همشهری آنلاین: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ به رهبری امام خمینی(ره)، اسلام وارد صحنه مبارزاتی مردم فلسطین شد.

هر چند که فلسطینیان پیش از انقلاب ایران مسلمان بودند اما عاملی که آنها را به هم پیوند می داد «عربیت» بود و اسلام در درجه دوم قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اسلام عاملی موثر و قوی برای اتحاد و پیروزی مبارزان مسلمان فلسطین شد.

با شروع دهه هشتاد و به دنبال تاثیرپذیری فلسطینیهای مستقر در لبنان، از انقلاب اسلامی ایران، و تشدید فعالیت نظامی خود علیه نیروهای اسرائیلی در مناطق اشغالی، رژیم صهیونیستی در ششم ژوئن ۱۹۸۲ به قصد نابودی مقاومت فلسطین حمله گسترده ای را از طریق زمین، هوا، دریا به لبنان آغاز کرد. این تهاجم منجر به بیرون رفتن نیروهای مقاومت فلسطین از جنوب لبنان و بیروت شد.

اما چند سالی نگذشت که با شکل گیری مقاومت اسلامی در لبنان و عملیات نظامی آن علیه مراکز نظامی و امنیتی اسرائیل، رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی از بعضی مناطق اشغالی خود رد مناطق جبل و جنوب لبنان شد و مردم فلسطین ضمن تاثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران در منطقه و مقاومت اسلامی در لبنان، درصدد برآمدند تا حرکت جدیدی را در داخل سرزمینهای فلسطین اغاز کنند.
در آوریل ۱۹۸۷ کنفرانس سران عرب در عمان برگزار شد اما هیچ گونه موضعی در زمینه مبارزه علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ نکرد و صرفاً تمام توجه آن به جنگ ایران و عراق معطوف شد. مردم فلسطین که طی سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۲ تجارب تلخی را پشت سرگذاشته و راههای گوناگون سازمانهای فلسطینی و دولتهای عربی را آزموده و شکست طرحهای سیاسی را به چشم دیده بودند، و سالها انتظار می کشیدند کشورهای عربی (اعراب) آنها را از آوارگی نجات بخشند، با توجه به اختلافها و انشعابها گروهها و احزاب فلسطینی، و با مشاهده بی توجهی رژیمهای عربی به اوضاع فلاکت بار فلسطینیها، دریافتند که شعارهای انقلابی رهبران سیاسی فلسطین و دولتهای عربی محتوای خود را از دست داده و طی این مدت هیچ نشانه امیدی از نابودی رژیم صهیونیستی و یا حداقل کم شدن حاکمیت آن در فلسطین پیدا نشده است، لذا از دولتهای عربی و گروههای فلسطینی قطع امید کردند.

این عوامل و رویدادهای چند، زمینه ای شد تا شور و شوق انقلاب و گرایش به اسلام در مردم فلسطین احیا شود و جنبشهای سیاسی ـ مذهبی، مردمی جایگزین احزاب و سازمانهای سیاسی ـ ملی و غیرمذهبی در سرزمینهای اشغالی شود و روند جدیدی از قیام و مبارزه با اسرائیل توسط ساکنین سرزمینهای اشغالی در پاییز ۱۹۸۷ آغاز شد که انتفاضه یا «انقلاب مساجد» نام گرفت.
وقوع انتفاضه روزنه امیدی برای فلسطینیان آواره به وجود آورد و اهداف و آثاری را در پی داشت و موجب شد تا اسرائیل از تداوم انتفاضه احساس خطر و ترس کند. با آنکه رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۴۸ تاکنون دربرابر همه قطعناه ها و طرحهای سازمان ملل متحد، که حقوق و امتیازات محدودی برای فلسطینیان قایل می شد ایستادگی می کرد و از پذیرش قطعنامه های ۲۴۲ و ۳۳۸ شورای امنیت خودداری می ورزید ولی سرانجام وحشت آن و امریکا از انتفاضه آنان را مجبور کرد به مذاکره با ساف تن دهند. از سوی دیگر جناح سازشکار فلسطینی نیز با این تصور که برای چانه زدن در مذاکرات با اسرائیل و گرفتن امتیاز از آن انتفاضه برگ برنده ای در دست آنها است. زمزمه مذاکره با اسرائیل را مطرح کردند. رژیم صهیونیستی نیز درکنار مذاکره چند جانبه خود با اعراب، گفت و گوهای پنهانی را با رهبران ساف شروع کرد و پس از ده دور گفت و گوی مستقیم اعراب و رژیم صهیونیستی در فرایند صلح خاورمیانه، سرانجام سازش رهبران فلسطینی و تسلیم آنها در برابر خواسته های اسرائیل، با طرح غزه ـ اریحا (توافقنامه ساف ـ اسرائیل) وارد مرحله نوینی شد. و از ۲۱/۸/۷۱ مذاکرت سری دو جانبه ساف و اسرائیل شروع شد.

در ۱۹/۶/۱۳۷۲ یاسر عرفات با عنوان رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین طی نامه ای به اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و تعهد ساف را به پایبندی به اعلامیه اصول کلی (توافقنامه) و نیز قطعنامه های شماره ۲۴۲ و ۳۳۸ شورای امنیت (که وجود رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت شناخته و خواستار بازگشت به مرزهای آن به مناطق پیش از ۱۹۶۸ شده اند) اعلام کرد و آن بخش از مفاد منشور فلسطین را که منکر حق وجود اسرائیل است. ملغی اعلام نمود. اسحاق رابین نیز متقابلاً در همان تاریخ طی نامه ای، سازمان آزادی بخش فلسطین را به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت. و موافقت خود را با آغاز مذاکره با ساف اعلام کرد. سرانجام یاسر عرفات رهبر ساف در تاریخ ۲۲/۶/۱۳۷۲ در واشنگتن در حضور «بیل کلینتون» رئیس جمهور امریکا و تعدادی از شخصیتهای سیاسی جهان با قلم خود بر نام فلسطین خط کشید و متن قراردادی را امضا کرد که به طرح «غزه ـ اریحا» معروف شد.
یاسر عرفات و رابین طی مذاکراتی پیش نویس هفده ماده‌ای توافق را امضا کردند که در آن یک حکومت خودمختار فلسطینی در کرانه غربی و نوار غزه پیش بینی شد.
این توافق هر چند در ظاهر نوعی عقب نشینی محدود اسرائیل از مواضع قبلی آن به شمار می رفت ولی با اهداف بلند مبارزه ملت مسلمان فلسطین فاصله زیادی داشت زیرا هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از این توافق صرفاً ایجاد شکاف میان فلسطینیان و خاموش کردن شعله های آتش انتفاضه به دست جناح فلسطینی سازشکار بود. اما با هشیاری نیروهای انقلابی فلسطینی در سرزمینهای اشغالی از این حربه نیز موثر واقع نشد و انتفاضه فلسطین هر چه قوی تر به راه خود ادامه داد. تا اینکه آتش آن هنگام دیدار «آریل شارون» رئیس حزب لیکود اسرائیل از مسجدالاقصی در تاریخ ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ بار دیگر شعله ور شد و شکل جدیدی به خود گرفت که به انتفاضه الاقصی معروف شد.

کد خبر 33125

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار