به اعلام شورای ملی سالمندی، مشکل ایران شتاب حرکت بسیار زیاد است. در سال۱۴۳۰ که معمولا بهعنوان نقطه پیشبینیشده بحرانی سالمندی ایران اعلام میشود، از هر ۳ایرانی یک نفر بالای ۶۰سال خواهد داشت، اما ما چقدر برای آن روز آماده هستیم؟
در فاصله ۳۰سال
حتی اگر فرزندآوری بتواند آمار تولد و تعداد نوزادان را بیشتر کند باز هم جمعیت سالخورده ایران کم نخواهد شد. کشورهایی مانند ژاپن همین الان بیش از ۳۰درصد شهروند بالای ۶۰سال دارند و نسبت جمعیت سالخورده آنها بیش از چیزی است که ما برای ایران۱۴۳۰ پیشبینی میکنیم. این کشورها چطور ترکیب جمعیتی خود را مدیریت میکنند؟
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندی دراینباره به همشهری میگوید: «کشورهای دیگر ۸۰ تا ۱۰۰سال طول کشید تا این مسیر را از جوانی جمعیت تا سالخوردگی جمعیت طی کنند، اما ایران در فاصله حدود ۳۰سال از یک کشور جوان به یک کشور سالخورده تبدیل میشود. این اتفاق سریعترین حرکت به سمت سالخوردگی است. جمعیتی که از آنها بهعنوان دههشصتیها نام برده میشود و قرار بود فرصت طلایی کشور باشند، در آینده تبدیل به تهدیدی در حوزه جمعیت میشوند.»
مجید فولادیان، تأکید میکند: «وقتی یک ساختمان دهطبقه سالم را میبینید به این معنی است که ۲طبقه زیر زمین و یکطبقه هم فونداسیون دارد که توانسته است سرپا بایستد. این کشورها هم تدریجی به سالمندی رسیدند و برای همه جزئیات از تغییر صنعت گردشگری تا مناسبسازی فضای عمومی فکر کردند. درنتیجه وقتی جمعیت وارد این مرحله شد دچار شوک و بحران نشدند، بلکه مانند یک اتفاق طبیعی بهنظر آمد. اما ما متفاوت هستیم، زیرا به ضروریات برخورد با سالمندی فکر نکردیم و با روندی که در پیش داریم ممکن است از الان هم برنامه صحیحی نداشته باشیم. درنتیجه ممکن است ناگهان چشم باز کنیم و ببینم در سال۱۴۳۰ قرار داریم، فقط با این فرق که حالا ۱۳درصد و آن موقع ۳۰درصد سالمند داریم.»
بیشتر بخوانید:خانوادههای ایرانی آب رفت | فرزندان بزرگسال بیشتر در خانه پدری میمانند
بانک اطلاعات سالخوردگان
عبارت پنجره جمعیتی که این روزها زیاد شنیده میشود به معنی بخشی از جمعیت یک کشور است که توانایی کار و تولید داشته باشد. ایران تا چند دهه دیگر این بخش فعال از جمعیت خود را از دست خواهد داد، اما کشورهای دیگری در جهان پیش از ما به این مشکل برخورد کردهاند. معمولا از ژاپن بهعنوان کشوری یاد میشود که توانسته موضوع سالخوردگی جمعیت را مدیریت کند، اما کشورهای دیگر مخصوصا در شمال اروپا هم در این زمینه به موفقیتهایی رسیدهاند. سوئد و هلند ۲نمونه از این کشورها هستند.
فولادیان با اشاره به اینکه هیچ بانک اطلاعاتی کاملی از وضعیت سالمندان در کشور نداریم، میگوید: «سوئد و هلند برای این در مدیریت سالمندی موفق هستند که این دادهها را دارند. حتی کشورهایی مانند کانادا که سالخورده محسوب نمیشوند هم این دادهها را جمعآوری و تنظیم میکنند و میدانند که چند سالمندِ تنها در چه وضعیتی دارند. هوشمندی و دادهمحوربودن در زمینه سالخوردگی جمعیت به این معنی است که بدانیم چند سالمند، در چه دهک درآمدی، با چه نوع بیماری، و نیازمند به چه داروهایی داریم. اگر اطلاعات دقیق و با جزئیات نداشته باشیم بودجه زیاد هم کمکی نخواهد کرد.»
نظر شما