زهرا عزیز‌محمدی: بهرام عظیمی متولد 1354 در تهران است. با این‌که مدرک صنایع دستی از دانشگاه هنر دارد، اما او را به عنوان کاریکاتوریست، گرافیست و سازنده‌ی انیمیشن می‌شناسیم.

هفته‌نامه‌ی همشهری دوچرخه شماره‌ی 639

او با انیمیشن‌های کوتاه آموزشی اداره‌ی راهنمایی و رانندگی برای تلویزیون، به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد و حالا سه سال است که روی اولین انیمیشن بلند سینمایی‌اش کار می‌کند.

انیمیشین «تهران 1500» برای اولین‌بار در ایران، از ستاره‌های سینما برای دوبله‌ی کار استفاده کرده و اگرچه این انیمیشن بلند را به خاطر انیمیشن بودنش به بخش مسابقه‌ی سینمای ایران (سودای سیمرغ) راه ندادند، اما حتماً هنگام اکرانش حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت.

  • بعد از حدود سه سال بالاخره انیمیشن بلند «تهران 1500» تمام شد. حالا از نتیجه‌ی کار راضی هستید؟

راضی هستم. ما تمام توانمان را برای این انیمشین گذاشته‌ایم و دیگر بهتر از این نمی‌توانستیم بسازیم. البته مهم این است که مردم خوششان بیاید.

  • ساختن چهره‌ی سه‌بعدی کدام‌یک از ستارگانی که گوینده‌ی شخصیت‌های کارتونی شما هستند، سخت‌تر بود؟

چهره‌ی خانم هدیه تهرانی از همه سخت‌تر بود، چون اگر هر تغییری می‌دادیم که کمی فانتزی‌تر شود، دیگر شبیه خانم تهرانی نمی‌شد.

  • تهران سال 1500 چه‌قدر با تهران امروز ما فرق دارد؟ بهتر است یا بدتر؟ آلوده‌تر است یا پاک‌تر؟

خیلی فرقی ندارد؛ اما می‌شود گفت که بهتر است. در حقیقت ما 110 سال دیگر را خیلی مثبت دیده‌ایم. بعضی نکات منفی مثل ترافیک که الان هم هست، در آن زمان هم وجود دارد. اما در کل سعی شده فضایی مثبت‌تر، روشن و دوست‌داشتنی ترسیم شود.

  • در خبرها آمده‌بود ظاهراً شما تصویری از اصغر فرهادی را به سکانسی از فیلمتان اضافه کرده‌اید. این ماجرا حقیقت دارد؟

بله، در یکی از پلان‌ها در یک موزه‌، عکس اصغر فرهادی با پنج، شش جایزه‌ی اسکار در دستش حضور دارد!

  • فکر می‌کنید فیلم شما برای نوجوان‌ها هم جذاب باشد و آن‌ها را به سینما بکشاند؟

برای سنین نوجوانی و بالاتر بله، جذاب است. اما بر عکس تعریف معمول انیمیشن، برای کودکان اصلاً جذاب نیست. در واقع این فیلم برای کودکان ساخته نشده ‌است!

نام فیلم: تهران 1500

کارگردان: بهرام عظیمی

نویسندگان فیلم‌نامه: بهرام عظیمی، امیر مسعود علمداری

گویندگان: هدیه تهرانی، بهرام رادان، مهران مدیری، گوهر خیراندیش، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی، حسام نواب‌صفوی و محمدرضا شریفی‌نیا.

خلاصه‌ی داستان: 15 روز تا تحویل سال 1500 هجری‌شمسی مانده و «اکبرآقا» از نوه‌اش «نازی» می‌خواهد تا برای انجام کاری از کره‌ای دیگر که در آن مشغول درس‌خواندن است به تهران برگردد و...

کد خبر 160053

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار