همشهری آنلاین – ترجمه و تلخیص امید پارسانژاد: بخش سوم رشته مقالات پیتر کلارک، پژوهشگر ارشد مؤسسه پوینتر، درباره نوشتن مطالب دنباله‌دار مطبوعاتی:

«روایت دنباله‌دار» منجی دنیای تجارت اخبار نیست. این نوع روایت تنها ابزاری است که به نویسنده در بیان مطلبی معین کمک می‌کند. دنباله‌دارها به عنوان قالب ادبی امتیازها و فرصت‌هایی را برای نویسنده فراهم می‌کنند.

1- دنباله‌دارها به تبدیل خواننده آخر هفته به خواننده روزانه کمک می‌کنند.

شماره آخر هفته اکثر روزنامه‌ها [در غرب] خوانندگان بیشتری از شماره‌های عادی دارد. حتی مواردی هست که تیراژ عادی روزنامه‌ای به تدریج کاهش می‌یابد، اما تیراژ شماره یکشنبه آن رو به افزایش است. بنابراین وقتی شما انتشار یک ماجرای دراماتیک را در شماره یکشنبه آغاز می‌کنید و در پایان بخش اول تعلیق می‌گذارید، در واقع خواننده را به خریدن شماره دوشنبه دعوت کرده‌اید. من پیام‌های متعددی از توریست‌های فلوریدا دریافت کرده‌ام که به طور اتفاقی یکی از شماره‌های روایت دنباله‌داری را به قلم من خوانده‌اند و حالا که به ایالت یا کشور خود برگشته‌اند می‌خواهند بدانند چطور می‌شود ادامه روایت را خواند. این کار در دورانی که خواننده می‌توانند از طریق وب‌سایت‌ها مطالب را دنبال کنند ساده‌تر هم می‌شود. بنابراین دنباله‌دار نویسی را می‌توان در عین حال راهی برای ترغیب خوانندگان مسن‌تر به استفاده از وب‌سایت روزنامه‌ها دانست.

2- دنباله‌دارها به افزایش تیراژ کمک می‌کنند.

عوامل و متغیرهای فراوان در تیراژ گرفتن روزنامه‌ها مؤثرند، بنابراین به سادگی نمی‌توان تأثیر تک‌تک مطالب یا روایت‌های دنباله‌دار را در آن مشخص کرد. اما «بالتیمور سان» می‌گوید تیراژش در هفده روزی که یک دنباله‌دار را درباره مرگ زودهنگام یک مادر جوان منتشر می‌کرد حدود چهار درصد افزایش داشته است. همچنین معروف است که آثار تام فرنچ خوانندگان زیادی را جلب کرده و همیشه تیراژ زیادی آورده است...

3- دنباله‌دارها فواید کوتاه‌نویسی و بلندنویسی را همزمان دارند.

از هنگام انتشار روزنامه «یو.اس.ای تودی»، طول مطالب مطبوعاتی به موضوع اصلی بحث در تحریریه روزنامه‌های آمریکایی تبدیل شد و این کشمکش با پیشرفت سایت‌های خبری آنلاین ادامه یافت. آن روزها این که کسی طرفدار خبرهای تلگرافی «یو.اس.ای تودی» بود یا هوادار مطالب بلند «فیلادلفیا اینکوایرر» نشان می‌داد چه جور روزنامه‌نگاری است. در اواخر دهه 1990 میلادی روایت‌های دنباله‌دار به عنوان راهی برای آشتی و تلفیق این دو گونه مطرح شد. می‌توان یک موضوع جدی و پیچیده را در مطلبی به بلندی 30 هزار واژه بررسی کرد، اما آن را مثلاً در 29 قسمت ارائه داد. به این ترتیب نویسنده می‌تواند موضوع را با عمق کافی، به تدریج و خلاقانه گزارش کند. خوانندگان پرمشغله نیز قادر خواهند بود مطلب را در قسمت‌های کوتاه‌تر و بدون اینکه ناچار شوند از خیر خواندن بقیه روزنامه بگذرند، بخوانند.

4- دنباله‌دارها با رسانه‌های جدیدی مانند اینترنت سازگارند.

تجربه شخصی من نشان می‌دهد انتشار روایت‌های دنباله‌دار در وب‌سایت‌های خبری امتیازهایی دارد:

• خوانندگانی که یک قسمت از روایت را در روزنامه نخوانده‌اند می‌توانند آن را در وب‌سایت پیدا کنند.
• خواننده می‌تواند صبر کند و در پایان انتشار، تمام مطلب را یکجا در وب‌سایت بخواند.
• خوانندگان در سراسر جهان می‌توانند روایت را دنبال کنند.
• احتمالاً صدها خواننده در طول انتشار مطلب در سایت کامنت (اظهارنظر) می‌گذارند.
• بعضی از این اظهارنظرکنندگان ممکن است منابع بالقوه جدید برای روایت باشند.

سایت‌های اینترنتی در جستجوی مراجعه‌کنندگانی هستند که مدام به سایت سر بزنند و روایت‌های دنباله‌دار خواننده را ترغیب می‌کند برای دنبال کردن ماجرا هر روز به سایت مراجعه کند.

5- دنباله‌دارها بحث‌هایی در جامعه ایجاد می‌کنند.

روایت‌ دنباله‌دار به دلیل ابعادش تأثیرات خوب و بد ماجرا را افزایش می‌دهد. چنین روایتی از آنجا که در طول چندین روز مرتب مطرح می‌شود بحث‌هایی را در جامعه به دنبال می‌آورد. خوانندگان اغلب با شخصیت‌های ماجرا ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند و درگیر ماجرا می‌شوند. یکی از نشانه‌های قدرت دنباله‌دارها این است که بسیاری از خوانندگان کنجکاو می‌شوند که پس از پایان انتشار روایت چه بر سر شخصیت‌های درگیر در آن آمده است.

توصیه: در وقت مناسب روایت خود را به روز کنید و درباره سرنوشت شخصیت‌ها بنویسید.

کد خبر 16676

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان