جواد حمیدی: تصویب بودجه نظامی 150.5 میلیارد دلاری آمریکا که طی چند ماه گذشته محل مناقشات سیاسی گسترده‌ای در کنگره و محافل سیاسی آمریکا بوده‌است، با درخواست مجدد بوش برای افزایش برآوردهای عملیات در خارج از مرزهای ایالات متحده، شکل تازه‌ای به خود گرفته‌است.

این درخواست متمم بودجه که با عنوان «طرح اضطراری» توسط شخص بوش به کنگره ارائه شده است، بر لزوم افزودن 45.9 میلیارد دلار به این بودجه برای پیشبرد عملیات‌های افغانستان و عراق تأکید دارد.

روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داد: در صورت تصویب این طرح، هزینه جنگ‌های پنتاگون از 11 سپتامبر 2001 تاکنون به 806 میلیارد دلار خواهد رسید که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون بی‌سابقه است.

در این گزارش پیش‌بینی شده است با ادامه این روند این هزینه‌ها تا سال 2017 از مرز یک تریلیون و 700 میلیارد دلار نیز خواهد گذشت.

نیویورک‌تایمز روزنامه نخبگان آمریکا نیز در این‌باره نوشت: دموکرات‌های کنگره به این پیشنهاد بوش پاسخی سرد داده‌اند و حتی برخی تصویب آن‌را به ارائه جدول زمان‌بندی شده برای خروج نیروها از عراق، منوط کرده‌اند، هرچند این‌گونه مواضع دموکرات‌ها در گذشته نیز نتوانسته است بوش و دولت نومحافظه‌کار آمریکا را از تصمیمات خود منصرف سازد.

اما تعیین جدول زمان‌بندی شده و موارد مورد درخواست تنها مشکلاتی نیست که بر سر راه تصویب این متمم قرار دارد. نگرانی مهم‌تر به این سئوال بازمی‌گردد که آیا ایالات متحده هوشمندانه خرج می‌کند یا خیر؟ پاسخ به این پرسش به نحوه نگرش به جنگ بازمی‌گردد.

در گزارشی که مؤسسه اینترپرایز آمریکا آن‌را منتشر کرد یک نظامی بازنشسته متمم افزایش بودجه برای انجام عملیات در افغانستان و عراق را کاملا ضروری توصیف کرده است.

تام‌بوت می‌افزاید: یک میلیارد دلار از این بودجه صرف تقویت نیروی امنیتی عراق  خواهد شد، 8.8 میلیارد دلار به جایگزینی جنگ‌افزارهای فرسوده تخصیص داده می‌شود و 3.1 میلیارد دلار نیز برای تهیه تجهیزات مبارزه با بمب‌گذاری‌های جاده‌ای هزینه می‌شود.

بوش از کنگره خواسته است بدون وقفه این متمم را تصویب نماید زیرا کمبود بودجه در عرصه‌های اشاره شده می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را به پیشرفت‌های اخیر وارد سازد!

پایگاه اینترنتی دنیس‌نیوز 27 اکتبر گزارش داد: اما ملاحظات دیگر موجب شده است تحلیلگران دفاعی به‌گونه‌ای به این طرح و خرج‌تراشی‌های میلیارد دلاری بوش بنگرند.

در این گزارش آمده است بوش به‌شدت به این طرح اضطراری نیاز دارد تا از این طریق بتواند طرح‌های بلندمدت نظامی – دفاعی را همچون نوسازی تسلیحات و ادامه جنگ علیه تروریسم، به سرانجام برساند.

سرمقاله 2 آگوست یواس‌ای‌تودی پرشمارگان‌ترین روزنامه آمریکا با اشاره به جدی بودن مخالفت‌های کنگره با طرح‌های نظامی کاخ سفید می‌افزاید، بوش در آخرین پیشنهاد مالی خود (طرح متمم بودجه نظامی) به کنگره، بر این نکته اصرار دارد که قادر نیست تخمینی مشخص از هزینه‌های واقعی جنگ ارائه دهد.

