ما همیشه به دانش‌آموزان ایراد می‌گرفتیم که خلاصه یکی دو کتاب را تحقیق تلقی کرده و کار کتابخانه‌ای و روش‌های استناد را بلد نیستند.

الگو گرفتن آموزش و پرورش از رفتار ناشیانه دانش‌آموزان، نشانه توجه جدی کارشناسان محترم آموزش و پرورش به روش‌های مشارکتی در یادگیری است!

سازمان آموزش و پرورش شهر تهران کتابی با عنوان «مبانی تربیت اسلامی» را برای آموزش‌های ضمن خدمت به چاپ رسانده که حرف و حدیث‌های فراوانی را به دنبال دارد.

بنابر آنچه که در شناسنامه کتاب آمده است، کتاب تلخیصی از دو کتاب تعلیم و تربیت اسلامی مراکز تربیت معلم (محمد علی سادات) و نگاهی دوباره به تربیت اسلامی (دکتر خسروباقری) است که البته بخش عمده این مجموعه 126 صفحه‌ای از کتاب محمدعلی سادات بوده و قسمت کوتاهی از کتاب دکتر باقری با حذف مطالب کاربردی، انتخاب شده است.

نکات جالب و قابل توجه فراوانی در این‌باره وجود دارد:

1 - کتابی که از دو منبع کاملاً مشخص خلاصه شده است علاوه بر گردآورنده، هم توسط فرد دیگری مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته و هم ویراستار دارد!

2 - کتاب در دی ماه 85 به چاپ هفتم رسیده و با شمارگان 5000 جلد و قیمت هزارو پانصد تومان عرضه شده است. البته کتاب به معلمان هزار تومان فروخته می‌شود.

 اولاً چرا باید کتاب  126 صفحه‌ای هزار و پانصد تومان قیمت داشته باشد و دلیل تخفیف 33 درصدی آن چیست؟ و ثانیاً  چرا باید چنین کتابی به سفارش گروه ارتقای علمی و منابع انسانی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران و با استفاده از امکانات افرادی که موقعیت‌هایی در آموزش‌ و پرورش دارند، تهیه شود؟

چه مهارت و کدام هنر در تهیه کتاب به کار رفته که  گروه ارتقای علمی به چنین سفارش ویژه‌ای اقدام کرده است؟

3 - کتابی به عنوان منبع آموزش‌های ضمن خدمت معلمان شهر تهران معرفی شده و به چاپ هفتم رسیده و با روندی کاملاً  ویژه سفارش داده شده  و به چاپ رسیده است.

اگرچه این اقدام بی‌سابقه نیست و متأسفانه از این گونه آموزش‌های ضمن خدمت سفارشی  زیاد دیده‌ایم، اما بالاخره ناشیگری هم حد و اندازه‌ای دارد! آیا این امکان وجود نداشت که  کتاب‌های اصلی به عنوان منبع معرفی و بخش‌هایی از آنها برای آموزش ضمن خدمت انتخاب می‌شدند؟

 آیا نمی‌شد بخش‌های انتخابی را به صورت پلی‌کپی وجزوه به معلمان داد؟ آموزش و پرورش که در جزوه سازی سابقه طولانی دارد و آموزش‌های جزوه‌ای در جایگاه‌های مختلف آموزش و پرورش بسیار رایجند!

4 - گردآورنده یا اصلاح کننده محترم  کتاب حتی وقت و حوصله نوشتن مقدمه یا پیشگفتاری برای کتاب را نداشته‌اند و ظاهراً  فقط فرصت کرده‌اند که زیر قسمت‌های انتخاب شده خط بکشند تا تایپیست بقیه کارها را خودش انجام دهد! اینجا آن ضرب‌المثل «آفتابه لگن هفت دست...» مصداق پیدا می‌کند.

شاید چاپ چنین کتابی آن هم با چنین کاربردی، اقدامی نمونه و بی‌نظیر در نوع خود باشد؛ کتابی خلاصه شده از دو کتاب دیگر، با گردآورنده، بازنگری و اصلاح، ویراستاری و مدیر فنی و غیره! اگر واقعاً کتاب‌هایی که منبع قرار گرفته‌اند منظور آقایان را تأمین نمی‌کرد، آیا هیچ راهکار دیگری وجود نداشت؟

نکته بسیار مهم عنوان کتاب یعنی «مبانی تربیت اسلامی» است که انگار در هیچ وضعیت دیگری، به غیر از تدبیر آقایان قابل انتقال و آموزش نبود! حذف قسمت‌هایی از مباحث انتخاب شده هر کتاب و یا مثلاً آوردن ترجمه آیه بدون ذکر متن اصلی آیه، کاری فنی، حرفه‌ای و کارشناسانه بوده که احتمالاً به فکر نویسندگان کتاب‌ها یعنی دکتر سادات و دکتر باقری نرسیده است!

5 - آیا در آموزش‌های ضمن خدمت، سلسله مراتب یا سیستمی شبیه پودمان وجود ندارد تا جایگاه هر آموزش را بین آموزش‌های دیگر مشخص کند؟ وقتی «مبانی تربیت اسلامی» را به یک معلم باسابقه  15-10 سال خدمت آموزش می‌دهیم، چه معنایی دارد؟ یا او این آموزش‌ها را از ابتدا تاکنون ندیده است که جای ایراد جدی برای نظام آموزش و پرورش دارد؟

یا هدف استمرار و ارتقای آموزش‌هاست که در این صورت، آیا نباید دنبال منابع تکمیلی و آموزش‌های سطوح بالاتر باشیم؟ اگر قرار باشد معلم بعد از دو دهه خدمت، دوباره و یا چند باره، مبانی بخواند، پس چه زمانی نوبت به مراتب دیگر می‌رسد؟

6 - تغییر اهداف، همه چیز را تغییر می‌دهد. وقتی به جای آن که هدف از آموزش‌های ضمن خدمت استمرار و ارتقای آموزش‌ها باشد، هدف روزمرگی، پر کردن وقت معلم، اعطای مدرک و امتیاز باشد محصول آن چیزی جز کتاب مبانی تربیت اسلامی نخواهد بود.

ای کاش کارشناسان محترم، سری هم به کتاب‌هایی چون جلد دوم نگاهی دوباره به تربیت اسلامی (دکتر خسرو باقری)، تعلیم و تربیت اسلامی/ رویکرد کلان‌نگر (دکتر حسن ملکی) و نمونه‌های دیگر می‌زدند تا واقعاً زمینه‌های ارتقای آموخته‌های معلمان را فراهم می‌کردند.

7 - آموزش ضمن خدمت معلمان، یعنی معجونی که همه چیز در آن یافت می‌شود غیر از «استمرار و ارتقای آموخته‌ها». شاید آموزش‌هایی مانند اقدام پژوهی، ICDL و نمونه‌های دیگر به درد معلم بخورند،  اما هنوز هم عناصری چون «هدفمندی و نظامدار بودن»  در این آموزش‌ها دیده نمی‌شوند.

مانند بسیاری دیگر از فعالیت‌های جاری در آموزش و پرورش، آموزش‌های ضمن خدمت هم کاری است که باید انجام شود و بالاخره گروهی و ستادی و تشکیلاتی دارد که همانند گروه‌های دیگر، در دنیای خودشان سیر می‌کنند!

بعد از سالیان سال رواج آموزش ضمن خدمت در آموزش و پرورش، کدام هسته یا گروه علمی و تخصصی، این آموزش‌ها را پیش‌بینی و طراحی می‌کنند؟ کدام منابع و کتاب‌های نظام‌دار و کددار تولید شده‌اند تا ارتباط آموزش‌ها را با هم مشخص کنند؟ آموزش و پرورش بر مبنای کدام نیازسنجی، به تولید کدام محتوای متناسب با نیازهایش دست زده است؟

تلقی معلمان که مخاطبان این آموزش‌ها هستند از آموزش‌های ضمن خدمت چیست؟ هزینه‌های مصرف شده برای تشکیلات آموزش‌های ضمن خدمت، چه بازدهی مشخصی داشته‌اند!

8 - به اساتید محترم محمدعلی سادات و دکتر خسرو باقری توصیه می‌کنیم یک جلد از کتاب «مبانی تربیت اسلامی»‌ را تهیه فرمایند شاید به نسبت کتابی که خودشان نو‌شته‌اند مطالب و نکات بیشتر و بهتری گیرشان آمد!

یک معلم با سابقه

کد خبر 15871

برچسب‌ها