مینا شهنی: چرا کارشناسانی که قانون تأمین اجتماعی را تغییر داده‌اند حاضر نیستند خودشان را به مردم معرفی کنند؟ آیا بر این باورند که تغییراتی ایجاد کرده‌ا‌ند که حقوق بیمه‌شدگان را ضایع کرده‌است و از کرده‌شان پشیمانند؟

اگر کسی مسئولیت کارش را به درستی بپذیرد چه اصراری دارد که همواره نامش پنهان بماند؟ تلاش‌های من به‌عنوان یک روزنامه‌نگار حوزه تأمین اجتماعی برای شناختن این کارشناسان تا‌کنون راه به جایی نبرده است. وقتی برای پرسیدن نام این افراد با روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی تماس گرفتم تنها پاسخی که شنیدم این بود که ما نمی‌دانیم چه کسانی در گروه کارشناسان هستند.

چند روز بعد وقتی با یکی از نمایندگان کارگری صحبت می‌کردم متوجه شدم که او با این گروه‌ جلسه‌ای داشته. از او خواستم تا این کارشناس‌ها را به من معرفی کند اما پاسخ داد:خواهش کرده‌اند که نامشان مخفی بماند.

در این وضعیت نه تنها تصور می‌شود که یک عده کارشناس در محلی مخفی شده‌اند و برای بیمه‌شدگان تصمیم گرفته‌اند و مدام بر پنهان شدنش اصرار می‌کنند. یکی از مهم‌ترین تغییراتی که این کارشناسان در قانون تأمین اجتماعی ایجاد کرده‌اند حذف درمان رایگان از فهرست خدمات تأمین اجتماعی است که برای بیمه‌شدگان مشکلات زیادی را به‌همراه خواهد داشت.

براساس قانون فعلی، تأمین اجتماعی مکلف است که تمامی خدمات درمانی مورد نیاز بیمه‌شدگانش را در بیمارستان‌های ملکی‌اش به‌صورت رایگان ارائه دهد که براساس نظر کارشناسان، از این پس بیمه‌شدگان نیازی به این خدمات ندارند، پس قانون تغییر یافته و به‌گونه‌ای نوشته شده است که بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی درصورت نیاز به امور درمانی و مراجعه به بیمارستان‌های ملکی این سازمان فقط خدمات پایه درمان را به‌صورت رایگان دریافت می‌کنند و اگر بیمار نیازمند استفاده از خدمات بیشتر درمانی باشد می‌بایست هزینه این بخش از خدمات را به‌صورت فرانشیز از جیب پرداخت کند یا از طریق بیمه تکمیلی درمانش هزینه را بپردازد،

یعنی درمان رایگان به خاطره‌ها خواهد پیوست و روزی روزگاری مادری برای فرزندش تعریف خواهد کرد که زمانی بود که کارگران اگرچه زندگی‌شان سخت و طاقت‌فرسا بود اما وقتی کسی از اعضای خانواده‌شان بیمار و رنجور می‌شد می‌توانستند او را به بیمارستان تأمین اجتماعی ببرند و بدون آنکه نگران جور‌کردن پول باشند به رایگان درمانش کنند اما روزی روزگاری کارشناسانی بودند که فکر کردند حق کارگران این همه امکانات نیست و بهتر است از همین درآمد اندکشان پول دوا و دکتر را هم بدهند و این شد که قصه‌ بیماری کارگران و خانواده‌هایشان به یک تراژدی تلخ تلخ تبدیل شد.

شاید این مادر یادش نباشد که درست همان سال وزیر بهداشت اعلام کرده بود که سالانه هفت درصد از مردم به‌دلیل سنگینی هزینه‌ درمان به زیر خط فقر سقوط می‌کنند و این آمار متعلق به وقتی بود که بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی دغدغه‌ زیادی برای درمان نداشتند اما اگر 33میلیون بیمه شده تأمین اجتماعی هم قرار باشد هزینه‌های درمان را از جیب بپردازد بهتر است آمادگی کامل برای سقوط کرورکرور آدم را به زیر خط فقر داشته باشیم.

کارشناسانی که تغییرات قانون تأمین اجتماعی را نوشته‌اند احتمالا دلایلی برای ایجاد این تغییرات داشته‌اند و ان‌شاءالله که دلیلشان چیزی غیر از تلاش مضاعف برای سود‌رساندن به سازمان تأمین اجتماعی بوده باشد، سازمانی که با پرداخت حق بیمه افراد تحت پوشش بنا نهاده شد و بدون هیچ کمکی از سوی دولت فربه شد به این امید که روزی بخشی از مشکلات بیمه شدگانش را حل کند، سازمانی که غیردولتی است و بین‌النسلی است و متعلق به تک‌تک افرادی است که هر‌ماه پیش از آنکه حقوقشان را دریافت کنند حق بیمه‌شان را پرداخت کرده‌اند و تعداد زیادی از این افراد خوش حساب کارگرانی بوده و هستند که حقوق‌شان در سال‌های کار همواره حداقل حقوق وزارت کار بوده است، حالا سازمان فربه شده و کم‌کم یادش رفته که بهتر بود به صاحبانش قدری محترمانه نگاه کند و حرمت‌شان را نگه دارد.

کد خبر 194318

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار