چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۶ - ۱۸:۲۲

فاطمه یزدی: نزدیک به 46 سال از کشف اشیایی گذشت که روایت تازه‌ای از تاریخ ما دادند.

آنها در آرامش بودند؛ 3 هزار و خرده‌ای سال در آرامش و همه در کنار هم. تا اینکه چراغعلی کتله‌ای در زمینش به جای سنگ و کلوخ، طلا پیدا کرد. برق آن تکه طلای ناب، چشمش را گرفت. روستایی بی‌خبر از همه‌جا روانه بازار شد و با فروش آنچه در زمینش پیدا کرده بود، سیل حفاران و قاچاقچیان را روانه آنجا کرد.

تصور آنچه ممکن بود در این زمین پیدا شود، آنها را به جان تپه انداخت. کندند و پیدا کردند و بردند. تا آمدن دکتر عزت‌الله نگهبان و همراهانش، دو سوم دفینه‌های این تپه باستانی غارت شده بود.

آنها در آرامش بودند تا وقتی کسی جایشان را نمی‌دانست. همه در کنار هم در سرزمین خودشان؛ مارلیک.

بد نیست بدانید
  تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شده‌اند؛ دره‌ای خوش آب و هوا که برای سال‌ها محل سکونت اجداد ثروتمند گیلانی‌ها بوده. تپه‌های زینب بیجار، پیلاقلعه، دوربیجار و جازم کول، بقیه این تپه‌ها هستند.

  در پاییز سال ۱۳۴۰ش، هیاتى به سرپرستى دکتر عزت‌الله نگهبان جهت بررسى و تحقیق عازم منطقه رحمت‌آباد رودبار شد. این حفارى که به مدت ۱۴ ماه از پاییز ۱۳۴۰ تا آخر پاییز ۱۳۴۱ ادامه داشت، منجر به پیدا شدن ۵۳ آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد. این  آرامگاه‌ها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند.

در ساخت این آرامگاه‌ها از تخته سنگ‌هاى بزرگ طبیعى که در سطح تپه وجود داشته، استفاده ‌شده. در بعضى قسمت‌ها هم از سنگ‌هاى زرد رنگى استفاده شده که از ۱۵کیلومتر دورتر و از دره گوهررود به این محل انتقال یافته‌‌اند.

  حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود. از درگیری‌ها و بی‌مهری‌های اهالی روستا که به تحریک قاچاقچی‌ها انجام می‌شد، تا تهمت‌ها و دردسرهایی که باعث و بانی‌اش مقام‌های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید؛ دردسری بزرگ که به نتیجه‌اش می‌ارزید.

  در گذشته، تپه مارلیک محل زندگی مارها و موش‌ها بود و بعضی معتقدند این محل به این خاطر مارلیک نام گرفته. بعضی‌ها می‌گویند مارلیک تغییر یافته مارد لیک به معنای قوم مارد است.

  از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است. قدمت این آثار به حدود 3 هزار سال پیش یعنى اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح مى‌رسد.

  ماردی‌ها - اقوام ساکن مارلیک - مردگان‌شان را با لباس رسمى و تزئینات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى‌داده‌اند. در این حالت زانوها اندکى خمیده می‌شدند. همراه مردگان، ظروف تشریفات مذهبى، مجسمه‌ها، زیورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب‌بازى کودکان دفن مى‌شد. این امر نمایانگر هویت و حرفه صاحب آرامگاه و عقاید مذهبى اقوام ساکن در محل بود.

  به جز این اشیا، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند: خنجر، پیکان، سرنیزه و نیز وسایل تزئینى مانند: گوش پاک‌کن، ناخن پاک‌کن، گوشواره‌، دستبند، گردنبند، پیشانى‌بند، موبند، سنجاق سر و همچنین ادوات و وسایل مورداستفاده نظیر ظروف، دوک نخ ریسی، دیگ، ملاقه، سیخ کباب، ظروف سفالین، پیکرک‌ها و مجسمه‌هاى سفالین و فلزى در مارلیک یافت شده‌اند. وسایل رزمى مانند: خنجر، شمشیر، سرنیزه، سرگرز، مچ‌بند، بازوبند رزمی و تیردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.

  یکی از کشفیات مهم این تپه، 2 مهر استوانه‌ای است که روی آنها به خط میخی نقش شده است. این مهرها به باستان‌شناسان برای تشخیص خط و تاریخ  مارلیکی‌ها بسیار کمک کرده است.

  در تپه مارلیک آثار مفرغی، موزاییک و بدل چینی، مجسمه‌ و مهر یافت شده است.

 خرس نشسته


این موجود عجیب و غریب یک خرس سفالی است که مثل آدمیزاد نشسته تا آدمی رغبت کند و از دهان ناودانی شکلش چیزی بنوشد. گوش‌هایش سوراخ شده و دستانش 4 انگشت دارد. او هم ظرفی برای نوشیدن نوشیدنی بوده است.

 افسانه طلایی

آن پایین بز تازه متولد شده در حال شیر‌خوردن است. کمی بالاتر بزرگ‌تر شده و شاخ درآورده و در حال خوردن برگ‌های درخت است.در ردیف سوم گراز و ترس از او وارد زندگی‌اش شده و بالاتر، لاشخورها مشغول تکه پاره کردن جسد او هستند و در نهایت موجودی شبیه جنین، نشانه تولد دوباره و زندگی دوباره است.

در بین آثار باستانی کشف شده، صحنه شیر خوردن یک حیوان تازه متولد شده، بسیار کمیاب است. نقش گراز هم چندان در هنر دنیای باستان دیده نشده و کارشناسان معتقدند که ممکن است این نقش منحصر به هنر ایران بوده باشد. مشابه لاشخورهای این جام، در نقش برجسته‌هایی که از شوش به دست آمده دیده می‌شود.

 جام زرین مارلیک

این گاوهای بالدار در حال بالا رفتن از درخت زندگی هستند. هنرمند مادی سر این گاوها را از دل ظرف طلایی بیرون آورده ! سر این گاوها را با این همه ظرافت و زیبایی از ظرف بیرون آورده و تنها گوش آنها را بعدا به سرشان پرچ کرده؛ کاری که پس از 3 هزار سال، با این همه امکانات تنها از دست قالب برمی‌آید و بس. بین جام‌های کشف شده، این جام بی‌نظیر است و اوج هنر چکش‌کاری مارلیکی‌ها را نشان می‌دهد. در کف جام زرین مارلیک، یک گل تزئینی و در وسط گل، یک خورشید نقش شده.

 از حیوان به آدم

 این گوزن سفالی با گردن کشیده و گوش‌های تیز شده آماده فرار بوده که گل و آب و تردستی هنرمند عیلامی از حرکت نگه‌اش داشته تا ظرفی باشد برای نگه داشتن آب مقدس. ایرانیان باستان بر این عقیده بودند که نوشیدن  از این ظرف‌ها، سبب انتقال نیرو و تیزهوشی آن حیوان قدرتمند به آنها خواهد شد.

 نیم تنه طلایی

آن 2 دکمه برجسته، لباس تشریفاتی و تاجی که بر سر این مرد طلایی است، خبر از خاص بودن شخصیت او می‌دهد. او یک سلطان است؛ یک سلطان با گوشواره‌ای بر گوش که با احترام دست به سینه و ظاهرا در حال نیایش است.

 سبک هنری مارلیک

 اسب شاخدار با سم‌های طلایی و یال و کوپال افسانه‌ای، از 3 هزار سال پیش در رؤیاهای ما آدم‌ها بوده.  یکی از ویژگی‌های سبک نقش‌های هنری مارلیک، ظرافت، تزئینی بودن و رفتن به سمت انتزاعی کردن فرم‌های واقعی است. بعضی از کارشناسان نام سبک هنری مارلیک را برای آثار هنرمندان مارلیکی انتخاب کرد‌ه‌اند.

 گرزها و سرنیزه‌ها


 اهالی تپه مارلیک علاقه و ظاهرا احتیاج فراوانی به سرنیزه و سرگرز داشته‌اند؛ این‌را می‌شود از تعداد زیاد سرنیزه‌ها و سرگرزهای مکشوفه در آنجا فهمید. سرنیزه را از هر طرف نگاهش کنی، شکل سر انسان را یادت می‌اندازد.  سر گرز هم 9 سر انسان روی خودش دارد. هر دوی آنها از مفرغ ساخته شده‌اند؛ البته چشم‌های آدم‌های سر گرز از استخوان ساخته شده تا شاید ترسناک‌تر باشد.

 گاو پر استفاده


 کوهان بزرگ و اغراق‌شده، تمهید سفالگر مارلیکی بوده برای قوی‌تر نشان دادن گاو کوهان داری که فقط 26 سانتی‌متر طول و 19 سانتی‌متر عرض دارد.  وظیفه این حیوانات گلی، نگه داشتن آب مقدس یا مایعات دیگر در بدن‌های سفالین صیقلی‌شان بوده. حدود 18 مجسمه سفالی گاو کوهان‌دار در حفاری قبرستان سلاطین مارلیک به دست آمده. مارلیکی‌ها به این حیوان توجه زیادی داشته‌اند و ظاهرا برایشان مظهر قدرت و استفاده بوده.

 ساغر موزاییکی

چه حوصله‌ای می‌خواهد تراشیدن چیزی حدود 2هزار تکه سنگ به شکل استوانه و چیدن آنها در کنار هم؛ تنها برای اینکه می‌خواهی آنچه از آن چیزی می‌نوشی، زیبا باشد. حوصله‌ای که اجداد مارلیکی ما داشتند اما من و تو نداریم.

  آرایش مارلیکی
 این سنجاق‌های تزئینی برای نگهداری مواد آرایشی استفاده می‌شده‌اند. سر این سنجاق‌ها به شکل شیر و از طلا ساخته شده و قسمت پایینی‌شان از برنز. طول این سنجاق‌ها 5/18 سانتی‌متر است.

قطر این شبه سپر 5/16 سانتی‌متر است، پس لابد سپر نیست. این جسم طلایی دکمه است. از دکمه‌های طلایی با قطر 2 تا 5/16 سانتی‌متر، برای زینت دادن به لباس‌های تشریفاتی استفاده می‌شده است.

کد خبر 38763

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار