همشهری‌آنلاین: نخستین هم‌اندیشی مدیریت هنری در ایران چهارشنبه11‌ آذر در سالن همایش‌های خانه موسیقی برگزار شد

به گزارش همشهری‌آنلاین کامران ملکی منتقد و مدیر روابط عمومی خانه سینما، که مجری ‌گری این مراسم را عهده دار بود با اشاره به تغییرات مدیریتی گفت:

چهار تشکل بزرگ هنری که برای نخستین بار به همت خانه سینما گرد هم آمده‌اند برای آینده خویش بیاندیشند و هم اندیشی کنند شاید روزی بکار آید. پس‌ از طرف جامعه اصناف سینمای ایران دست نیاز به انجمن‌های مختلف دراز کردیم و این نیاز با پاسخ مثبت رو به رو شد و چهار صنف خانه سینما، خانه موسیقی، خانه تئاتر و هنرهای تجسمی قبول کردند تا در این هم اندیشی شرکت کنند و برای دبیری این همایش، بهترین گزینه «دکتر مهدی حجت» بود. ملکی دلیل این انتخاب را  علاوه بر تحصیلات در دکترای معماری از دانشگاه یورک انگلستان ، سوابق اجرایی او به عنوان بنیانگذار و موسس سازمان میراث فرهنگی، مدیر عامل مجموعه تئاتر شهر، معاون امور برنامه های سازمان صدا و سیما و رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی عنوان کرد.

دکتر مهدی حجت:مدیریت هنری محلی برای افراز و تفریط نیست

دکتر حجت به عنوان اولین سخنران و گشاینده همایش هدف از این همایش دو روزه راگوش سپردن به صحبت‌های صاحب نظران ،کارشناسان هنری و مدیران  با سابقه دولتی دانست و گفت :  قرار است در قالب کتابی، مجموعه مقالات ارایه شده به این همایش وارد بازار شود تا علاقه‌مندان مختلف بتوانند از آن بهره‌مند شوند. وی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه مساله مدیریت هنری در ایران مدت‌هاست که ذهنش را مشغول کرده بیان داشت : هدف مدیریت آن است که مجموعه‌ای که در آن فعالیت دارد به شکوفایی و رشد کامل برسد و در این راه قطعا از شرایط محیطی و نیروی انسانی هم برای دستیابی به این هدف بهره می‌گیرد. اما در بحث مدیریت فرهنگی و هنری شرایط کمی متفاوت است و دستیابی به اهداف مدیر در صورتی میسر می‌شود که شرایطی برای تحقق نیروی اراده انسان هنرمند مهیا باشد. وی افزود : اگر فردی بخواهد به‌عنوان مدیر در ایران فعالیت کند، لازم است که به این نکته توجه داشته باشد که جغرافیای ایران تمامی شرق‌ عالم را به تمام غرب‌ پیوند می‌دهد و همین مسأله و شرایط موجب می‌شود که از پتانسیل‌های بالایی برخودار باشد، علاوه بر این دسترسی سرزمین ما به منابع متعدد از دیگر ویژگی‌هایی است که یک مدیر باید مورد توجه قرار دهد.

دکتر حجت در ادامه سخنان خود به تفاوت نگرش غرب و شرق به هنر اشاره کرد و گفت مکاتب هنری غرب به دنبال واقعیت عینی و بیرونی پدیده های  بودند و شرقیان بیشتر در پی انکشاف درونی آن . تفاوت هنر شرق و غرب در حضور و ظهور هنر است و ایران همچون موقعیت جغرافیایی خود در میانه این دو دیدگاه قرار دارد و همین میانگی مزیتی است که باید در مدیریت هنری هم لحاظ شود تا مرز افراط و تفریط را مشخص سازد. حجت کار هنرمندان را مکاشفه امر مستور و واقعیت دانست و اظهار کرد : مدیر هنری باید به درستی بداند که هنرمند از چه جایگاهی برخوردار است. هنرمند دستی بر آسمان دارد و دست دیگر او برروی زمین است و درواقع حکمت‌های آسمانی را به صنعت تبدیل می‌کند. او درواقع فردی است که پیام‌آور حقیقت محسوب می‌شود و اگر ما نگاه درستی به او داشته باشیم او می‌تواند از لایه‌های پنهان خبر بیاورد واکنون هم ما نیاز بسیاری به فهم زود و سریع مستورها داریم.

دبیر این همایش سپس  به مفاهیم مرتبط با مدیریت هنری اشاره کرد و گفت : مدیریت هنری را می‌توان به دو معنا در نظر گرفت، معنای اول آن‌که مدیری برای مدیریت‌کردن مکان‌های هنری گماشته شود که کاری بسیار ساده است اما مفهوم دیگری که دستیابی به آن بسیار مشکل به نظر می‌رسد آن است که فرد بتواند به شیوه‌ی هنری مدیریت کند. دبیر  هم‌اندیشی مدیریت هنری در بخش دیگری از صحبت‌هایش هم به تفاوت‌های مدیریت  باغبانی و نجاری اشاره کرد و گفت: مدیریت فرهنگی و هنری چیزی است که همانند باغبانی است و نه نجاری. ما در باغبانی همواره در پی رشد و شکوفایی هستیم اما در نجاری فرد به دنبال ساخت چیز از پیش تعیین شده است. مدیر هنری کسی است که تمام توان خود را برای استعلائ مجموعه‌اش به کار گیرد نه آن‌که فردی باشد که بخواهد از مجموعه برای شخص خود استفاده کند. او ادامه داد: مدیر هنری باید طوری برخورد کند که هنرمندان که افرادی حساس هستند و در عین‌حال از قوه کشف و شهود برخوردارند بتوانند در فضایی مناسب به فعالیت بپردازند. حال خود شما تصور کنید که اگر قرار باشد در این مدیریت موردی مانند سانسور و ممیزی استفاده شود چه جنایت‌هایی صورت خواهد گرفت.

حجت در پایان سخنانش یادآور شد: اگر قرار است که مادری کودک خود را تنبیه کند، باید این تنبیه به جهت رشد و تربیت او باشد. اما آیا واقعا مدیریت هنری ما هم اکنون به این شیوه عمل می‌کند؟ بنده بر این باورم که این مدیریت نیازمند باز نگری ونگاهی جدی است و ما امیدواریم در قالب این هم اندیشی موضوعات مفیدی مطرح شود و آن‌چه که شایسته بضاعت فرهنگی مردمان ایران زمین است، تقدیم علاقمندانش شود.

چالش های حقوقی مدیریت هنری

پس از سخنان آغازین و  افتتاحیه دبیر همایش، دکتر حسن سبیلان اردستانی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی اراک و پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی به عنوان اولین سخنران مقاله خود را  ارائه داد. او در این مقاله که مقرارت سینما، تئاتر و موسیقی؛ چالشها و خلاء‌ها نام داشت، چالش‌ها و خلاء های قانونی را مهمترین مشکل حال حاضر در عرصه های مدیریت هنری دانست و بیان داشت:  این خلاء با وضع مقرارت سطح پایینی مثل آئین نامه هیات وزارتخانه ای و دستور العمل مدیران جبران شده است که در عمل نمی تواند نیازها و حقوق هنرمندان را تامین کند و همین فقدان یک نظام حقوقی منسجم و یکدست باعث ایجاد اختلال در عرصه تولیدات و عرضه محصولات فرهنگی – هنری شده است. دکتر اردستانی سپس با ارایه دادن قواعد و آیین نامه های موجود به وسیله پاور پونت به بررسی شرایط اصالت آیین نامه پرداخت و به این نتیجه رسید که ما در زمینه هنر موسیقی،سینما و تئاتر قانون  نداریم. 

سخنان این پژوهشگر به دو بخش عمده تقسیم می‌شد در بخش نظری به تفکیک قانون از مقرارت دولتی و شرایط آن پرداخته شد و در قسمت دوم نیز قوانین موجود که توسط مجلس ملی و مجلس شورای اسلامی تصویب شده است را مورد بررسی قرار داد و در پایان بر ضرورت تدوین قوانین منسجم و روشن در این حوزه تاکید کرد که فرایند تولید تا ارائه یک اثر هنری را دربربگیرد.

مدیریت هنری و شکوفایی هنر

دومین سخنران همایش دکتر محمود گل محمدی، دکترای پژوهش هنر، مدیر گروه مطالعات سینما و تاتر پژوهشکده مطالعات هنر و رسانه ایران بود که به بررسی نقش مدیریت هنری در جریان سازی و شکوفایی هنر پرداخت. او با انتقاد از اینکه هنوز پس از گذشت سی سال از انقلاب هنوز در حال آزمایش و خطا در عرصه های هنری و فرهنگی هستیم به تشریح این مساله پرداخت که چه تلاشی باید صورت گیرد تا آسیبهای ناشی از این آزمایش و خطا کاهش یابد و سهم مدیریت هنری در این تلاش چیست . دکتر گل محمدی در تبیین دیگاه خود ضمن تاکید بر آسیب شناسی مدیریت فرهنگی و هنری در کشور همذات بودن همه هنرها را در عین کارکردهای متفاوت آنها مهم تلقی کرد و آن را پایه و اصولی برای شکوفایی هنر در سطح کلی دانست. در همین راستا او توصیه کرد که نباید از اصل مسلم هنرمند و خلاقیت وی غافل ماند.

مدیر پژوهشگاه موسسه بین اللملی مطالعاتی نهج‌البلاغه  در ادامه به طرح این موضوع پرداخت که چرا با وجود هنرمندان زیاد و برجسته در جامعه ایرانی ، عموم مردم از لذت هنری بی بهره اند.  وی همچنین به این موضوع پرداخت که آیا هنر و هنرمند مدیریت پذیر هستند یا خیر؟ و اساسا ارتباط هنرمند و مدیر هنری چگونه باید باشد. دکتر گل محمدی سپس در پاسخ به این سوال به طرح دو دیدگاه متفاوت مدیریت باغبانی و مدیریت نجاری پرداخت و مدیریت باغبانی را شکل مطلوب و راه حل اصلی در جهت شکوفایی هنر عنوان کرد. وی در پایان مقصود توسعه فرهنگ است و از طریق مدیریت درست فرهنگی و هنری می توان به توسعه مطلوب دست یافت.

تصویری از یک مدیر هنری موفق

یکی از متفاوت‌ترین  بخش های روز اول همایش به سخنرانی احمد طالبی نژاد منتقد معروف سینما و عضو هیات تحریریه ماهنامه فیلم برمی‌گشت. این جذابیت شاید به مصداقی بودن سخن او برمی‌گردد که درباره مدیریت ده ساله سید محمد بهشتی بر بنیاد سینمایی فارابی است و این جذابیت زمانی بیشتر می شود که خود بهشتی نیز در جلسه حضور دارد. طالبی نژاد بر خلاف دیگران که به شکل سلبی به نقد مدیریت هنری پرداختند به صورت ایجابی، یک الگو و نمونه موفق از مدیریت هنری را عرضه کرد و به این واسطه به شرایط تحقق مدیریت فرهنگی مطلوب پرداخت.

مدیر مسئول نشریات توقیف شده هفت و ارژنگ، شخصیت و منش پرجاذبه و کاریزماتیک بهشتی را در رویارویی با اهالی سینما یکی از مهمترین عوامل موفقیت او دانست و اشاره کرد که بهشتی در عین اینکه خود یک فرد سیاسی بود و جامعه نیز در تب و تاب سیاسی بود، اما با پرهیز از سیاست زدگی موفق شد تا اعتماد و احترام سینماگران را به خود جلب کند.

سید محمد بهشتی فقط تحصیل کرده رشته معماری نیست بسیاری از سینماگران او را معمار سینمای نوین ایران نیز می‌دانند. طالبی نژاد نیز در سخنان خود به این نکته اشاره می‌کند و او را طراح و مهندس سینمای نوین ایران متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی می داند که با تلاش در بازشناسی نقاط ضعف و قوت سینمای پیش از انقلاب ، چرخ های صنعت سینما در ایران را دوباره راه اندازی کرد. وی کشف و جلب استعداهای جوان و تازه نفس همچون کیانوش عیاری، مسعود جعفری جوزانی، کیومرث پوراحمد، رخشان بنی اعتماد، ابراهیم حاتمی کیا، تورج منصوری، محمود کلاری، محسن مخملباف و... را از جمله دستاوردهای دوران مدیریت بهشتی برشمرد . ضمن اینکه به نقش موثر بهشتی در معرفی سینمای ایران در جشنواره ها و مجامع جهانی اشاره کرد.

طالبی نژاد با برشمردن جنبه های مثبت و منفی بنیاد سینمای فارابی در فاصله سالهای 1362 تا 1372 نتیجه عملکرد سید محمد بهشتی را برقراری یک نظام کارامد و فعال سینمایی و تبدیل شدن بنیاد سینمایی فارابی به مرکز ثقل صنعت سینمای ایران دانست و در تبین این مدعا به طرح دیدگاه بهشتی درباره مدیریت باغبانی و مدیریت نجاری در سینما پرداخت و در سخنان خود را با این جمله به پایان برد که اگر مدیری کارامد و موفق تر از سید محمد بهشتی در عرصه فرهنگ و هنر پیدا شود من این نوشته را با آب خواهم شست.

سیاست و مدیریت هنری

 مصطفی اسد زاده  کارشناس ارشد علوم سیاسی و رئیس اداره پژوهش و فن آوری مرکز تحقیقات موتور ایران خودرو  دیگر سخنران جلسه بود که به بررسی مدیریت هنری نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سینما در دو دهه 70 و 80 شمسی پرداخت .
سینما و سیاست دو پدیده  بسیار جذاب و اثر گذار برای ایرانیان محسوب می شود که نسبت میان ان دو نیز می تواند شنیدنی باشد . اسدزاده این مطلب شنیدنی را دیدنی هم کرد و در خلال سخنرانی خود کلیپ کوتاهی از برخی از فیلمهای شاخص مورد بحث خود را از طریق ویدئو پرژاکتور به نمایش گذاشت. او مرزبندی های سیاسی در ایران را در عرصه سینما مورد بررسی قرار داد و گفت : رقابت دو جناح حاکم در عرصه سیاست ایران صرفا یک جدل سیاسی نیست بلکه رویارویی و تقابل دو ایدولوژی و گفتمان سیاسی است که یکی مبتنی بر پاسداری از ارزشهای انقلابی و دینی و دیگری حمایت از حقوق مدنی و اجتماعی مردم است که ردپای این دو گفتمان را می توان در سینمای دهه 70 و 80 شمسی در ایران دنبال کرد.

این پژوهشگر با استفاده از روش تحلیل محتوا و تحلیل متنی فیلم ها به تبیین سیاست های فرهنگی – هنری دولت در عرصه سینما در دو دهه 70 و 80 شمسی پرداخت. بر همین اساس او دو گفتمان سنتی و مدرن را به عنوان نماد فکری دو جناح سیاسی اصول گرا و اصلاح طلب را در سینما بررسی و بر این نکته تاکید کرد که سلیقه سیاستمدران و مردم در نسبت با سینما و گرایش به فیلمها متفاوت بود و قسمت های کوتاهی از فیلمهای از کرخه تا راین ، آژانس شیشه ای ، خواهران غریب ، روز واقعه  ، قرمز و پاراتی را به عنوان نمونه و شاهد مثال خویش نمایش داد. اسدزاده در پایان نتیجه گیری کرد که هردو گفتمان و جریان سیاسی در ایران به سوی  پیوست فرهنگی  حرکت نکردند و در سیاستگذاری سینمایی از تجربیات گذشته ، مصلحت جامعه و آینده نگری فاصله گرفته اند.

از تولید 1400 برنامه در 23 سال تا بی برنامه‌گی در موسیقی صدا و سیما

بعد از چند سخنرانی درباره سینما و نسبت آن با مدیریت هنری اینک نوبت موسیقی بود تا درباره مدیریت هنری ، سخن ساز کند. سید ابوالحسن مختاباد رئیس کانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی و عضو‌هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران  با اشاره به فقدان دیدگاه‌های نظری در زمینه مدیریت موسیقی، از جمله دلایل اصلی تناقض های موجود در عرصه‌های عملی مدیریت موسیقی را به نبود، نظریه و تئوری فرهنگی در این زمینه راجع دانست و سپس به ذکر برخی مصادیق تاریخی درباره چگونگی برخورد مدیریت فرهنگی با موسیقی پرداخت.

مختاباد از برنامه گل‌ها و مدیر آن، مرحوم داود پیرنیا، و هوشنگ ‌ابتهاج سایه و دکتر داریوش صفوت در مرکز حفظ واشاعه یاد کرد و گفت برنامه گل‌ها به عنوان یکی از نمونه‌های موفق مدیریت ساخت و تولید موسیقی در صدا وسیمای قبل از انقلاب  در طول 23 سال بیش از 1400 برنامه در 886 ساعت ساخته و پخش شد. 

وی گفت: متاسفانه در بعد از انقلاب به دلیل مشکلاتی که برای اهل موسیقی به وجود آمد عملا صدا و سیما درماجرا موسیقی قافیه را به سایر شبکه‌های جهانی باخته است.
 او با اشاره به فراز و نشیب های موسیقی در 50 سال اخیر به فقدان سیاست گذاری و برنامه ریزی روشن و دراز مدت در این عرصه اشاره کرد و گفت : برخی از قوانین مربوط به حقوق هنرمندان موسیقی از سوی متولیان پی گیری و اجرا نمی شود و جالب اینکه قانون حمایت از حقوق مولف و مصنف که 40 سال قبل تصویب شد در بخش سینما توسط وزارت ارشاد و قوه قضاییه اجرا می شود. اما همین قانون در زمینه موسیقی به اجرا گذاشته نشده است.  مختاباد با اشاره به سمینار بررسی سه دهه موسیقی که در جشنواره موسیقی فجر  1387 برگزار شد اشاره کرد که  از میان 120 ناشر فعال موسیقی تنها 15 تا 20 درصد ناشران موسیقی فعال بودند و یا ورشکست شده بودند یا سرمایه گذاری در این حوزه را ترک کرده بودند.

این پژوهشگر موسیقی در بخشی دیگر از سخنان خود با انتقاد جدی از وضعیت آموزش موسیقی در ایران به بی توجهی آموزش و پرورش به آموزش موسیقی در سطوح مختلف آموزشی اشاره کرد و افزود : سامانه ای برای ثبت و ضبط آثار گذشتگان وجود ندارد  و حمایتی از موسیقی فرهنگی و ملی صورت  نمی گیرد . وی همچنین به نحو پخش موسیقی در صدا و سیما اشاره کرد و نشان ندادن آلات موسیقی را یک ضربه بزرگ به موسیقی اصیل ایرانی دانست. مختاباد در پایان به  نوعی آشفتگی عملی – مدیریتی در حوزه موسیقی اشاره کرد و تاکید نمود مدیریت موسیقیایی در ایران باید نظریه فرهنگی داشته باشد و از نظریه فرهنگی خود دفاع کند. همانند مدیری که دارد راه وساختمان می‌سازد و از کارش دفاع می‌کند و موانع را با توجه به نقشه راه کلی از هر طریقی باشد از جلوی پای خود بر می‌دارد.

وی گفت اگر ما می‌گوییم موسیقی‌ای فاخر است، باید همانند همان انرژی و توانی را برای راه سازی و ساخت مسکن صرف می‌کنیم ، برای پیشرفت موسیقی هم به کار ببریم.
وی مدیریت موسیقی در ارشاد را هم همانند صداو سیما دچار تناقضات عدیده‌ای دانست و برخی مصادیق این تناقضات را بیان کرد.

منتقدان و مدیریت هنری

محمد حسن حامدی، پژوهشگر هنرهای تجسمی و مدیر مجله تندیس سخنرانی خود را زمانی آغاز کرد که آیدین آغداشلو دبیر علمی هنرهای تجسمی به هیت رئیسه همایش اضافه شد. حامدی کارشناس گرافیگ و کارشناس ارشد پژوهش به جایگاه نقد هنر در مدیریت هنری پرداخت و منتقدان را مدیران غیر رسمی هنر در هر جامعه ای قلمداد کرد. و گفت : اگر در گذشته عمل یک منتقد تنها به مثابه ثبت وقابع و تهیه پشتوانه علمی برای آیندگان محدود می شد اکنون و با توسعه همه جانبه علوم و اطلاعات و اقبال عمومی و افزایش تقاضا این حضور به مراتب پیچیده تر و معرض تر شده است. وی افزود : بدیهی است که با حذف و کاستن موقعیت نقد ، هر جامعه ای دچار نقصان شده  و در نتیجه تولید آثار فاخر هنری با مشکل جدی مواجه خواهد شد. حامدی هنر را دارای سه ضلع دانست که شامل هنرمند ، اثر هنری و مخاطب می شود و منتقد در این میان نقش واسطه گری و تببین و نظارت را انجام می دهد.

این محقق هنری در ادامه برخی از موانع نقد در جامعه ایرانی برشمرد و به دلایلی همچون مسائل سیاسی و اقتصادی ، مصلحت اندیشی و احساس گرایی به جای عقلانیت اشاره کرد.

مقایسه دو کتاب در زمینه مدیریت هنری

سخنران بعدی شادمهر راستین بود که نام سخنرانی‌اش را باغبان ونجار گذاشت و در ادامه گفت که می‌خواهد به مقایسه دو کتاب مدیریت هنری در ایران، نوشته‌ همسرش،سهیلا نیاکان، و کتاب " در بی دولتی فرهنگ" نوشته جلال ستاری موضوع سخنرانی خود قرار داد و به بررسی تطبیقی و موضوعی آن پرداخت.  این فیلمنامه نویس  در تشریح سخنان خود به بررسی  اجمالی و تاریخی رویکرد مدیریت هنری از دانشگاه  گندی شاپور پرداخت و به مکتب هرات ، مکتب اصفهان ، مکتب تهران و دست آخر تاسیس اداره هنرهای زیبایی کشور در سال 1328 رسید. وی دو کتاب مذکور را به عنوان تنها منابع و مراجعی که اخیرا در این باب منتشر شده را به حضار معرفی کرد. این پژوهشگر و محقق سینما در نتیجه گیری با اشاره به دیدگاهای سید محمد بهشتی اظهار داشت : عموما دو تفکر مدیریتی در ایران جاری بوده و هست یکی نگاه باغبانی و دیگری نگاه نجارانه. البته وی بازهم به حضور پر رنگ دولت در مدیریت باغبانی اشاره کرد و گفت در این رویکرد نیز باغبان آزاد نیست تا هر گلی بکارد . راستین با تفکیک مدیریت رسمی و ملی در عرصه هنر خواهان کاهش مداخله دولت در امر فرهنگ و هنر شد.  وی با ارائه آخرین تعریف از مدیریت هنری آنرا هنر تبدیل ایده به اجرا دانست و سخنرانی خود را با جمله ای از هانا آرنت به پایان رساند که اندیشه خطرناک وجود ندارد بلکه اندیشه  ، خود خطرناک است.

بازنگری در مدیریت سینمایی

آخرین سخنران همایش هم اندیشی ملی مدیریت هنری در روز اول علیرضا دولتشاهی، پژوهشگر آزاد و سینماگر آزاد بود که مقاله خود را با نام «لزوم بازنگری در مدیریت سینمایی» ارائه کرد. وی بیان داشت: با وقوع انقلاب اسلامی دیدگاه مدیریت متمرکز و هنر در ایران شکل گرفت.در قدم اول تربیت نیروهای هنری در ایران بود که بتوانند ایدئولوژی‌های جدید را در مملکت شکل دهند، عمده‌ترین دغدغه حکومت جدید ایجاد هنر دینی و سینمای دینی بود.
دولتشاهی ادامه داد: این مهم در اولین اقدام با ایجاد مدرسه‌ای در باغ فردوس به نام مرکز فیلمسازی اسلامی، شکل گرفت که به نوعی میراث‌دار انجمن سینماگران آماتور بود که آن هم میراث‌دار سینمای آزاد پیش از انقلاب بود.

وی با اشاره به این که این روند با شکست مواجه شد، گفت:‌ افرادی که قرار بود فیلم‌سازان آینده مملکت باشند، به نوعی مدیران سینمای جوان کشور شدند و این شکست به این خاطر بود اما متولیان جدید سینما یک مسئله را از یاد برده بودند که خطر سینمای آیین‌نامه‌ای و متمرکز برای خود سینما بیشتر ضرر دارد.
این پژوهشگر علوم انسانی و سینماگر آزاد معتقد است که تبدیل شخصیت به تیپ همواره یکی از مهم‌ترین مشکلات سینمای ایران قبل و پس از انقلاب اسلامی بوده است چرا که کمتر شخصیت‌سازی صورت گرفته است.
وی تصریح کرد: این امر تا آنجا پیش می‌رود که گروهی از بازیگران، نه تنها به ایفای یک تیپ می‌پردازند بلکه در زندگی شخصی خود نیز دون‌کیشوت‌وار با آن تیپ همذات‌پنداری می‌کنند به خصوص با رواج ساده‌انگاری بینش هنری در جامعه، به تلویزیون نیز نفوذ کرده است. کافی است تولیدات تلویزیون را در سه دهه گذشته به یاد بیاوریم، به ویژه تولیدات مراکز شهرستان‌ها را در ذهن مرور کنیم. بر این اساس باید نگاهی از گذشته تا به امروز درخصوص روند سینمای کشور بیاندازیم و تغییر در رویکرد خود داشته باشیم. این مقاله از پیشینه بحران در مدیریت هنری در حوزه سینمای کشور شروع شده و به بررسی این روند که تا به امروز می‌پردازد.

حاشیه های همایش

- طبق برنامه اعلامی قرار بود سخنران اول دکتر حسین سلیمی، ریئس پیشین مرکز هنرهای نمایش و استاد روابط بین‌الملل باشد که به دلیل تاخیر یک ساعته در شروع برنامه، این سخنرانی به روز بعد موکول شد.
- کامران ملکی در ابتدای جلسه به این نکته جالب اشاره کرد که برای اولین بار چهار نهاد و صنف مهم فرهنگی – هنری کشور در یک همکاری مشترک در این هم اندیشی در کنار هم جمع شدند تا از یک مساله واحد سخن بگویند.
- دکتر محمد سریر به عنوان دبیر علمی موسیقی، ایرج راد به عنوان دبیر علمی  تاتر و ایدین اغداشلو به عنوان دبیر علمی هنرهای تجسمی در جایگاه هئیت رئیسه همایش حضور داشتند و البته جای فرهاد توحیدی دبیرعلمی سینما خالی بود. آیدین آغداشلو هم عصر به جمع هیئت علمی پیوست.
- آیدین آغداشلو در سخنی کوتاه، تلقی کلیشه ای درباره هنرمند دردمند را مورد نقد قرار داد و تاکید کرد که هنرمند در عین اینکه به دردهای جامعه می پردازد باید وظیفه دارد تا از شادی هم سخن بگوید.
- ایرج راد در پایان روز نخست از هم‌اندیشی ملی مدیریت هنری، اظهار داشت: در هم‌اندیشی امروز بیشتر مدیریت هنری مورد نقد قرار گرفت ولی باید تأثیرات هنر در جامعه نیز مورد بررسی و هم‌اندیشی قرار گیرد.
- همایش در دو مرحله زمانی انجام شد و خانه سینما در میانه این بخش با صرف ناهار از میهمانان خود پذیرایی کرد.
- در پایان مراسم کلیپی از سامان مقدم پخش شد که در آن تعدادی از بازیگران سینما در عین اینکه تصاویر از فیلمهای مختلف ایرانی به نمایش گذاشته شده بود سرود ای ایران را همسرایی کردند که این برنامه به شدت مورد توجه و تشویق حضار قرار گرفت.

کد خبر 96645

برچسب‌ها