ترجمه احمدرضا تقاء: دولت حامد کرزی، رئیس‌جمهور افغانستان، تصمیم واشنگتن و لندن برای انتصاب پدی اشدوان به‌عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل در افغانستان را بی‌ارزش خواند.

کابل از ماه‌ها پیش، از انتصاب قریب‌الوقوع اشدوان به‌عنوان یکی از گام‌های کلیدی راهبرد جدید ناتو با هدایت آمریکا و انگلیس به منظور ثبات بخشیدن به اوضاع افغانستان مطلع بود و از نقشه مفصل ناتو، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل برای عملی کردن این تصمیم اطلاع داشت، اما صبورانه تا دقیقه آخر منتظر ماند و روز شنبه در اقدامی سنجیده و تأثیرگذار در اجلاس اقتصادی داووس در مصاحبه با بی.‌بی.‌سی اعتراض خود را اعلام کرد.

کرزی تأکید کرد که در مورد انگیزه‌های این تصمیم تردید‌های جدی وجود دارد  زیرا کابل در این تصمیم‌گیری نقشی نداشته است. درواقع کرزی با این گفته غرور افغانی‌اش را به نمایش گذاشت.

این موضوع که واشنگتن و لندن با مشورت بروکسل این تصمیم را گرفته و سپس آن را برای اجرا به دبیرکل سازمان ملل ابلاغ کرده و در تمام این مدت فرض را بر موافقت کابل گذاشته‌اند غرور او را جریحه‌دار کرده است.

کرزی اخیرا با اخراج 2 دیپلمات سازمان ملل و اتحادیه اروپا تیر هشدار را شلیک کرده بود،  اما واشنگتن متوجه این موضوع نشد.

فرماندهان آمریکایی معمولا در اجرای عملیات‌های خود کرزی را نادیده گرفته‌اند و در چندین مورد وی ناچار شده دست تنها چپاول‌گری‌های نیروهای ائتلاف در روستاهای افغانستان را راست‌وریس کند.

این امر موجب تحقیر و بی‌اعتبار شدن او به‌ویژه در میان قوم پشتون شده و اینک او با مخالفت با انتصاب اشدوان از یک سو حسابش را با امریکا و انگلیس تسویه کرده و از سوی دیگر دل نخبگان افغانستان را به دست آورده است.

کرزی همچنین معتقد است که اشدوان با توجه به سوابقش در بالکان نقش مقامی استعماری را بازی خواهد کرد.

او با اینکه از ناهماهنگی سازمان‌های غربی در افغانستان آگاه است، به امکان شکل‌گیری نهادی موازی دولت بر اثر ایجاد یک «فرماندهی واحد» زیر نظر اشدوان نیز توجه دارد و مایل نیست چنین اتفاقی رخ دهد.

پس اصل قضیه درواقع به آینده سیاسی کرزی بر می‌گردد. کرزی انتصاب اشدوان را بخشی از یک برنامه سیاسی برای دوران پس از پایان کار دولت خود می‌داند. طی هفته‌های اخیر زمزمه‌هایی مبنی بر احتمال نامزدی زلمای خلیل‌زاد، نماینده افغانی‌الاصل آمریکا در سازمان ملل، برای ریاست‌جمهوری افغانستان شنیده شده است.

به نوشته واشنگتن‌پست کرزی این شایعات را جدی تلقی کرده و در ملاقات با خلیل‌زاد در لندن در ماه اکتبر بدون مقدمه واقعیت مطلب را از او پرسیده اما خلیل‌زاد پاسخ صریحی به او نداده است.

به هر حال صرف‌نظر از انگیزه‌های شخصی کرزی، نافرمانی او عواقبی جدی در سطوح مختلف در پی دارد. سازمان ملل مسلما احساس شکست کرده و بان کی مون شخصا در آخرین دقایق با کرزی در این زمینه گفتگو کرد؛ اما پیداست که وی غرور افغان‌ها را دست‌کم گرفته است.

هم‌اکنون توانایی سازمان ملل برای رهبری روند سیاسی در افغانستان دچار آسیب جدی شده و این امر واشنگتن را از وجود یک پل بین‌المللی بی‌طرف ـ اما تحت کنترل ـ برای ارتباط با طالبان که لازمه آغاز هرگونه گفتگوی معنادار بین گروه‌های مختلف افغان است، محروم می‌کند.

در همین اثنا، جنگ در افغانستان در آستانه ورود به مرحله‌ای خطرناک است؛ تقریبا همه در حال گفتگو با طالبان هستند و آشفتگی مطلقی بر فضا حاکم است، ضمن اینکه ناتو نیز راهبردی برای چنین مواقعی ندارد و در این میان بیش از همه انگلستان که این اواخر نقش برجسته‌ای در ناتو داشته احساس عجز می‌کند.

کرزی در مصاحبه‌ای که پیش از ملاقات با گوردون براون، نخست‌وزیر انگلیس، در داووس با روزنامه تایمز لندن انجام داد عملیات‌ انگلیس در افغانستان را به‌طور خاص به باد انتقاد گرفت.

وی ضمن اشاره به مصایب ناشی از ورود نیروهای انگلیس برای مردم افغانستان، از استقرار 7800 سرباز انگلیسی در خاک آن کشور انتقاد کرد و گفت: «نیروهای امریکا و انگلیس به من تضمین دادند که می‌دانند چه می‌کنند و من اشتباه کردم که به حرفشان گوش دادم،  چون با ورود آنها طالبان هم آمدند.»

سخنان کرزی با پاسخ تند دولت انگلیس روبه‌رو شد و درست فردای آن روز وی مخالفتش را با انتصاب اشدوان اعلام کرد. البته دعوا فقط به تلاش برای مقصر دانستن طرف مقابل ختم نمی‌شود، اصل ماجرا این است که کرزی تصمیم‌گیری در مورد انتصاب چنین مقاماتی را فقط و فقط حق خود می‌داند و حاضر نیست به درخواست‌های فرماندهان و دیپلمات‌های بلندپایه ناتو تن در دهد.

البته وی در عین حال از این موضوع نیز باخبر است که بی‌اعتنایی به تصمیمات انگلیس در بازار افغانستان خریدار دارد و او با این کار نزد مردم کشورش برای خود وجهه‌ای به هم می‌زند.

به نوشته تایمز، نیروهای انگلیسی معتقدند از بسیاری جهات، متحدان افغان آنها بیش از طالبان مأموریت آنها را دچار مشکل می‌کنند.

هم‌اکنون دولت افغانستان است که به صورت مانعی بر سر راه ایجاد ثبات درآمده و فساد و بی‌کفایتی و بی‌اعتمادی مقامات دولتی موجب شکست تلاش‌های نیروهای انگلیس شده است.

در خود انگلیس نیز سیاست‌های دولت در این زمینه زیر سؤال است، چراکه از سال 2001 تاکنون بالغ بر 87 سرباز انگلیسی در افغانستان کشته شده‌اند و انگلیس برای عملیات‌های نظامی خود در آن کشور 2/3 میلیارد دلار هزینه کرده است.

شکست انگلیس در ایفای نقش رهبری به تلاش واشنگتن برای افزایش نقش نیروهای ناتو در جنوب افغانستان نیز صدمه خواهد زد. تا برگزاری نشست ناتو در بخارست، پایتخت رومانی، 10 هفته بیشتر نمانده و بار دیگر انحصارگرایی واشنگتن در روند سیاسی جاری در افغانستان دردسرآفرین شده است.

آیا هم‌اکنون نیز که جنگ در افغانستان تقریباً به شکست انجامیده باز هم قرار است این انحصارگرایی ادامه داشته باشد؟ گزارش‌ها حاکی است که روسیه سخت در تلاش است تا حکمت چتین، دیپلمات ترک را جایگزین اشدوان کند.

در چشم‌انداز وسیع‌تر ژئوپولیتیک، هنوز مشخص نیست که واشنگتن تا کی می‌تواند کرزی را از حوزه نفوذ سازمان پیمان امنیت جمعی تحت کنترل روسیه و سازمان همکاری‌های شانگهای که تحت کنترل روسیه و چین است دور نگاه دارد.

کرزی به احتمال قوی پس از قضیه اشدوان به قابلیت خود در ایجاد تزلزل در راهبرد آمریکا در منطقه پی برده است.

وی در مصاحبه با سی.‌ان.‌ان در داووس گفت: «ما درهایمان را به روی ایران گشوده‌ایم و در این مدت ایران کمک‌های زیادی به ما کرده است.»

وی سپس تأکید کرد که دولت بوش به این نتیجه عاقلانه رسیده که ایران به هر حال همسایه افغانستان است.

وی این سخنان را 2 روز پس از تازه‌ترین تلاش واشنگتن برای منزوی کردن ایران به سبب برنامه هسته‌ای‌اش در نشست 1 + 5 در برلین در روز سه‌شنبه ابراز کرد.

آمریکا به دنبال کریدوری جدید

پنجشنبه گذشته، دریاسالار ویلیام فالون، رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا، به ازبکستان سفر کرد.

این نخستین دیدار یک مسئول بلندپایه نظامی آمریکا از این کشور از زمان اخراج سربازان آمریکایی از پایگاهی در ازبکستان توسط اسلام کریم اف، رئیس‌جمهوری ازبکستان، به تلافی حمایت پنهان آمریکا از شورش نافرجام دره فرغانه در ماه مه 2005 به شمار می‌رود. آمریکا از این پایگاه برای ارسال تدارکات جهت عملیات افغانستان استفاده می‌کرد.

کریم اف ضمن استقبال از این دیدار به‌عنوان رویدادی مهم در روابط آمریکا و ازبکستان آن را فرصتی برای بحث درباره منافع مشترک 2 کشور، به‌ویژه در زمینه‌های نظامی و تسلیحاتی دانست. وی قطعاً می‌دانست که نافرمانی راهبردی او از تصمیم‌گیری‌های دولت بوش بسیار نتیجه‌بخش بوده است.

کریم اف به‌خوبی می‌داند که واشنگتن به‌دنبال کسب نفوذ مجدد در ازبکستان به منظور مقابله مؤثر با نفوذ روسیه و چین در آسیای میانه است و هدف میان‌مدت آمریکا تثبیت جای پای ناتو در این منطقه است و دشواری‌های پیش‌آمده در این مسیر نقش کلیدی ازبکستان را برای دولت بوش ثابت کرده‌است.

اما در کوتاه‌مدت فرماندهی مرکزی آمریکا به همکاری ازبکستان برای ایجاد یک کریدور هوایی دوم به مقصد افغانستان به منظور کاهش وابستگی شدید آمریکا به اسلام‌آباد نیازمند است.

در این میان آنچه بر اهمیت سفر فالون به تاشکند می‌افزاید، اوضاع حساس افغانستان است. این سفر بسیار حساب‌شده و مسبوق به تلاش چندین‌ماهه اتحادیه اروپا برای میانجی‌گری بین واشنگتن و تاشکند بود؛ اما شکنندگی وضعیت کلی افغانستان به گونه‌ای است که ظرف 24 ساعت از دیدار فالون، موضوع گرم شدن روابط آمریکا و ازبکستان تحت‌الشعاع تحولات افغانستان قرار گرفت.

www.asiatimes.com
29 ژانویه 2008

کد خبر 43275

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار