همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: از آن دیوارنویسیهای خاص که در بحبوحهای خاص، بداهه و با کمترین تشریفات نوشته میشوند تا روایتی متفاوت از ادبیات، فرهنگ و تاریخ به شیوهای معمولی ثبت شود؛ «مردم، علاج در وطن است.»، «این تنگه واس ماس»، «ما با آمریکا پدرکشتگی داریم»، «ترکیب بَرنده: خدا+مردم»، «#جاوید شاهنجف»، «رهبرشهیدم»، «#دخترانمیناب»، «بوم بوم تا تلاویو»، «موشک جواب موشک»، «سیدمجید بزن که خوب میزنی»، «رفیقِ بیکلک پدروسانچز» و «خدا کند بیوطن نباشم».
دیوار، کمی اسپری و قلقدانی
چند روزی از شروع جنگ تحمیلی سوم گذشته و سر دیوارنویسان شلوغ است. بعضی دیوارنویسان، گروهی به دیوارنگاری مشغولند و بعضی دیگر یکه و تنها بر دیوارهای خالی و خلوت مینویسند. مانند حامد که نوجوان است و خط خوشی دارد: «خطت که خوب باشه، یه کوچولو قلق دیوارنویسی هم بلد باشی، کار با یه اسپری معمولی رنگ درمیاد...با چیزی حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ هزارتومن.»
از قلق دیوارنویسی نیز میگوید: «فاصله اسپری و دیوار باید بین ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر باشه که رنگ نه شُره کنه و نه پخش شه...دیوارای گچی و رویههای فلزی سریعتر رنگ میگیرن...» مهدی اما بدون عرفان و یاسین و سعید دست و دلش به گرافیتی که هنر مورد علاقهیشان است، نمیرود: «پول رو هم گذاشتیم و چند جور اسپری رنگ، شابلون و طرح تایپوگرافی جنگ گرفتیم.» از لابهلای حرفهایش این بیرون میآید: «چند کلیپ آموزش گرافیتی توی اکباتان، همونجا که به خاطر دیواراش، لوکیشن خیلی از فیلما بوده، ضبط کردیم...بالای ۵ هزارتا لایک خورده بود...». مریم و حلما و آیلار نیز از اعضای یک گروه جهادی محلی در پایتخت هستند که پیشتر کلاسهای رایگان خوشنویسی با عنوان «خطتراپی» برپا میکردند. حلما که سرپرست این گروه است، میگوید: «حالا هم کارمون یه جور تراپیه...جملههای روحیهبخش رو به دیوارا مینویسیم.» مریم معتقد است دیوارنویسان جنگ، کمی شاعرند و نویسنده و کمی هم هنرمند: «از دلِ پُری که داریم دیوار مینویسیم تا هم در درد، شریک شیم و هم در امید.»

هشتگهای دیواری
روزهای نخست جنگ تحمیلی سوم، دیوارنویسان بیشتر پای دیوار معابر پرتردد شهر و روستای خود حاضر میشدند و اغلب «رهبرشهید»، «میناب نمیمیرد»، «صالح بعد صالح» و «کمکهای ترامپ رسید» را مینوشتند. با طولانیتر شدن جنگ، نشانی دیوار معابر فرعی و کوچههای بنبست نیز مقصد دیوارنویسان با نوشتههایی تازه و متناسب با تحولات روزانه جنگ شد: «جنگ، جنگ تا پیروزی»، «#ماکان نصیری» و...
شاهرخ، پارچهنویس است؛ از اعلامیهنویسی برای سازمانها تا تبریک و تسلیتهای محلی: «دیوارنویسی به این شکل مثل قصهنویسی میمونه، مثل تاریخ...شاید بعضی دیوارنویسیها به قول معروف، به خطِ خرچنگقورباغهای نوشته شده باشن یا لحنشون تند باشه و یا اصلا روی یه دیوار خاص که نباید؛ ثبت شده باشن ولی کمتر کسی واکنش منفی بهشون نشون میده یا زنگ میزنه شهرداری که بیان پاکش کنن.» پاسخ این سوال که چرا دیوارنویسی در دوران جنگ، کمتر معضل بصری حساب میآید را «میثم عطایی»، جامعهشناس این طور بیان میکند: «دیوارهای شهر از دیرباز به مثابه تریبون و رسانه مردمی محسوب میشدند که کسانی رویشان حرفهایی برای اطلاعرسانی، تبلیغ و اعتراض مینوشتند. تفاوت دیوارنویسی به وقت جنگ در نقطه اشتراکیست که میان افراد تکثر مییابد و کمتر، شخصی و حزبی است.»

پرتکرارها در پاخورترین خیابانها
«خدا کند که بمیرم وطنفروش نباشم»، از جمله دیوارنویسیهای پر تکرار جنگ تحمیلی سوم است که در گذر از بسیاری از خیابانها و کوچهها میتوان دید و خواند؛ از جای جای طولانیترین خیابان تهران تا پاخورترین بلوار مشهد یعنی بلوار توس. درست مانند «ما تا آخر ایستادهایم» و یا هشتگهایی که با موضوع وطن و مقاومت بر تن بیش از نیمی از دیوارهای شهرهای ایران نگاشته شدهاند.

علاج در وطن
«مردم، علاج در وطن است»؛ گاهی به خطی خوش بر دیوار اسپری شده و گاهی به خطی فقط خوانا. در هر حال، دیوارنویسهایش سعی داشتهاند با وام از موزیک معروف این روزها، بگویند درد و درمان، همه در وطن است. شبیهترین دیوارنوشته به آن، همین است که به دیوار خیابان زردتشت غربی پایتخت نوشتهاند: «ایران، خانه ماست». همگیشان اما نسخههای بهروز شده از دیوار و شعارنویسیهای دوران هشت ساله جنگ تحمیلیاند.

دیوارنویسانِ تاریخدان
«ما با آمریکا پدرکشتگی داریم» را دیوارنویسانی نوشته و مینویسند که احتمالا تاریخ دوست دارند و یا شاید تاریخ را زیاد خواندهاند. دیوارنویسانی که از گذشته روابط حکومت و دولتهای معاصر ایران با دولتهای مختلف آمریکا با خبر هستند.

دیسِ دیوارنویسی
«جاوید شاهنجف» را در پاسخ به شعاری که برخی افراد، کمی پیشتر سرمیدادند و یا دیوارنویسی میکردند، نوشتهاند؛ دیس(مخالفت کردن) دیوارنویسی. رد این دیوارنوشته را میتوان روی شیشههای عقب خودروها و یا بر سربندهای تجمعکنندگانِ تجمعات شبانه دید.

ایدئولوژینویسی مدرن و طنازانه
«ترکیب برنده: خدا+مردم» یا «رفیقِ بیکلک پدروسانچز» نشان از طنازی و ادبیات دهه نودیهایی دارد که به وقتش سرباز وطن میشوند. همانها که ظاهرشان امروزی، سرگرمیشان فضای مجازی و حوصلهیشان تنگ است اما در هر حال وطن، خط قرمزشان است و با ایدئولوژینویسی دیواری سعی در صفآرایی دارند.
نظر شما