محمدرضا منصوریان: استاد کنارم نشسته بود. از همه چیز سخن می‌گفت. از مردم، از اجتماع، از ورزش و از 60 سال کار و تلاش در کنار قهرمانان. استاد کیومرث ابوالملوکی تاریخ زنده کشتی ایران حرف‌هایش را این گونه آغاز کرد:

گفت و گو با استاد کیومرث ابوالملوکی

من هیچگاه اعتماد به نفس خود را از دست نمی دهم، هر کس احساس نیرومند وظیفه و ایمان به خدا را در خود داشته باشد هیچگاه دچار افسردگی نمی شود.

او ادامه داد: رضایت و خشنودی از ثروت یا رفاه حاصل نمی شود، حاصل کوشش صادقانه در انجام کارهایی فراتر از نفع شخصی است. من نیز، گاه پیش می آید که احساس تنهایی می کنم. به گمانم تمام افرادی که حساس هستند همین طورند. ولی من با بیش از ۸۰ سال سن به اندازه ای سرگرم کار و علاقه مند به مسائل گوناگون در ورزش هستم که به این حالت زیاد اهمیت نمی‌دهم.

50سال قبل استاد ابوالملوکی به عنوان مربی به همراه تیمی که شادروان غلامرضا تختی هم عضو آن بود برای حضور در مسابقات جهانی عازم توکیو شد. استاد می گوید: از همان روزهای نخست اعتماد به نفس تختی مرا تحت تاثیر قرار داد. با خود فکر کردم این جوانی است که توانایی کوشش و انجام کارهای بزرگ را دارد، از نوع جوانانی که ایران روزی به او افتخار خواهد کرد. شجاعت، خوش خلقی و فروتنی او را در هیچ ورزشکاری ندیدم.

پدر ورزش کشتی ایران در حضور صمیمانه اش با ما در محل دفتر روزنامه، با نگاهی عمیق رو به من کرد و گفت: در آخرین سال های عمرم فکر نمی کنم بتوانم چیز زیادی به شما بدهم، ولی دلم می خواهد با شما تبادل افکار کنم. اعتقاد دارم که هر کس چیزی برای آموختن به دیگران دارد.

نمی‌دانم چرا می‌خواهم این موضوع را با شما در میان بگذارم، ولی خوب می گویم: من در این سن و سال هنوز هم دوستان فراوانی دارم که یکدیگر را نمی فهمیم. تصور می کنم هنوز هم درباره خیلی از چیزها بسیار جدی هستم. من نمی توانم از اندیشه شایستگی، پهلوانی و بزرگ منشی شادروان غلامرضا تختی و مقایسه اش با قهرمانان امروز باز بمانم.

تختی بزرگ می گفت: زندگی یعنی عشق خدمت به مردم برای من، زمانی که این عشق بمیرد زندگی نیز مرده است. من همه مردم را دوست دارم و وقتی می بینم آنانی که دوستشان دارم یکدیگر را نمی فهمند، نمی توانم طاقت بیاورم.

گفت و گو با استاد کیومرث ابوالملوکی

تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی سال 1954 میلادی توکیو
ردیف اول از چپ: محمود ملاقاسمی، مهدی یعقوبی، ناصر گیوه چی، توفیق جهانبخت و مهماندار ژاپنی
ردیف دوم از چپ: محمدعلی فردین، عباس زندی، کیومرث ابوالملوکی، غلامرضا تختی و احمد وفادار

در سی و هفتمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان تختی از استاد کیومرث ابوالملوکی خواستیم تا خاطره ای از آن زنده یاد که مدت زیادی در تمرینها، مسابقات و مسافرتهای داخلی و خارجی به عنوان داور، مربی و سرپرست با او همراه بوده است برایمان نقل کند.

وی گفت: در این سالها که تختی بین ما نبوده تمام گفتنی ها را درباره آن پهلوان دوران به عناوین مختلف گفته و نوشته اند که اغلب با اشتباهاتی توأم و دور از حقیقت بوده، حالا برای من کار را مشکل کرده، چند سال قبل مطلبی به نام «برگی از تاریخ کشتی ایران» را در روزنامه شما به چاپ رساندم.

بعد از انتشار آن مطالب افراد زیادی با من تماس گرفتند و از نوشته ام در مورد تیم ملی کشتی آزاد ایران اعزامی به مسابقات جهانی ۱۹۵۴ ژاپن که تختی جزو کشتی گیران و من هم مربی آن تیم بودم مورد تشویق و تقدیر و لطف خود قرار دادند و بعضی از افراد هم در لابه لای صحبتهای خود با ملاحظه، از بعضی نکات آن اظهار تعجب و بی اطلاعی می کردند و آن مطالب را در آن شرایط و زمان و بخصوص در مورد قسم نامه و ناز قهرمانان با شک و تردید مطرح می کردند و خیلی مودبانه آن را باور نداشتند.

متاسفانه افرادی هم که خود در جریان آن مراسم بودند و حتی قسم نامه را هم امضاء کرده بودند به علت فراموشی و گذشت زمان و یا به هر دلیلی آن نوشته مرا تائید نکردند و من هم درصدد برآمدم تا در موقع مقتضی مدارک مستند آن را ارائه نمایم تا رفع ابهام شود و اکنون در سی و هفتمین سالگرد آن زنده یاد از فرصت استفاده می کنم و قسمت دوم «برگی از تاریخ کشتی ایران» را جهت اطلاع خوانندگان محترم ارائه می کنم:

بعد از وقایعی که در تاریخ ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲ در ایران اتفاق افتاد چند دستگی عجیبی در مملکت بخصوص در ورزش بوجود آمد، و هر دسته ای می خواستند کنترل ورزش مملکت (سازمان ورزش) را در دست بگیرند و برای رسیدن به این هدف فعالیت می کردند، و بزرگان سیاسی و سردمداران کشور هم در صدد بدست آوردن پستهای کلیدی بودند تا با آن وسیله خود را به مقامات بالای مملکت نزدیک نمایند. و یکی از پستهای کلیدی در آن زمان سازمان ورزش بود که مورد توجه خاص مقامات بالای مملکت بود که با نزدیکی به جوانان و ورزشکاران می توانستند به مقاصد سیاسی خود دست یابند.

در آن زمان در تهران دو لشکر نظامی به نام لشکر۱و لشکر۲ وجود داشت که فرماندهی آن را دو نفر از سرلشکرهای آن زمان به عهده داشتند و فرماندهان آن دو لشکر با توجه به مطالب بالا و امکانات خود فعالیت دامنه داری را در ورزش لشکر سازمان داده بودند و می خواستند قهرمانان و ورزشکاران زبده کشور را به عناوین مختلف و با دادن وعده هایی از قبیل نپوشیدن لباس سربازی در مدت خدمت، دادن کارت پایان خدمت سربازی، مامور نمودن به فدراسیونها و باشگاههای ورزشی،کمکهای نقدی، مجوز ادامه تحصیل و دادن شغل به سوی خود جلب نمایند و این وعده ها و امتیازات در آن زمان برای نجات از سربازی فوق العاده موثر بود، چون اکثر ورزشکاران وضع مالی خوبی نداشتند و عدم کارت پایان خدمت سربازی هم خود مسئله ای بود برای آنهایی که اکثراً بیکار و شغل ثابتی نداشتند.

این فعالیتها مصادف شده بود با دعوتنامه ای که از کشور ژاپن برای شرکت تیم ملی کشتی آزاد ایران جهت شرکت در مسابقات جهانی سال ۱۳۳۳(۱۹۵۴میلادی)توکیو ارسال شده بود و مهم اینکه تا آن زمان هیچ یک از رشته های ورزشی به کشور ژاپن دعوت نشده و به آن کشور مسافرت نکرده بود.

در آن زمان ریاست فدراسیون کشتی ایران را که ورزش اول مملکت بود یکی از تجار معروف بازار و از پیشکسوتان ورزش باستانی که مورد احترام جامعه ورزش و بازاریان بود به نام آقای جمال الدین قطب عهده دار بود و عده ای به عناوین مختلف در صدد برکناری او بودند تا خود جانشین آن شوند و تیم کشتی آماده ای را تحویل بگیرند و به ژاپن بروند، و از طرفی هم کشتی گیرانی که در جریان فعالیتهای مخالفین بودند و با آنها نیز تماسهایی گرفته و به آنها وعده هایی داده شده بود مرا در جریان فعالیتهای افسران لشکر۱ و ۲و دیگر مخالفان قرار می دادند و از من راهنمایی می خواستند و از طرفی هم مخالفین می خواستند به وسیله کشتی گیران به نوعی در فدراسیون کشتی نفوذ نمایند و در اعزام تیم ملی و همراهان به کشور ژاپن اعمال نظر نمایند و یا تضعیف تیم اعزامی را فراهم نمایند و حتی به کشتی گیرانی که شانس موفقیت بیشتری داشتند متوسل می شدند و گاهی سعی می کردند در تمرینات آنها اخلال و در بین آنها ایجاد اختلاف و چنددستگی نمایند.

من هم با توجه به وظیفه ای که به عهده داشتم نمی توانستم بی نظر و بی تفاوت باشم و تصمیم داشتم تیمی قوی و آماده را به این مسابقات که برای اولین بار به عنوان مربی تیم ملی ایران انتخاب شده بودم اعزام شود و احساس مسئولیت می کردم و نگران هم بودم و نمی خواستم تیمی را که در آن شرایط برای مسابقات جهانی آماده کرده بودم از دست بدهم.

از طرفی هم به تنهایی توانایی مقابله با مخالفان را نداشتم، تصمیم گرفتم و با سرپرست سازمان ورزش و رئیس فدراسیون کشتی در جلسه ای با آنها صحبت کردم و گفتم در این موقع که عده ای قصد نفوذ به حریم ورزش و اخلال و اختلاف بین ورزشکاران و مخصوصاً کشتی گیران را دارند و مسابقات کشتی جهانی در پیش است بهتر است به منظور تقویت روحیه و دلگرمی بیشتر کشتی گیران با آنها صحبت کنید و به آنها بگویید در صورت موفقیت در مسابقات جهانی پاداش قابل توجهی با آنها داده خواهد شد.

آنها هم با پیشنهاد و نظر من موافقت کردند و این کار انجام شد و از طرفی هم با کشتی گیران بانفوذی که شانس موفقیت داشتند و مورد اطمینان بودند صحبت کردم و قرار شد با تعدادی از کشتی گیران هم جلسه ای تشکیل و هماهنگی هایی به عمل آید، بدین منظور عده ای را برای روز ۶/۹/۱۳۳۲ به منزلم دعوت کردم، آقایان غلامرضا تختی، عباس زندی، حسین عرب، توفیق جهانبخت، ناصر گیوه چی، مهدی یعقوبی، و محمود ملاقاسمی اول وقت آمدند ولی آقایان ابراهیم کوکپری و محمدعلی فردین که دعوت شده بودند به جلسه نرسیدند.

در ابتدای تشکیل جلسه کمی صحبت کردم چون تمامی آنها در جریان دسته بندی ها بودند و منظور از تشکیل جلسه را به خوبی می‌دانستند نیازی نبود که بیشتر توضیح بدهم سپس هر کدام نیز نظرات خود را اعلام کردند و پس از مذاکرات لازم تصمیم گرفته شد برای شرکت و موفقیت در مسابقات جهانی ژاپن کشتی گیران حاضر در جلسه با تمام وجود و در هر شرایطی از یکدیگر حمایت نمایند و به تنهایی تصمیمی نگیرند و این جلسات بطور هفتگی ادامه داشته باشد.

در این موقع آقایان تختی و زندی که بیش از دیگران شانس موفقیت در مسابقه جهانی ژاپن را داشتند پیشنهاد کردند برای پایبندی به تعهد و پیمان خود همگی به قرآن مجید سوگند بخوریم و با هم، هم قسم بشویم و در صورت موفقیت هر یک از کشتی گیران در مسابقه چنانچه پاداشی به او تعلق بگیرد کلیه پاداشها را جمع و بطور مساوی بین نفرات تیم اعزامی تقسیم نمایند.

با این پیشنهاد نفرات حاضر در جلسه و اینجانب موافقت کردیم و بلافاصله همگی وضو گرفتیم و تعدادی نماز بجای آوردند و سپس با اعلام صلوات قرآن را آوردیم و روی میز گذاشتیم و حاضرین دست خود را روی قرآن گذاشتند و کلمات قسم نامه را شمرده و با صدای بلند بر زبان آوردند و همگی آن را امضا کردند.

قسم‌نامه تختی، عباس زندی، حسین عرب، توفیق جهانبخت، ناصر گیوه چی، مهدی یعقوبی، و محمود ملاقاسمی

متن اصلی قسم‌نامه کیومرث ابوالملوکی، غلامرضا تختی، عباس زندی، حسین عرب، توفیق جهانبخت، ناصر گیوه چی، مهدی یعقوبی، و محمود ملاقاسمی

این همان قسم‌نامه‌ایست که من در سال ۱۳۸۱ در خاطرات خود به آن اشاره کرده بودم و عده‌ای مرا مورد لطف خود قرار داده و از بعضی از مطالب آن اظهار تعجب و بی‌اطلاعی کرده بودند، و آن مطالب را در آن شرایط مخصوصاً در مورد همین قسم‌نامه و نماز قهرمانان را باور نداشتند، در سال ۱۹۵۴ میلادی مسابقات انتخابی برگزار و نفرات اعزامی معرفی و تیم ملی کشتی ایران به مسابقات جهانی توکیو اعزام گردید و خوشبختانه برای اولین بار در تاریخ ایران ۳ نفر از کشتی‌گیران ایرانی، عباس زندی نفر اول جهان و برنده مدال طلا توفیق جهانبخت نفر اول جهان و برنده مدال طلا، محمدعلی فردین نفر دوم جهان به مدال نقره نائل گردیدند و تیم کشتی آزاد ایران برای اولین‌بار به مقام سومی جهان مفتخر گردید.

این موفقیت بزرگی بود که در آن شرایط نصیب تیم ملی کشتی آزاد ایران گردید، و در موقع ورود قهرمانان به ایران استقبال باشکوه و بی سابقه ای با حضور هزاران نفر از مردم علاقه مند در فرودگاه مهرآباد از آنها به عمل آمد.

.............................................

  • مطلب فوق که تنها گفت و گو با «استاد کیومرث ابوالملوکی» در مورد خاطرات وی از دوران طلایی کشتی ایران است، در تاریخ 17 دی سال 1383 توسط همکار ارجمندمان محمدرضا منصوریان؛ از پیشکسوتان روزنامه‌نگاری حوزه ورزش انجام و در روزنامه همشهری منتشر شده است.
کد خبر 173728
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار