عباس لقمانی: گزارش آن ‌قدر محرمانه بود که فقط چند نسخه از آن تهیه‌شد. این‌گزارش 278صفحه‌ای، به‌اضافه 154 صفحه ضمایم، قرار بود خط پایان اتهام‌هایی باشد که به سرویس مخفی آلمان وارد شده بود.

هنگامی‌که گزارش به‌دست مقام‌های مسوول رسیدگی به این موضوع رسید، همه متوجه‌شدند که نه فقط به پرسش‌ها پاسخ داده نشده است،‌ بلکه این‌گزارش بر ابهامات هم اضافه می‌کند.

این‌گزارش باعنوان بررسی عملکرد سرویس‌های مخفی آلمان، برای ارایه به پارلمان، به گوشه‌ای از فعالیت‌هایی پرداخته‌بود که براساس قانون آلمان فدرال، چارچوب قانونی نداشت.

در این‌گزارش به گفته‌های یک مامورمخفی آلمان که در دوحه مستقر بود، اشاره‌شد. او نقشه‌هایی را در اختیار آمریکایی‌ها قرار داده بود که هنگام حمله آمریکا به بغداد، به شناسایی اهداف موردنظر آن‌ها کمک‌کرد.

این‌گزارش، در تضاد با سیاست اعلام شده آلمان بود که«گرهارد شرودر»، صدراعظم وقت، آن را اعلام کرده بود. آلمان که در کنار فرانسه از مخالفان جنگ عراق بود، حتی به رویارویی سیاسی با آمریکا نیز پرداخت و«شرودر»، با همین سیاست توانسته‌بود در آخرین روزهای فعالیت‌های انتخاباتی، آرای زیادی را نیز کسب‌کند و فاصله خود را با نامزد حزب مخالف به حداقل برساند.

وزیرخارجه کنونی آلمان، «اشتاین‌باور»، در آن هنگام رییس‌دفتر شرودر و هماهنگ‌کننده سیاست‌های امنیتی بود و کاملا در جریان این‌ماجرا قرارداشت.

در این‌گزارش، به ماموران‌مخفی آلمان در افغانستان نیز اشاره شده بود که فعالیت آن‌ها نیز چارچوب قانونی نداشت. آن‌ها به آمریکایی‌ها برای بازداشت و فرستادن دو ‌شهروند آلمانی که در منطقه بودند، کمک‌کرده‌بودند و یکی از آن‌ها که اخیرا آزادشده است، گفت که ماموران آلمانی در افغانستان در حضور افراد «سیا» او را شکنجه هم کرده‌اند.

مورد دیگر مربوط به یک شهروند‌آلمانی متولد سوریه است که به‌خاطر ارتباط با تروریست‌های 11سپتامبر با فشار آمریکا، دستگیر و به زندان انداخته شد. «حیدر ذمار» هنگام بازگشت به آلمان، در دسامبر سال 2001، هنگامی‌که برای مرخصی به مراکش رفته‌بود، در فرودگاه«رباط» دستگیر‌شد و آمریکایی‌ها او را به سوریه فرستادند.

درگزارش، به این‌نکته اشاره شده بود که وزیرخارجه وقت آلمان، «یوشکا فیشر» نیز در جریان این‌امر قرار داشته است.

بی‌توجهی دولت آلمان

مجله پرتیراژ«اشترن»، چاپ‌آلمان، در مطلبی می‌نویسد که اگر این‌گزارش پیش از انتخابات آلمان علنی می‌شد، شانس«شرودر» در رقابت‌های انتخاباتی به حداقل می‌رسید و احتمالا«آنگلا مرکل» می‌توانست با کمک حزب دموکرات‌های‌ آزاد، یک حکومت‌ائتلافی تشکیل‌دهد.

در انتخاباتی که زودتر از مهلت قانونی به پیشنهاد«شرودر» و با موافقت دیگر احزاب برگزارشد، همه نظرسنجی‌ها حزب دموکرات‌مسیحی را برنده انتخابات می‌دانستند، ولی سیاست اعلام‌شده«گرهارد شرودر» در مخالفت با حمله آمریکا به عراق و ایستادگی حزب سوسیال‌دموکرات در برابر خواسته آمریکا، در هماهنگی با حمله به عراق، این‌حزب و «شرودر» را در موقعیت خوبی قرارداد و او توانست فاصله خود را با«آنگلا مرکل» بسیارکم کند، تا آن‌جا که با اعلام نتایج انتخابات، حزب سوسیال‌دموکرات فقط یک‌درصد از حزب دموکرات‌مسیحی و سوسیال‌مسیحی عقب‌ماند.

دولت وقت آلمان، حتی قوه‌قضاییه را هم در جریان امور قرار نداده بود و اکنون دادگاهی در مونیخ در تلاش برای بازکردن پرونده‌هایی است که مربوط به یک شهروند آلمانی لبنانی‌تبار است که در شرق اروپا به‌وسیله«سیا» ربوده و به افغانستان فرستاده‌شده‌بود.

او در افغانستان و در یکی از زندان‌های«سیا» در اروپای شرقی شکنجه‌شد و پس از مدتی او را، که هیچ گناهی نداشت، در نقطه‌ای در اروپا آزاد‌کردند و او پس از بازگشت به آلمان از«سیا» ادعای خسارت کرد که ادعای او نیز پذیرفته‌شد و«سیا» حاضرشد هزاران‌دلار به او، به‌شرطی که اقامه دعوا‌نکند، بپردازد.

اما او این پیشنهاد«سیا» را نپذیرفت. قوه‌قضاییه آلمان، اکنون در جست‌وجوی شخصی است که به‌گفته این شهروند‌آلمانی او را در حضور آمریکایی‌ها شکنجه می‌کرده است.

مورد ‌دیگری که این‌روزها سروصدای زیادی در آلمان به‌پا کرده است،‌ مربوط به یک جوان‌ترک متولد‌آلمان است که پنج سال‌پیش، هنگامی که برای آموزش قرآن به پاکستان رفته بود، به جرم ارتباط با القاعده دستگیرشد.

او که در آن هنگام 19ساله بود، از سوی دو مامور آلمانی که یکی از آن‌ها بسیارخوب انگلیسی صحبت می‌کرد، مورد بازجویی قرارگرفت و باوجود آن که هیچ مدرکی دال بر همکاری او با القاعده به‌دست‌نیامد، از فرودگاهی در افغانستان به گوانتانامو فرستاده‌شد.

حتی در گزارشی‌که سرویس مخفی آلمان به‌مرکز فرستاد نیز آمده‌بود که او بی‌گناه است ولی کسی در آلمان به این گزارش توجهی‌نکرد و پیگیری مادر او در آلمان که از بی‌گناهی فرزندش مطمئن بود نیز، به جایی نرسید.

سرویس مخفی در گوانتانامو

«مراد کورناز»، پنج‌سال در«گوانتانامو» در بدترین شرایط در اسارت بود و پس از آن‌ در سفر صدراعظم کنونی آلمان «آنگلا مرکل» و درخواست او از «جورج‌ بوش» برای آزادی «مراد کورناز»، از زندان «گوانتانامو» رهایی‌یافت.

«کورناز» پس از بازگشت به آلمان، در گفت‌وگو با خبرنگاران، نکاتی را بازگوکرد که نشان می‌دهد دولت و سرویس مخفی آلمان، همکاری تنگاتنگی با «سیا» داشته‌اند و «کورناز» هم همانند شهروند دیگر آلمانی، ‌صحبت از یک آلمانی کرد که او را دکتر می‌نامیدند و در بازجویی‌های او شرکت داشته است.

«کورناز»، با دیدن عکس‌هایی که از خبرنگاران و همکاران سرویس مخفی آلمان به او نشان‌دادند، دکتر را شناسایی‌کرد.

او یکی از مقام‌های طراز اول سرویس‌مخفی آلمان است. این موضوع از این‌رو اهمیت‌دارد که آلمان همواره تاکیدکرده که با آمریکا در افغانستان همکاری‌اطلاعاتی نداشته است.

«مراد کورناز»، که پس از آزادی و بازگشت به زادگاهش شهر «برمن» آلمان، هنوز از فشارهای روحی‌ای که به او واردشده، به آرامش نرسیده است و اتهام‌هایی که او به سرویس‌مخفی آلمان واردکرده، آن‌قدر سروصدا درآلمان به‌پا کرده که کمیسیونی پارلمانی، به بررسی این اتهام‌ها پرداخته است.

اگر گفته‌های او حقیقت داشته باشد، «والتر اشتاین‌باور»، وزیر خارجه‌کنونی آلمان نیز باید در این کمیسیون حاضر شود؛ زیرا او در جریان زندانی‌شدن مراد کورناز بوده و با وجود آن‌که دولت آلمان از بی‌گناهی او آگاه بوده، اقدامی برای آزادی‌اش انجام نداده است.

پرونده «کورناز» به «اشتاین‌باور» ارایه شده بود، زیرا او در آن هنگام هم رییس دفتر صدراعظم وقت «گرهارد شرودر» بود و هم مسوولیت هماهنگی سرویس‌های امنیتی را برعهده داشت.

هر دو حزب ائتلافی آلمان از این‌که این موضوع به کمیسیون پارلمانی آمده‌است، نگران‌هستند و ترجیح می‌دادند این‌قضیه به‌گونه‌ای دیگر فیصله پیداکند، زیرا مقام‌هایی از هر دوحزب، درگیر این‌ماجرا هستند. درمقابل، حزب‌های مخالف دولت، پیگیری و افشای همه اسرار این‌پرونده را دنبال می‌کنند؛ حتی به قیمت افشای دخالت وزیر خارجه وقت «یوشکا فیشر».

حزب سبز و حزب چپ هم در شکل‌گیری این‌کمیسیون دخالت‌دارند. «یوشکا فیشر» که در زمان صدارت «شرودر» محبوبیت بالایی داشت و مهم‌ترین وزیر حزب سبز در دولت ائتلافی «شرودر»بود، آن‌طور که در گزارش محرمانه آمده‌است، از آن‌چه در سرویس‌مخفی آلمان می‌گذشته، با اطلاع بوده، ولی ظاهرا حزب سبز را در جریان امور قرار نداده است.

زندان «گوانتانامو»، خط بطلان بر همه آن چیزهایی کشید که رییس‌جمهور آمریکا به‌عنوان آرزویی هنگام حمله به عراق عنوان کرده بود. زندان‌های دیگر آمریکا در افغانستان، عراق، لهستان و دیگر کشورهای شرق‌اروپا نیز نشان‌داد که آن‌چه سال‌ها درمورد حقوق بشر در آمریکا عنوان‌شده‌بود، ‌در دوره ریاست‌جمهوری بوش به مسخره کشیده‌شد و برخورد آمریکا با زندانیان، به‌خصوص در عراق، نشان‌داد که دوران به محاکمه کشیدن کشورهای دیگر ازسوی کشوری که خود به اولیه‌ترین حقوق افراد توجه نمی‌کند، بحثی بیهوده است.

زندان «گوانتانامو» و «ابوغریب»، پایان خوابی بود که آمریکا برای اجرای سیاست‌های خود در جهان دیده بود و خط بطلانی بر همه ادعاهای دولت «بوش» برای دموکراتیزه کردن جهان کشید.

کد خبر 9174

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار