همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: با این همه، تهران نیز هنوز جان دارد و تهراننشینان، از امید و کمی هم ناچاریست که آن را خالی و خلوت نمیکنند.
روز هفتم؛ مهرِ جهادگران و خیالِ تجزیهطلبان
روز هفتم، جنگ هنوز ویران میکند و بعضی با مهربانی سعی دارند اوضاع را آرام کنند؛ در ملایر کسی، سیبزمینیهای ارزان میفروشد، در رشت، نان نذری پخش میکنند، در تهران سفره افطار را پهن کوچهها میکنند و دورهمیهای خانوادگی شبانه دوباره مرسوم شده است. گروهی از جوانان هم آستین بالا زدهاند به آب و جارو کردن محلههایی که آوار موشک دارند. حالا خیال تجزیه نیز به سر تجزیهطلبان زده و میخواهند تحرکاتی در مرزهای غربی ایران داشته باشند.
روز هشتم؛ بورس جنگزده و اَبرهای نیتروژنی
روز هشتم، بورس جهانی هم غمِ جنگ دارد و تحلیلگران نامآشنای خارجی، هشدار رکود اقتصادی میدهند. همان وقت که در تبریز رژه خودرویی و در اردکان، راهپیمایی موتوری برای پرچمگردانی برگزار میشود، در میدان انقلاب پایتخت نیز کسانی شعارِ وطن میدهند. موشکها هم بیکار ننشسته و میکوبند؛ علاوه بر خانههای مردم که هیچ از یاد جنگندهها نمیروند، ساختمان شهرداریها، شهرکتابها و ورزشگاهها نیز در امان نیستند. ساعت حدود ٢٢:٣٠ پالایشگاههای شهرری و شهران، هدف موشک قرار گرفته و دود سمیِ هیدروکربنی و نیتروژنی به آسمان شهر، اَبری تیره میشود. سازمان محیطزیست هشدار میدهد: «از تردد غیرضروری پرهیز کنید و ماسک، فراموش نشود...». خوب یا بد، باران میبارد؛ باران اسیدی. رئیس مرکز ملی پیشبینی وضع هوا میگوید: «فردا، ١٨ اسفند، وزش باد از آلایندگی جوی میکاهد.»
روز نهم؛ ماهیهای گلی
روز نهم، قیمت بنزین در جهان افزایش یافته و اینجا در تهران، پمپ بنزینها خلوتتر شدهاند. امدادگران هلالاحمر، قلاده سگهای زندهیاب آنست را دست گرفته و میان توده آوار در محله تهرانسر دنبال جان و یا جسد میگردند. صدای انفجار، پراکنده و دور است و در بازار دوم نازی آباد، مردی میانسال، ماهیهای گلی و سبزه میفروشد. ابرهای هیدروکربنی و نیتروژنی هم بالای سر تهران سایه انداختهاند.
روز دهم؛ معرفی سومین رهبر انقلاب
۳۰ دقیقه از شروع دهمین روز جنگ گذشته بود و در میانه اولین مراسم شب قدر، سراسر کشور با خبر انتخاب سومین رهبر انقلاب گره خورد و بسیاری از مداحان در مراسم شب قدر، پیام دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری را قرائت کردند. جنگندهها به بهانه نشانهگیریهای دقیقتر آسمان را در ارتفاع پایین میشکافند. و انفجارها، هیچ زمان مشخصی ندارند. اما مردم عقب ننشستند و حوالی ظهر بود که تهرانیها مانند مردم شهرهای دیگر، برای بیعت با سومین رهبر خود را به خیابان رساندند.
معاون بهداشت و درمان وزارت بهداشت سعی دارد خبرهای امیدآفرین به گوش مردم بخواند: «در ۴ روز اول جنگ بیش از ٣٠ زایمان موفق انجام شده...» یا مشاور عالی وزیر بهداشت میگوید: «در هفته نخست جنگ بیش از ۶۵٠ عمل جراحی با موفقیت به پایان رسیده است.» اما امید، دیری نپایید که چندین و چند موشک شد به سر واحدهای مسکونی در محدوده رسالت. کمی بعد امدادگران، اجسادی پیر و جوان از زیر خروارها آوارش، بیرون آوردند و خبر نداشتند که نیمههای این شب، موشکها بیشتر از هر زمان دیگر، وحشی خواهند شد و در همه جا حتی جاهایی که پیشتر ویران کرده بودند باز سقوط میکنند.
روز یازدهم؛ شب قدر با باران و موشک
هوا سوز دارد و سوگ. تنگه هرمز به کلمه کلیدی در میان صحبتهای سیاستمداران تبدیل شده است، هر بار که ترامپ به دروغ سخنی از باز بودن این تنگه میگوید تا کمی از قیمت نفت بکاهد، مسئولان ایرانی واقعیت را که همان بسته بودن تنگه است را نمایان میکنند.
باران و برف مهمان شهرهای مختلف مانند تهران بود اما شب قدر برگزار شد و مردم با دلهای شکسته هم جوشن کبیر خواندند و قرآن به سر گرفتند؛ هم شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل دادند.
در این روز نیز مانند یکی دو روز قبل، زمزمههای آتشبس، بسیار شنیده میشود. زمزمههای آتشبس را ایران هر بار نشنیده میگیرد و گویا در فکر چارهای اساسیست. نشان به آن نشان که بعد از تماس دوم پوتین با پزشکیان، موشکهای ایرانی به کار نقطهزنی خود مشغولند.
روایتهایی روز اول تا پایان روز ششم را در لینک زیر بخوانید:
نظر شما