شاید این چانه‌زنی جدید  این فرصت را در اختیار وی قرار دهد تا بتواند به‌فراخور زمان برای پیشبرد اهداف بلندمدت خود و تصویب لوایح مالی، کنگره را تحت فشار قرار دهد؛ اما واقعیت این است که دموکرات‌های سنا و مجلس نمایندگان آمریکا دیگر به آسانی سال‌های 2001 و 2002 به هزینه‌تراشی‌های بوش پاسخ مثبت نمی‌دهند و تصویب این‌گونه طرح‌ها طی یک سال گذشته بوش و کاخ سفید را با چالش‌های اساسی مواجه ساخته است.

در گزارش گروه تحقیقات کنگره در سال 2006 نیز اگرچه بر ضرورت تخصیص بودجه برای برخی از طرح‌های بلندمدت پنتاگون همچون ساخت 7200 نفربر ضد مین اشاره شده، اما از نگرانی‌های مربوط به افزایش بی‌رویه هزینه‌های مربوط به جنگ علیه تروریسم در آن‌سوی مرزهای ایالات متحده نیز تأکید گشته است.

در این گزارش آمده است ظرف 2 سال آینده باید برای ساخت این میزان نفربر با هدف تأمین امنیت سربازان در مناطق پرخطر بودجه‌ای مناسب در نظر گرفته شود و تحلیل‌گران موافق و مخالف نیز بر اهمیت آن صحه‌گذارده‌اند اما مشکل این افراد با هزینه‌های غیرضروری و میزان استمرار آنها است.

بدان معنی که دلیلی ندارد تا سال 2015 هر 2 سال یک‌بار چند 10 میلیارد دلار برای تأمین امنیت سربازانی که به‌ناچار در مناطق پرخطر مستقر هستند، هزینه صرف شود.

در گزارشی که اخیراً مرکز ارزیابی هزینه‌های راهبردی در واشنگتن منتشر کرد آمده است: نگرانی‌های بسیاری درخصوص میزان اهمیت بسیاری از هزینه‌های کاخ سفید در جریان جنگ علیه تروریسم وجود دارد که باید توجیهی مناسب برای آنها ارائه شود.

ریچارد تبس از مؤسسه مطالعاتی صلح و جنگ سالتزمن وابسته به دانشگاه کلمبیای آمریکا در گفتگو با تایم با بیان این‌که بحث و جدل‌های بسیاری درباره آینده راهبردهای نظامی آمریکا وجود دارد تصریح کرد: این سئوال مطرح است که آیا واقعا هزینه‌های انجام شده در عراق در واقعیت از اهمیت برخوردار هستند و یا تنها به دلیل تمایل کاخ سفید به ادامه یافتن این جنگ است.

دانیل بنجامین از مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل آمریکا (CSIS) نیز در مقاله اخیر خود در فارن افرز با عنوان «جنگ تا کی؟» خاطرنشان می‌کند، سیاست امنیت ملی آمریکا براساس نوعی احساس انتزاعی از تهدید پایه‌ریزی شده است.

این احساس انتزاعی به‌هیچ‌وجه به جدید و یا قدیمی بودن دشمن و میزان توانایی‌ها و نقاط قوت آن توجهی ندارد بلکه با دست‌مایه قرار دادن این احساس مسیر حرکت خود را هموار می‌سازد.

وی در ادامه می‌افزاید: نتیجه این گزارش افزایش فزاینده بودجه دفاعی کشور است که بسیار فراتر از نیاز واقعی تأمین امنیت ملی است اما در مرتفع ساختن این تهدیدات و پاسخ مناسب به خطرات واقعی ناتوان عمل می‌کند.

این تحلیلگر امنیت ملی آمریکا در پایان تصریح کرد: زمان آن فرارسیده است که به این مشکل به شکلی واقع‌بینانه توجه شود.

روزنامه فایننشیال‌تایمز نیز نوشت: توجه بیش از حد و بزرگ‌نمایی برنامه هسته‌ای ایران توسط واشنگتن موجب شده است بسیاری از اولویت‌های امنیتی در عراق نادیده گرفته شود.

کد خبر 35468

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار