زنگ اول، بچه‏های مدرسه‌ی حیوانات بو برده‏ بودند که کلاغ یک بسته شکلات آورده و می‌خواهد تک و تنها به منقار بکشد.

هفته‌نامه‌ی همشهری دوچرخه شماره‌ی686

توله‏ها، تک‌خوریِ‏ خوراکی‏هایی مثل سیب و هویج را کار بدی نمی‏دانستند، اما اگر می‌فهمیدند کسی چیپس و شکلاتش را بی‌ سروصدا خورده، حسابی از دستش شکار می‌شدند. بالأخره زنگ تفریح خورد و توله‌ها کتاب و دفتر بسته و نبسته، به‌طرف کلاغ حمله کردند. البته کلاغ زرنگ‌تر از این حرف‌ها بود و شکلات به منقار، از در کلاس زد بیرون و پرید روی بلند‌ترین شاخه‌ی حیاط.

توله‌ها هم بدو بدو رفتند دنبالش. اول با منت‌کشی شروع کردند: «قول می‏دیم فردا خوراکیمون رو باهات نصف کنیم، بیا پایین و یه چیکه شکلات هم به ما بده!» اما کلاغ حتی پایین درخت را نگاه هم نمی‌کرد. روباه داد زد: «کلاغ عزیز، تو که صدات قشنگه، چرا برامون یه دهن آواز نمی‏خونی؟» اما حتی خر کوچولو هم می‏دانست این کلک، دیگر قدیمی شده.

گوساله گفت: « ولش کنین، منّتشو نکشین، اگه شکلاتشو تقسیم نکرد، دیگه حیوون حسابش نمی‌کنیم! اصلاً خودم وقتی بزرگ شدم، هر روز به همه‌تون یه لیوان شیرشکلات می‌دم تا حال کنید!»

خلاصه توله‏ها حیاط مدرسه را روی سرشان گذاشتند، اما شکلات بی‌شکلات! آقای بز که از همه‏جا بی‏خبر بود توی حیاط آمد و فریاد زد: «چه خبره؟ چرا همه‌تون دارید آسمونو نگاه می کنید؟ هی... تو... اون بالا چی‏کار می‏کنی؟ اون چیه به نوکت، مگه نگفتم هله‌هوله نیارید...»

ماجرا ختم به‌خیر شد، اما آقای بز تنبیه یک هفته‌ای بچه‌ها را این‌طور اعلام کرد:

کلاغ، به‌خاطر آوردن خوراکی غیرمجاز فقط می‌توانست در زنگ‌های تفریح سیب بخورد و به‌خاطر رفتن روی بلندی حق داشت تا حداکثر ارتفاع 01 سانتی‌متر پرواز کند.

بچه‌های کلاس هم به‌خاطر هوس خوردن خوراکی غیرمجاز محکوم شدند خوراکی‌های مجازی مثل سیب بیاورند و با کلاغ تقسیم کنند.

خود آقای بز هم زنگ تفریح با یک لیوان شیرشکلات در دست، بر سیب خوردن‌های بچه‌ها نظارت می‌کرد.

کد خبر 200304

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار