مهارت‌های زندگی

  • دلی میان تاریخ و تکه‌های برجامانده هنر

    دلی میان تاریخ و تکه‌های برجامانده هنر

    ریحانه جاویدی: میدان مشق تهران برای آنان که دلشان را میان تاریخ و تکه‌های برجامانده‌اش جا گذاشته‌اند، حرف‌های زیادی دارد اما زمانی که قرار باشد در یکی از ساختمان‌های این میدان که از شاهکارهای معماری نیکلای مارکوف گرجستانی است، به گفت‌وگو با مردی بنشینی که معماری را به نقاشی دوخته و چند سالی می‌شود که بر صندلی ریاست موزه ارتباطات ایران تکیه‌ زده است، حال‌وهوای این میدان، طور دیگری می‌شود؛ مانند یک ماشین سفر در زمان که خیال را برای چرخیدن در خاطرات علی‌اکبر نصرآبادی کوک می‌کند.

  • رفیق گرمابه‌ و‌ گلستان باش

    رفیق گرمابه‌ و‌ گلستان باش

    مستوره برادران‌نصیری: صبح جمعه است؛ وقت توصیه‌شده برای نظافت و پاکیزگی، هرچند حالا با این همه امکانات دیگر کسی حمام‌کردن را به وقت و زمان خاصی موکول نمی‌کند اما ظاهرا باید اوضاع برای گرمابه‌های عمومی متفاوت باشد.

  • زندگی خوب یعنی همه‌مون کار کنیم

    زندگی خوب یعنی همه‌مون کار کنیم

    مهوش کیان‌ارثی: بعد از انجام کاری، آسوده در خیابان راه می‌رفتم که ناگهان با دیدن چهره جدی و جذاب پسربچه‌ای ۶-۵ ساله که روی صندلی فایبرگلاسی درست به اندازه قد‌وقامتش در کنار پیاده‌رو نشسته بود بی‌اختیار ایستادم.

  • آپارتمان‌نشینی پاتوق‌ها را از بین برد

    آپارتمان‌نشینی پاتوق‌ها را از بین برد

    کامران بارنجی؛ آوا فوشریان: پلیور خردلی را با پیراهن و شلوار سدری ست کرده و برای شیک‌تر‌شدن این لباس‌ها کفشی به رنگ قهوه‌ای تیره پوشیده است.

  • بقالی آنلاین

    بقالی آنلاین

    مهسا افشون: در یکی از کلاس‌‌های دانشگاه تهران ۱۰دانشجوی کارشناسی ‌ارشد دور میز کنفرانس جمع شده‌اند و از فرهنگ مجازی صحبت می‌کنند و هر کدام، مسئله‌ای را برجسته می‌کند.

  • مشاغلی که خاطره می‌شود کسب‌وکارهایی که قدعلم می‌کند

    مشاغلی که خاطره می‌شود کسب‌وکارهایی که قدعلم می‌کند

    بهراد مهرجو : حوالی جنوب تهران، دقیقا در مرکزیت منطقه‌ای که تغییرات فرمی و محتوایی تهران به لطف راه‌آهن از آنجا آغاز شد، پیرمردی که دهه هفتم زندگی‌اش را به سرانجام می‌رساند، داخل مغازه‌ای خاک گرفته نشسته، رادیو را روشن کرده و یکسره به خیابان زل زده است.

  • یک تن سـالم  یک کیسه پـول

    یک تن سـالم یک کیسه پـول

    مهوش کیان ارثی: قبل از اینکه وارد مغازه‌اش بشوم از پشت شیشه دیدم که با تلفن صحبت می‌کند. نرفتم داخل.

  • گـــریـــه نمـی‌کنیــم بچه کـه نیستیم

    گـــریـــه نمـی‌کنیــم بچه کـه نیستیم

    نفیسه مجیدی زاده: قصه اینطور آغاز می‌شود: بچه‌ها کتک می‌خورند؛ در خانه و مدرسه مورد خشونت قرار می‌گیرند و بزرگ می‌شوند، نسل‌به‌نسل.

  • آخر، عمرم پشت میکروفن رادیو تمام می‌شود

    آخر، عمرم پشت میکروفن رادیو تمام می‌شود

    کامران بارنجی- هدیه بیات: می‌گوید برای گفت‌وگو بیایید انجمن آشوریان؛ «آنجا راحت‌ترم.» به دفترکارش که می‌رسیم همه‌‌چیز همانطور است که باید باشد.

  • برای بچه‌هایم سرپناه می‌خواهم

    برای بچه‌هایم سرپناه می‌خواهم

    همشهری دو - زهرا تالانی: ربابه ۲۰ساله بود که گفتند خواستگار دارد. اولش او را هم مثل بقیه خواستگارها رد کرد اما این‌بار برادرش اصرار کرد که باید زن همین خواستگار جدید شود چراکه به‌نظرش، او آمده تا دختر جوان را خوشبخت کند.

  • هرچهارشنبه، همین‌جا

    هرچهارشنبه، همین‌جا

    همشهری دو - نرگس خانعلی‌زاده: تابستان و زمستان ندارد؛ دیگر همه اهل محل می‌دانند که چهارشنبه هر هفته، در خانه آقای مظفری به‌روی همه باز است.

  • جریان عشق مهدوی

    جریان عشق مهدوی

    همشهری دو - آزاده باقری: چند ماهی است که سه‌شنبه‌ها، چهارراه ولیعصر حال و هوای دیگری دارد؛ حال و هوایی که لبخند به لب هر رهگذری می‌نشاند.

  • روزنه‌های امید برای زندگی

    روزنه‌های امید برای زندگی

    سجاد سیف: برای خانواده‌ای که در یکی از روستاهای تاریخی و خوش آب و هوای نهاوند زندگی ساده و بی‌نیازی را تشکیل داده بودند و به دور از هیاهوی زندگی شهری آرام و باصفا در دامنه گرین زندگی می‌کردند و همه‌‌چیز بر وفق مراد بود، ناگاه حادثه‌ای تلخ رخ داد و زندگی آنها را دگرگون کرد.

  • به تفاوت‌‌ها لبخند بزن

    به تفاوت‌‌ها لبخند بزن

    محمد‌علی شاطری: ازدواج یعنی کامل‌شدن آدم‌ها و این کامل‌شدن در دنیای واقعی همیشه به شکل ۲ قلب نیمه نیست که در کنار هم قرار بگیرند و یک قلب کامل را بسازند.

  • پایان ساعت شلوغی

    پایان ساعت شلوغی

    مریم حدادی: وقت، الماس زندگی است؛ به انواع شهری و روستایی‌اش هم بستگی ندارد.

  • کار دوباره در مزرعه سلامتی

    کار دوباره در مزرعه سلامتی

    همشهری دو - بهاره جلالوند: همه‌‌چیز ساده است، دیوارهای بلند و آنچنانی دور زمین را احاطه نکرده‌اند و تنها لاستیک‌‌های سیاه‌رنگ، با چند سیم خاردار دور زمین وجود دارد که همین مسئله می‌تواند نشان‌دهنده آرامش و سخاوت صاحب زمین باشد که ترسی از چیده شدن محصولاتش ندارد.

  • ضیافت آیین‌ها

    ضیافت آیین‌ها

    همشهری دو - آزاده باقری: تعزیه‌خوانی، نقالی، شبیه‌خوانی، تخت حوضی، معرکه‌گیری، نمایش‌های قهوه‌خانه‌ای، عروسک‌گردانی و... همه در یک‌جا به‌مدت کوتاهی گرد هم آمده‌اند؛گرد هم آمده‌اند برای آنکه فراموش نشوند و تلنگری باشند برای نسل‌های امروز تا دست بجنبانند و آیین‌ها و سنت‌های گذشته را به باد فراموشی نسپارند.

  • به« ایران» برمی‌گردیم

    به« ایران» برمی‌گردیم

    همشهری دو - آوا فوشریان: رفاقت ۴ساله‌شان را به ایران آورده‌اند. پا به پای هم شمال و جنوب را گشته و از قشم و بندرعباس تا ساری و گرگان را دیده‌اند.

  • ۳سال زندگی با داروهای شیمی درمانی

    ۳سال زندگی با داروهای شیمی درمانی

    همشهری دو - ساره گودرزی: از بیمارستان که بیرون می‌آید، درد در تمام تنش می‌پیچد. جانش از این حجم درد و سختی بی‌تاب شده است؛ اینکه هر ۲۰روز یک‌بار دست‌های استخوانی مریم را بگیرد و به بیمارستان بروند.

  • دل به دریا زدم

    دل به دریا زدم

    همشهری دو - آزاده باقری: «به ساحل می‌رویم تا ثابت کنیم هم می‌توان تفریح سالم انجام داد و هم از نماز اول وقت غافل نشد.» این جمله بخشی از صحبت‌های مرتضی پورعلی، روحانی ۲۹ساله بابلسری است که تمام تلاش خود را می‌کند تا برای ساعاتی هم که شده دل مردمی که برای گردش به کنار ساحل آمده‌اند را شاد کند.

  • حرمت سادات

    حرمت سادات

    همشهری دو - محمد مجد: ما ایرانی‌ها همیشه احترام خاصی برای سادات قائل بوده‌ایم. آنها را بر صدر مجلس می‌نشانیم و سعی می‌کنیم که هر کاری از دستمان بربیاید برایشان انجام بدهیم.

  • عشق مادری که آرام ندارد

    عشق مادری که آرام ندارد

    همشهری دو - احسان رحیم‌زاده: مادری میانسال و از کارافتاده به اضافه پسری معلول؛ دست روزگار ۲ نفر انسان درمانده را در کنار هم قرار داده است.

  • هیچ‌وقت به پول و درآمد فکر نکرده‌ام

    هیچ‌وقت به پول و درآمد فکر نکرده‌ام

    همشهری دو - محمدرضا حیدری: اهدای نخستین جایزه بین‌المللی گوهرشاد به بانوی پزشک ایرانی که بخشی از زندگی خود را وقف محرومان و درمان بیماران در مناطق محروم کرده است لحظه‌ای به یاد ماندنی بود.

  • پاپوش ارگانیک

    پاپوش ارگانیک

    هانیه بیات: بازار مهرعلیخان شهرستان ملایر استان همدان، با وجود کوچکی شهر از رونق فراوانی برخوردار است و حتی می‌توان گفت به دلیل قرارگیری شهر در مسیر جاده‌های مهم جنوبی کشور رونق آن چند برابر شده است.

  • خانه ایرانی، ایرانی آباد

    خانه ایرانی، ایرانی آباد

    همشهری دو - آوا فوشریان: چند سالی است که رهبرمعظم انقلاب در سخنرانی‌های خود بر اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید داخل تأکید دارند.

  • ۴۵سال شب‌زنده‌داری

    ۴۵سال شب‌زنده‌داری

    همشهری دو - احسان رحیم‌زاده: از پشت تلفن می‌پرسم شما مطمئن هستید که این خانواده ۵فرزند معلول ذهنی دارند؟ جواب می‌دهد: «بله. این هم نشانی‌شان. اگر باور ندارید خودتان می‌توانید بروید از نزدیک ببینید».

  • دیگر نمی‌توانم روی پاهایم بایستم

    دیگر نمی‌توانم روی پاهایم بایستم

    ۱۶ساله است، تاول دستانش که تند و تند برای مرتب‌کردن روسری رنگ و رو رفته‌اش بالا و پایین می‌شود، چشم را هم شرمنده از نگریستن می‌کند.

  • خط اگر با روح شد جان پرورد

    خط اگر با روح شد جان پرورد

    همشهری دو - معصومه اصغری: این روزها بیشتر ما درگیر دردی مشترک هستیم. انقطاع از سنت به‌دلیل رویارویی سطحی با مدرنیته و چه بسا پست‌مدرنیسم وبالی است که بر گردن بیشتر ما حمایل شده است.

  • رفاقت با کروموزوم شماره ۴۷

    رفاقت با کروموزوم شماره ۴۷

    همشهری دو - آوا فوشریان: با جدیت از ماشین پیاده می‌شود و کمی جلو می‌رود، بعد از آن با دقت خاصی به راننده فرمان می‌دهد تا خودرو در بهترین حالت پارک شود.

  • حقم حلال، جونم آزاد

    حقم حلال، جونم آزاد

    همشهری دو - زهرا مهاجری: اهمیت کارگر بر کسی پوشیده نیست. چرخ تولید و اقتصاد کشور را کارگر می‌چرخاند و بدون حضور مؤثر و فعال او، هیچ کارفرمایی توانایی سرمایه‌گذاری نخواهد داشت.