نمی‌دانی چقدر خوب است،

«مژده» و پنج شعر دیگر

که در این زمستان

که برف همه‌جا را گرفته

گلی چون تو

به من مژده‌ی بهار را می‌دهد

مهشاد ترابی،

خبرنگار جوان هفته‌نامه‌ی دوچرخه از سنقر

 

 

کسى که من...

این‌قدر عاشقانه و دلواپسی که من...

راضی شدم به این‌که تو باشی کسی که من...

بیهوده بوده فکر فرار از نگاه تو

از راه تازه‌ای به دلم می‌رسی که من...

آزادم، عاشقانه، ولی گیر می‌کنم

گاهی میان فکر همان محبسی که من...

حالا تمام حادثه‌ها حرف می‌زنند

حالا تمام حادثه‌ها با کسی که من...

امروز ‌آمدی به قراری که داشتیم

آورده‌ای دو شاخه گل اطلسی که من...

الهه صابر،

خبرنگار جوان هفته‌نامه‌ی دوچرخه از تهران

 

 

آرزوی محال

شرط می‌بندم

وقتی برمی‌گردی،

بهار از زمستان سبقت می‌گیرد

و پروانه‌ها

به این سمت دنیا کوچ می‌کنند

نگران باختن شرط نیستم

تو

            برنمی‌گردی!

سیده مریم حسینی

از تهران

 

 

دل شکسته

تو نمی‌دانستی

که دل من همچون

برگ‌ها در پاییز

نازک و نارنجی است

قهر تو توفانی

شد و بر من غرّید

دل تُردم

                        ای وای...

شیدا هادی‌پور از لاهیجان

 

 

 مرا می‌فهمی

تو مرا

            خوب می‌بینی

با چشم‌هایی

            که ابر را

                        خوب می‌فهمند.

الهام همتی، 14 ساله

خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از کنگاور

 

 

دوست برفی

با گلوله‌برفی‌ام

تمام کوچه‌ها را گشتم

به‌دنبال یک دوست

برف بند آمد

گلوله‌ای نماند

کوچه‌ها تمام شد

دوستی نبود...

زهرا فیض‌الهی، 16 ساله

خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از قزوین

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 691

تصویرگری: پریسا قصری، 16 ساله، خبرنگار افتخاری هفته‌نامه‌ی دوچرخه از تهران

کد خبر 206141

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار