همشهری آنلاین - سید ابوالحسن مختاباد: پس از یک و نیم دهه از گذشت کتاب سال دانشجویی و انتشار بسیاری از این کتاب‌ها،می‌توان این پرسش را مطرح کرد:

این کتاب‌ها و مولفانشان تا چه اندازه با ناشران بخش خصوصی مرتبط شده‌اند

اول: مهمترین هدف برای نویسنده هر کتابی خوانده شدن آن توسط خوانندگان است، و البته کشاندن موضوع و محور مورد بحث در کتاب به حوزه‌های عمومی‌تری چون روزنامه ویا رسانه‌های گروهی. در چنین وضعیتی است که موضوع مورد بحث کتاب به قول هابرماس از حوزه های خصوصی و شخصی به حوزه و گستره‌ای عمومی‌تر راه یافته و نویسنده این اقبال را می‌یابد که با طیف وسیعتری از افراد روبرو شود که مطالب و دیدگاههای وی را خوانده‌اند.

 اگر چه این بازار تقاضای معنوی در صورت روبه تزاید گذاشتن، می تواند بازار تقاضای مادی را هم برای نویسنده کتاب به ارمغان آورد، اما به دلیل آنکه دربازار نشر و کتاب ایران تاکنون کمتر نویسنده ای با تکیه صرف بر نوشتن، به شکلی حرفه ای، امورات خود را گذرانده است، بنابر این می توان گفت این هدف حد اقل در کوتاه مدت، کمتر در ذهن و ضمیر نویسنده ای نقش می بندد.

هر نویسنده ای برای رسیدن به چنین مقصودی دو راه در پیش رو دارد ، یا خود دست به انتشار کتاب زند و یا این که از طریق بنگاهی واسطه، خصوصی یا دولتی، کتاب خود را به دست مخاطبان برساند. 

تجربه نشر کتاب در ایران نشان داده است که تولید کتاب از سوی نهادهای دولتی به گونه‌ای است که مقصود بالا کمتر حاصل می‌شود که توضیح در این باره خود مقاله‌ای جدا را می طلبد. اما در عوض بخش خصوصی نشر، به خصوص ناشرانی که از تجربه و سابقه افزونتری برخوردارند و در حوزه هایی خاص کتابهای آنها با اقبال خوانندگان روبرو می شود، به دلیل شناختی که از بازار و ظرفیت های آن دارند، ونیز استفاده از تمامی ظرفیتهای تبلیغی و توزیعی،سعی می کنند کتاب را در سریعترین زمان ممکن به دست خواننده برسانند.

این کار دو حسن دارد ، اول این که ناشردر آمد حاصل از فروش کتاب خود را سریعتر به دست می آورد و اگر کتاب با اقبال خوانندگان روبرو شود، به سرعت به فکر چاپهای بعدی کتاب می افتد ، ودیگر این که کتاب سریعتر به دست خواننده می رسد و مورد بررسی قرار گرفته و اگر جای بحث ونقد هم داشته باشد ، محافل نقد و بررسی کتاب هم آن را در دستور کار خودقرار می دهند و البته در رسانه های گروهی هم درباره آن مطلب ونوشته و نقد نگاشته می شود.

دوم: اگر به کتاب های برگزیده دوره های مختلف کتاب سال دانشجویی از این زاویه بنگریم( این که ناشری دولتی یا از بخش خصوصی این کتاب ها را منتشرکرده باشند) و آن را به عنوان بازاری با کتاب های کیفی و مطلوب از نظر علمی در نظر بگیریم، می توان به نتایجی رسید و اقبال ناشران خصوصی به این بازار را مورد ارزیابی قرار داد.

اطلاعات ما درباره چگونگی نشر کتابهایی که درسه سال ابتدایی جشنواره کتاب سال دانشجویی(1373،1374 و1375) منتشر شده اند بسیار اندک است. باتوجه به این که این اطلاعات ازپایگاه اینترنتی جهاد دانشگاهی اخذ شده است، این پایگاه درباره کتابهایی که در سه سال اول برگزیده شده اند، تقریبا اطلاعاتی ندارد و ما نمی دانیم که کتابهای سه دوره اول این جشنواره در کجا و توسط چه ناشرانی منتشر شده اند.(1)

از دوره چهارم کتاب سال ،این اطلاعات موجود است و می توان به تحلیل این داده ها پرداخت. برابر این اطلاعات و در 11 دوره گذشته (1376 تا 1386) عمده ناشرانی که کتابهای برگزیده را انتشار داده‌اند، ناشران بخش دولتی، یا شبه دولتی بوده‌اند. البته در بخشهای فنی و پزشکی این وضعیت اندکی به نفع ناشران خصوصی است ، به خصوص که دو ناشر در بخش  کتاب های پزشکی به نام های حیان و تیمور زاده ، به نوعی در تمامی دوره ها حضوری پررنگ داشته اند.

در مقابل در بخش کتابهای علوم انسانی ، یعنی همان بخشی که عمده تاکید نویسنده مقاله روی آن است، این بخش دولتی است که بیشترین حضور و بروزرا دارد و روی کتاب های این بخش سرمایه گذاری کرده وآنها را منتشر ساخته است. البته در سالهای بعد دور چهارم به تدریج برخی ناشران شاخص بخش خصوصی در حوزه کتاب های علوم انسانی هم به تناوب کتاب های برگزیده را منتشر کرده اند، اما این حضور در حد یک یا دو کتاب در سال بوده است. برای نمونه نشر نی ، که ناشری صاحب نام در حوزه کتابهای علوم انسانی است و برخی از کتابهای این ناشر در زمره کتابهای معروف درسی در دانشگاهها تدریس می شود ، تقریبا سالی یک یا دو کتاب برگزیده را انتشار داده است. در مقابل برخی دیگر از ناشران مثل نشرمرکز، طرح نو،هرمس،گام نو، خجسته،قدیانی،قصه و... تنها یک یا دو کتاب از این بخش را برای انتشار انتخاب کرده اند. برخی ناشران دولتی و یا شبه دولتی شناخته شده ، مثل انتشارات سروش ویا امیرکبیر هم در حد یک یا دو عنوان کتاب از این بخش را برای نشر انتخاب  و منتشر کرده اند.

سوم: اگرچه آماری از میزان حضورناشران بخش خصوصی در چرخه نشر کشور وجود ندارد ،اما مطالعات موردی و پراکنده نشان می دهد که عمده کتاب های حوزه علوم انسانی( ادبیات، تاریخ، دین و...) را ناشران بخش خصوصی تولید می کنند و بازار مخاطبان این نوع از کتاب ها عموما در دست ناشران بخش خصوصی است. با چنین پیش فرضی این پرسش مطرح می شود که چرا ناشران بخش خصوصی به کتاب سال دانشجویی کمتر اقبال نشان می دهند؟

برای پاسخ به این پرسش دو دلیل زیر پررنگ تر از بقیه است:
- به دلیل این که نشر کتاب کاری اقتصادی است،‌و ناشران بخش خصوصی برای انتخاب هر کتابی  و سرما‌یه گذاری روی آن ، ابتدا به هزینه – فایده کردن کار می پردازند  که باسرمایه گذاری روی هر کتاب  چه میزان در آمد و سود در چه مدت زمانی بازگشت می کند.بعد از تایید این گزینه است که ناشر به سمت رایزنی با نویسنده یا مولف می رود و به انتخاب کتاب دست می یازد. البته یکی از گزینه هایی که ناشر مد نظر دارد همانا  کتاب هایی است که به نوعی درمحافل علمی  همانند جشنواره های مرتبط با کتاب مورد توجه قرار می گیرند ، اما این که این عامل چقدر در توجه و در نهایت انتخاب ناشرسهم دارد ، مشخص نیست.

- به دلیل‌آنکه بخش های دولتی روی برخی از این پروژه ها یا پایان نامه های علمی و تحقیقی از قبل سرمایه گذاری کرده اند، لذا گمان می کنند که انتشار این کتاب ها را هم خود باید صورت دهند. این درحالی است که این کتاب ها می تواند از سوی ناشران بخش دولتی تهیه شود،‌اما مراحل بعد از تهیه آن همانند انتشار و توزیع از سوی ناشر بخش خصوصی صورت بگیرد. از این طریق هم ناشر بخش خصوصی کتابی خوب را به دست می آورد و هم این که ناشر بخش دولتی به دلیل تجربه کم و نیز عدم شناخت بازار کتاب ، خود را در گیر مسائل بعد از نشر نمی کند.(3)

در چنین وضعیتی بازی برد- برد حاصل می شود، چون هم کتاب بهتر شناخته می شود و در حوزه عمومی قرار می گیردو هم این که موسسات دولتی که سفارش تهیه این گونه کتاب هاو طر ح ها را می دهند، از پرداخت هزینه های چاپ و کاغذ و فیلم و زینگ معاف می شوند و در نهایت این هزینه ها را صرف اموری دیگر همانند حق التالیف و تهیه طرح های دیگری می کنند.

 به این پرسش، یعنی عدم اقبال ناشران شاخص بخش خصوصی در حوزه علوم انسانی به کتاب سال دانشجویی،  می توان پاسخی قانع کننده داد و آن توجه برخی از ناشران بخش خصوصی در حوزه کتاب های پزشکی است که حضوری پررنگ دارند. به تعبیر دقیق تر با توجه به این که کتاب هایی که در این بخش تولید می شود ، عمدتا از سوی چهره های نخبه نوشته می شود، لذا ناشران بخش خصوصی باید به این نکته توجه داشته باشند که نویسندگان و برگزیدگان این بخش ،شاید در وضعیت کنونی چندان اعتباری در بازار کتاب نداشته باشند، اما به دلیل آنکه از نظر علمی  ظرفیت های فراوانی  دارند، لذا بازار بالقوه مناسبی برای سرمایه گذاری اند.

این نکته را از این جهت  عنوان می‌کنیم که برخی از کتاب‌های این گروه از نویسندگان این بخت را دارند که در زمره کتاب‌های درسی قرار بگیرند، چنانکه برخی از این کتاب‌ها هم اینک به عنوان کتاب‌های درسی در دانشگاهها تدریس می‌شود.در چنین وضعیتی است که انتشار کتاب سود آور می شود، چرا که بازار خرید آن از قبل تضمین شده است.

با این توضیح مختصر می توان گفت که عدم اقبال ناشران بخش خصوصی حوزه های علوم انسانی وضعیتی دوگانه دارد، اول این که ناشران این بخش هنوز چنین بازاری را جدی نگرفته اند و دیگر این که ناشران دولتی درا ین زمینه دستی چیره دارند و بر بازار کتاب های دانشجویی این بخش چتری بزرگ افکنده اند که رهایی از سایه آن نیازمند عزمی جدی و عمیق است اما تجربه ناشران خصوصی  بخش پزشکی می تواند ، مسیری باشد برای آموختن و طی کردن این راه از سوی ناشران بخش خصوصی حوزه علوم انسانی دراین رخداد مهم و تاثیر گذار که هم این که به نهالی برومندو با‌آور بدل شده است.


1-  نگارنده برخی از کتاب‌های منتشره در حوزه علوم انسانی را روی ویترین کتابفروشی ها دیده است، اما با توجه به این که تعداد این کتاب‌ها از انگشتان یک دست هم تجاوز نمی‌کند، لذا نمی توان برآمار آن تکیه کرد. اگرچه به عنوان یک پیشنهاد می توان به دست اندرکاران کتاب سال دانشجویی گفت که پی گیر تکمیل این فهرست باشند و با تماس با مولفان این آثار از آنها درباره انتشار عمومی این کتاب ها پرسش کنند. با توجه به این توضیح کوتاه  آنچه در این نوشته مورد اعتنا است همانا اطلاعات کتابشناختی است که در بخش کتاب های برگزیده سال پایگاه اینترنتی  جهاد دانشگاهی قرار داده است.

2- درباره میزان مشارکت ناشران بخش خصوصی در حوزه کتاب های پزشکی یا فنی و مهندسی نکته خاصی نمی توان گفت چرا که عمده تاکید نگارنده در این نوشته بر عمومی شدن کتابها ، و کشانیدن مباحث و نکته های آن به حوزه های عمومی تر ونه تخصصی تر است. از این منظر کتاب های حوزه پزشکی یا فنی و مهندسی مخاطبان خاصی دارند که عمده آنها باید حتما اطلاعات اولیه ای درباره این کتاب ها داشته باشند و از آن مهمتر این کتاب ها اصولا برای رفع یک نیازغیر مطالعاتی عمومی ( یا کاری، یا درسی) خریداری می شوند ، در حالی که کتابهای حوزه های علوم انسانی مخاطبان عام تری دارند و تنها متخصصان نیستند که از این کتاب ها استفاده می کنند.در واقع آنچه که در آمارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی مورد تاکید قرار می گیرد،‌همانا کیفیت و کمیت مطالعه در بخش علوم انسانی است و نه حوزه های فنی و مهندسی و پزشگی.

3- این تجربه در دوره ای از سوی یکی از زیر مجموعه های معاونت فرهنگی اتقاق افتاده بود. درسال های پایانی دهه هفتاد بخش پژوهشی معاونت فرهنگی برخی موضوعات را به گروهی از نویسندگان شناخته شده حوزه علوم انسانی سفارش داد و با آنها بابت تهیه کتاب قرار داد بست، اما وقتی کتاب تهیه شد، به جای آنکه خودشان اقدام به انتشار کتاب کنند، با چند ناشر شناخته شده وارد رایزنی شدند و از آنها خواستند که این کار را برعهده بگیرند.

کد خبر 68523

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار