همشهری آنلاین: به قلم داود امیریان: از صبح امروز که حمله مجدد آمریکا و اسرائیل شروع شده هر ساعت خبرهای راست و دروغ فراوانی پخش میشود. نمیشود به هیچکدام اطمینان کرد. میشود؟ شبکه خبر هم که هیچ، شبکههای دیگر هم خبری نیست. اینستاگرام و تلگرام و واتساپ هم که قطع شده است. توی شبکههای مجازی داخلی هم که چیزی دستم را نمیگیرد. سردرد گرفتهام. در گروه دوستان مشهدیام هم چیز دندانگیری نیست. گرچه خبر شهادت دختر و داماد و عروس و نوههای رهبر پخش شده است.
و سرانجام در گروه دوستان مشهدی، نخستین پیام شهادت رهبر نقش میبندد. باز هم باورم نمیشود. شبکه خبر آب پاکی را روی دستم میریزد. سیدعلی خامنهای به شهادت رسیده است.
چه روز دلگیری است. هیچ حال و حوصله ندارم. از لحظهای که خبر شهادت صدها کودک و معلم در مدرسه شجره طیبه میناب پخش شده، حال و روزم به هم ریخته است و حالا رهبر هم شهید شده است. تصاویر کودکان شهید، خانوادههایشان، شیون و جستوجویشان برای پیداکردن پیکرهای عزیزانشان روح و روان آدم را بههم میریزد؛ چه جنایتی!
من نمیدانم در جنگهای دیگر چنین فاجعهای اتفاق افتاده است یا نه؟ مطمئنم اگر یک راکت و بمب بیهدف باعث کشتهشدن ۲ یا ۳کودک اسرائیلی میشد، الان کل دنیا از ماجرا باخبر شده و صهیونیستها و بنگاههای خبری آبرو و حیثیت برای ایران نمیگذاشتند. ماجرای هولوکاست و کشتن یهودیان توسط نازیها را دیگر هر ننهقمری توی دنیا به گوشش رسیده. کافی است در غرب و کشورهای دیگر بهجای ۶میلیون یهودی کشتهشده توسط نازیها، که آنهم صهیونیستها ادعا میکنند، بگویی ۵میلیون و ۹۹۹ هزار و ۹۹۹ نفر کشته شدهاند؛ تا خرخرهات را بجوند و بیندازنت زندان و انگ یهودستیزی بهت بزنند.
همه باید آستین بالا بزنیم؛ مسئولین باید به کمک هنرمندان و وکلای حقوقی سعی و تلاش کنند و آمریکا و اسرائیل را رسوا کنند. باید در تمام دنیا این فاجعه منعکس شود همه بدانند که دشمن بهانهاش نابودی سلاحهای هستهای و موشکها بود اما نخستینجایی که مورد حمله قرار داد یک مدرسه بود و دانشآموزان بیدفاعش. مگر این دانشآموزان لباس رزم بر تن داشتند؟ مگر سلاحی به جز دفتر و قلم داشتند؟ دفتر نقاشیهای پارهشده، کتابهای آتشگرفته ...
بخشی از داستانک «حماسه آغاز میشود»
- بخشی از داستانی به قلم داود امیریان که در کتاب الکترونیکی «با وطن» منتشر شد.
نظر شما