شعر> با مرگ زیستن، فسانه نیست، با مرگ سرودن

قدم‌زدن با مرگ

با مرگ قدم‌زدن

با مرگ خوابیدن و بیدار شدن

لحظه‌های زندگی

           سرشار است از مرگ

تو عاشق مرگ می‌شوی

تو از مرگ غمگین می‌شوی

تو همانی که از مرگ می‌گریزی

اما بی‌خبری

   که مدام به ‌آن نزدیک می‌شوی

ای فسانه مرگ!

برای حضورت

                چه ترانه‌ها توانم سرود؟

برای آزادی‌ات

              ای اسیر قفس‌های انتظار

و برایت چه سازها توانم نواخت

                          ای زیبای کوچک!

شهرزاد یزدی‌پور، 16 ساله

خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از تهران

 

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی 706

تصویرگری: پارمیس رحمانی، 17 ساله، خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از تهران

کد خبر 222740

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار