یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۶:۲۳

«خداوندا، سرزمین مرا از حمله بیگانه و خشکسالی و دروغ در امان بدار»؛ نقل است که کورش- بنیانگذار حکومت در ایران و سرسلسله هخامنشی- این دعا را در حق مردم ایران کرد؛ آرزوی دست‌نیافتنی که هنوز بعد از گذشت هزاران سال شاید بتوان گفت عمده‌ترین مشکل مردم این سرزمین همین سه مورد است.

طرح - اندیشه اجتماعی

 در این میان اما دروغ یکی از ویران‌کننده‌ترین عوامل تخریب بنیان‌های اجتماع است و شاید از این‌روست که مبارزه با آن هزاره‌هاست که در فرهنگ این آب‌و‌خاک وجود دارد. از نخستین سنگ ‏نوشته‌های موجود، زشتی دروغ برای مردم گوشزد شده و همچنین در آثار مکتوب کهن فارسی از اهورامزدا خواسته می‎شود که «ما را از دروج (دروغ) دور بدار». بنابراین اخلاق ایرانی از آغاز با این پدیده در مبارزه بوده است؛ چندان که آن‏ را به «دیو دروغ» تشبیه کرده‏‌اند. در اسلام نیز دروغ از گناهان کبیره است. در روایتی از معصوم(ع) گناهان بزرگی چون دزدی و زنا ذکر شده که ممکن است مؤمن در حالتی دچار آن شود (و توبه کند)، اما دروغگویی با مسلمانی قابل جمع نیست.

رسول گرامی اسلام(ص) فرمود‌ه‌اند: آیا شما را از بزرگ‌ترین گناهان خبر ندهم؟ بزرگ‌ترین گناه‌ها، شرک به خدا و بدرفتاری نسبت به پدر و مادر و دروغ‌گفتن است.

امام‌حسن عسکری(ع) نیز فرموده‌اند: تمام پلیدی‌ها در اتاقی قرار داده شده و کلید آن دروغ است. از این دست روایات در دین ما بسیار است و این همه نشانگر آن است که از هر لحاظ دروغگویی کار مذمومی است.

در ادبیات این سرزمین نیز می‌توان آثار بسیاری در مذمت دروغ جست؛ برای مثال در کلیله و دمنه، قابوسنامه، کیمیای‌سعادت، اخلاق ناصری و گلستان‌سعدی بر این موضوع بسیار تأکید شده است.

اما این‌همه نیز نتوانسته ریشه دروغ را خشک کند و این سؤال مطرح است که با این‌ همه تاریخ و روایات و ادبیات در مذمت دروغ، واقعا دروغ چرا؟

کد خبر 202799

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار