ترجمه امید جعفرنژاد: سارکوزی در تابستان سال 2007 میلادی، یک سال و‌نیم قبل از اینکه اوباما سوگند ریاست‌جمهوری آمریکا را ادا کند، رئیس‌جمهوری فرانسه شد.

از آن هنگام تاکنون وی با مسائلی از قبیل دزدان دریایی سومالی، گروه 20، پرداخت پول به کسانی که خودرویشان را اوراق کردند، اختصاص مالیات برای آلودگی هوا، موضوع جنگ افغانستان، رقابت با روسیه و بازگشایی درها برای صلح با سوریه در برابر ایالات متحده آمریکا قرار داشت. شیوه او به‌گونه‌ای بود که در یک لحظه همه جا حضور داشت و همواره رئیس‌جمهوری فعال بود. مطبوعات فرانسه سارکوزی را طوری توصیف می‌کنند که بعضی اوقات به‌نظر می‌رسد اوباما دنباله رو اوست. 

اما اوباما این‌گونه نیست. درحقیقت، این دو رئیس‌جمهوری با یکدیگر روابط مناسب و مؤثری نداشتند. بعضی اوقات مشخص نیست که آیا اوباما همتای بسیار فعال خود را به رسمیت می‌شناسد یا خیر و این امرنشان‌دهنده مشغولیت ذهنی رئیس‌جمهوری فرانسه نسبت به اوباما است. افراد کمی در خارج از فرانسه انتظار دارند رهبر پنجمین کشور بزرگ اقتصادی، سرعت جهان را روی مسائل مهم تنظیم کند و از این نظر تعیین‌کننده باشد اما سارکوزی که در کشورش بعضی اوقات به‌عنوان یک آمریکایی شناخته شده است، اغلب برای انجام این امر تلاش کرده است. در دوره ریاست‌جمهوری سارکوزی، مشارکت پاریس - واشنگتن در اکثر موارد، پویا‌ترین رابطه دو جانبه در اتحاد حوزه کشورهای آتلانتیک به شمار می‌رود و رقابت و حسادت سارکوزی نسبت به اوباما، ویژگی اصلی این رابطه است.

سارکوزی و اوباما، دیدگاه مشابهی در زمینه اقتصاد جهانی جدید، عادلانه‌تر و تنظیم شده دارند اما مشکل اینجاست که هر دو همچنین انتظار دارند که در ابتکارات پیش قدم باشند؛ اوباما به این دلیل که رئیس‌جمهوری ایالات متحده است و سارکوزی نیز به‌دلیل آنکه بسیار جاه‌طلب است و مردم فرانسه هم طرفدار پر و پاقرص رئیس‌جمهوری خود هستند.

سؤالی که همیشه سارکوزی را آزار می‌دهد این است که آیا مردم، وی را به‌عنوان جزئی از عوامل تاثیر‌گذار در عرصه جهانی می‌بینند و آیا گروه ریاست‌جمهوری او به توانایی هایش دست یافته است یا خیر؟ شخصیت‌های بسیار متفاوت این دو رئیس‌جمهوری می‌تواند با یکدیگر تضاد داشته باشد؛ اوباما خندان اما بی‌تفاوت است و با سارکوزی مانند دیگر رؤسای جمهوری اروپا به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که با او کاملا برابر و در یک سطح نیست، در حالی که سارکوزی با تعریف و تمجیدهایش، علاقه دارد رئیس‌جمهوری ایالات متحده را دوست خود خطاب کند اما پاسخ لطف و محبت‌های خود را دریافت نکرده است.

مشاهده اوباما و سارکوزی که در شصت و پنجمین سالگرد حمله متفقین به نرماندی، ماه ژوئن روی صحنه در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند، شبیه دیدن هنرپیشه‌ای ریزنقش، سرسخت و عصبی است که در مقابل دنزل واشنگتن محترم و با وقار بازی می‌کند. هنگامی که اوباما تصمیم گرفت با سارکوزی عکس خانوادگی نگیرد، خشم کاخ الیزه نسبت به این بی‌اعتنایی در مطبوعات پاریس قابل مشاهده بود.

عقده‌ای که سارکوزی از اوباما دارد، هم‌اکنون به حدس و گمان‌های دائمی مطبوعات فرانسه تبدیل شده است و اگر  اوباما این را درک نکند، موضوع می‌تواند به مشکلی واقعی مبدل شود. این امر تنها به خط‌مشی و شخصیت مربوط نمی‌شود بلکه با سیاست در ارتباط است. در مناطق مصیبت زده فرانسه، بسیاری از جوانانی که اصلیت آفریقایی و عرب دارند و زمانی با تی‌شرت‌هایی با مارک Che ورزش می‌کردند، این بار پیراهن‌هایی را بر تن کردند که تصاویر اوباما روی آنها مشاهده می‌شد.

نظر سنجی‌ای که از کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس به عمل آمد، نشان‌دهنده محبوبیت 88 درصدی اوباما در فرانسه بود، در حالی که محبوبیت سارکوزی به زیر 50 درصد کاهش یافته است. بعضی از روزنامه نگاران فرانسوی اخیرا در دیدار خصوصی با سفیر ایالات متحده در آن کشور هشدار دادند که  اگر سارکوزی نگران این باشد که رئیس‌جمهوری آمریکا با نادیده گرفتن وی ممکن است در مورد موضوعات مهم مستقیما با مردم فرانسه مذاکره کند، دوستی ناپایدار سارکوزی می‌تواند به یک دشمنی تلخ تبدیل شود.

یک خبرنگار تلویزیونی هفته گذشته جرأت پیدا کرد تا مستقیما از سارکوزی بپرسد، آیا میان او و اوباما «رقابت برای ریاست»وجود دارد یا خیر؟ سارکوزی در حالی که به سختی ناراحتی خود را پنهان می‌کرد، گفت: هیچ رقابتی بین ما وجود ندارد. وی افزود: من از جایگاه خود مطلع هستم و بر یک کشور بزرگ حکومت می‌کنم. اوباما رئیس‌جمهوری کشوری است که قدرت اقتصادی شماره‌یک جهان به شمار می‌رود. سارکوزی با اشاره به تاریخچه اغلب فراموش شده «روابط دوستانه»میان دوکشور اظهار داشت: موفقیت اوباما برای ما منفعت دارد.

رئیس‌جمهوری فرانسه اما با ناراحتی تصریح کرد: برای مخالفت با اوباما در مواردی چون تجارت، تردیدی به‌خود راه نخواهد داد. سارکوزی از تلاش هایش برای انعقاد معامله سودآور فروش هواپیماهای جنگنده پیشرفته به برزیل خبر داد. براساس گزارش‌ها، در حالی که اوباما در تماس تلفنی خود با لوئیس ایناسیولولا داسیلوا، رئیس‌جمهوری برزیل، در مورد معامله بر سربوئینگ اف-18 وی را تحت فشار قرار داده بود، سارکوزی شخصا به برزیل رفت تا قرارداد معامله هواپیماهای فرانسوی- اروپایی رافائل را با لولا داسیلوا منعقد کند. (بعضی‌ها ممکن است این معامله را دزدی بخوانند. )

آشکارا مشخص است که روابط اوباما و سارکوزی، شبیه همکاری مشترکی نبود که میان مارگارت تاچر، نخست‌وزیر اسبق انگلیس و رونالد ریگان، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا وجود داشت اما سارکوزی آرزوی تحقق این همکاری را دارد.

اوباما و سارکوزی با شعارهایی درباره قطع رابطه اساسی با گذشته، تبلیغات انتخاباتی خود را انجام دادند(این امر برای سارکوزی که در دولت پیشین فرانسه خدمت کرده بود، یک شاهکار محسوب می‌شد). هنگامی که هردو به‌عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شدند، به‌نظر سعی‌کردند همه چیز را یکباره تغییر دهند.

سارکوزی برای تفکرات اساسی جدید درباره سیاست‌های محیط‌زیست تلاش کرد و اوباما هم همین کار را انجام داد. سارکوزی برنامه فوق العاده موفقی برای خرید خودروهای قدیمی و پرداخت یارانه برای خرید خودروهای جدید و دوستدار محیط‌زیست را طراحی کرد و اوباما هم به همین صورت عمل کرد. سارکوزی خاورمیانه را در مرکز ابتکارات سیاست خارجی خود قرار داد. وی درهای روابط با سوریه را گشود، اوباما نیز این کارها را انجام داد. حتی قبل از اینکه اوباما سوگند ریاست‌جمهوری آمریکا را ادا کند، سارکوزی تمام این اقدامات را انجام داده بود. 

سارکوزی که همواره خودش را به رخ دیگران می‌کشد، درباره تعیین استراتژی بسیار رک و راست سخن می‌گفت و حرف‌های او دیوانگی تعبیر می‌شد. در ژانویه 2008 میلادی و هنگامی که 8 ماه از ریاست‌جمهوری وی گذشته بود(همانطور که اوباما هم این مدت را گذرانده است)، انتقادها از او به خاطر در دست گرفتن مسئولیت پروژه‌های زیاد و بهره وری بسیار اندک، افزایش یافت. سارکوزی در مصاحبه با منابع خبری گفت:شما نمی‌توانید امید رسیدن به نتیجه مطلوب را داشته باشید، مگر آنکه یک دفعه همه چیز را تغییر دهید.

در غیراین صورت، اجازه دهید نیروهای مخالف روند تغییرات، علیه شما متحد شوند و همه چیز متوقف شود. وی افزود: مردم فرانسه باید این موضوع را بدانند:من احساس مسئولیت می‌کنم و می‌خواهم کاری انجام بدهم. از سوی دیگر، اوباما بر خلاف سارکوزی، از کلمه«من»استفاده نکرده است و همواره از کارهایی که عملی هستند، سخن می‌گوید.
چنین تفاوت‌هایی در شیوه رفتار، تاثیرگذاری بیشتر براساس موضوع را به خطر می‌اندازد. به افغانستان توجه کنید.

در زمان ریاست‌جمهوری سارکوزی، فرانسه امسال بار دیگر به ساختار فرماندهی منسجم ناتو پیوست و با افزایش تقریبا 3 هزار نیرو به درخواست‌های ریاست‌جمهوری بوش برای اعزام سربازان بیشتر به افغانستان پاسخ داد اما نحوه درخواست سارکوزی برای توجه به این تغییرات، بارها و بارها در جامعه فرانسه این امر را نشان می‌دهد که وی با وجود انجام این کارها از اعتبار کافی برخوردار نشده است. هم‌اکنون اوباما از متحدان خود انتظار کمک‌های بیشتری را دارد اما سارکوزی عصبانی و قدر نشناس، ممکن است وسوسه شود و به اوباما کمکی نکند.

اگر دو رهبر در اعتماد و اطمینان کاملی که فرانسوی‌ها آن را رفاقت و همدستی می‌خوانند سهیم شوند، حل و فصل این اختلافات آسان‌تر خواهد بود اما این طور نیست. رئیس‌جمهوری آمریکا سیاستمدار سفت و سخت فارغ التحصیل از دانشگاه شیکاگو است اما برای رئیس‌جمهوری فرانسه به اندازه کافی سختگیری نمی‌کند. سارکوزی توانست با تمام مخالفان خود همکاری کند یا آنها را تقریبا از پای درآورد. وی حتی توانست سرسخت‌ترین رقیب خود دومینیک دوویلپن، نخست‌وزیر سابق فرانسه را به خاطر تبلیغات برای بد نام کردنش، پای میز محاکمه بکشاند. ناتوانی اوباما برای شکست دادن دشمنان و انجام چنین کاری به‌منظور پیشبرد سیاست‌هایش، به‌نظر می‌رسد که سارکوزی را ناامید کرده است.

رئیس‌جمهوری فرانسه هفته پیش در مصاحبه با یک خبرنگار گفت:اوباما شجاع است و خطر را درک می‌کند اما او در برابر کشورش قرار گرفته است. بهار سال گذشته، سارکوزی در میهمانی ناهار کاخ الیزه به گروهی از نمایندگان پارلمان فرانسه گفت که اوباما هیچ‌گاه در طول زندگی خود وزارتخانه‌ای را اداره نکرده و هیچ وقت تصمیم‌گیری و کارایی مناسبی نداشته است.

اوباما و سارکوزی شباهتی به یکدیگر ندارند. سارکوزی نه تنها هدایت منابع فرانسه را در اختیار دارد بلکه تمام اروپا تحت کنترل اوست. یکی از نمونه‌های خوبی که می‌توان به آن اشاره کرد، کشور سومالی است. زمستان سال گذشته، ناوهای چندملیتی در گروه‌های متعدد سعی کردند با دزدان دریایی شاخ آفریقا که تهدیدی روز افزون برای دریانوردی بین‌المللی به شمار می‌روند، مبارزه کنند. ناتو در مبارزه با دزدان دریایی ناکارآمد بود. از سوی دیگر، ایالات متحده هم به‌طور موقتی نیروهایش را از بحرین خارج کرد.

فرماندهان ناوهای جنگی آمریکا برای تیراندازی به دزدان دریایی تردید داشتند و اگر به دام آنها می‌افتادند مطمئن نبودند که چه سرنوشتی در انتظارشان است. دزدان دریایی هم که مسلح به کلاشنیکف بودند، پیوسته مبلغ باج خواهی خود را افزایش می‌دادند. بنابراین، سارکوزی با اتحادیه اروپا برای ایجاد نیرویی متخاصم‌تر همکاری کرد و با کنیا توافقنامه‌ای ایجاد کرد که بر همین اساس، دزدان دریایی دستگیر شده را برای محاکمه به آن کشور می‌بردند.

هنگامی که دزدان دریایی سومالی، ماه آوریل ناو آمریکایی مرسک آلاباما را محاصره کردند و ناخدای آن را به گروگان گرفتند، این ناو راهکارهای مناسبی که از سوی فرانسه طراحی شده بود را دنبال کرد. بر همین اساس، دزدان دریایی در فاصله دورتری در دریا ماندند و تک تیراندازها با هدف‌گیری دقیق، گروگان‌گیرها و دزدان دریایی سومالی را از پای درآوردند و ناخدا را آزاد کردند.

یک مقام آمریکایی که از نزدیک با فرانسه در مورد ناتو و مسائل مرتبط کار می‌کند اما اجازه حرف زدن درباره این مسائل را ندارد، گفت:هم‌اکنون همه چیز به آرامی به پیش می‌رود. وی افزود:سارکوزی یک فعال سیاسی است که ما می‌توانیم با او همکاری کنیم. علاوه بر این، همانطور که شواهد امر نشان می‌دهد، سارکوزی کسی نیست که بخواهد علیه شما کار کند.

نیوزویک-26 نوامبر 2009

کد خبر 99640

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار