ندا انتظامی: تئاتر تجربی تعریف خاص خودش را دارد. تجربه کردن گروه و کارگردان روی متن و برجسته کردن نکات و المان‌هایی که شاید مد نظر نویسنده اولیه نبوده‌است، ساده‌ترین تعریفی است که می‌توان برای تئاتر تجربی مطرح کرد.

به هرحال وقتی به دیدن نمایش تجربی می‌روید باید منتظر هر چیزی باشید و بهترین حالت دیدن نمایش تجربی این است که ذهن و روحتان را از داشته‌های سابق پاک کنید تا شاید با این روش بهتر و راحت‌تر کار را ببینید.

اگر با سابقه قبلی و ذهنی به سراغ نمایش کالیگولا که امروزه از آن به‌عنوان «کایوس» هم نام برده می‌شود بروید، حتما از دیدن اتفاقاتی که ربطی به نمایشنامه آلبر کامو ندارد حرص خواهید خورد.

کامو این نمایشنامه را در سال ۱۹۳۸ وقتی ۲۵ ساله بود، نوشت و در سال ۱۹۵۸برای آخرین بار آن را ویرایش کرد. داستان این کار مربوط به زندگی کالیگولا، امپراتور رم است که مرگ خواهرش باعث شناخت جدید او از مرگ می‌شود. سردار روم به این نتیجه می‌رسد که انسان‌ها می‌میرند بدون اینکه خوشبخت باشند. کالیگولا متعجب از این واقعیت است که چگونه مردم واقعیت مرگ را درک نمی‌کنند. کالیگولا به پوچی می‌رسد و رفتارهای عجیب و دیوانه‌وار او که نتیجه شناخت او از زندگی است زندگی را بر مردم تنگ و به درباریان جهنم می‌کند.

کامو این شخصیت را مردی با شور زندگی بسیار می‌داند؛ شوری که باعث می‌شود او تا مرز جنون پیش برود. او در مورد کالیگولا می‌گوید:«او از بس به اندیشه خود وفادار است، وفاداری به انسان را از یاد می‌برد. کالیگولا همه‌ ارزش‌ها را مردود می‌شمارد اما اگر حقیقت او در انکار خدایان است، خطای او در انکار انسان است. او نمی‌داند که اگر همه‌چیز را نابود کند، ناچار در آخر خود را نابود خواهد کرد. این سرگذشت انسانی‌ترین و فجیع‌ترین اشتباهات است.»

اولین بار نیس که نمایشنامه کالیگولا با نگاه تازه‌ای به روی صحنه می‌رود. سال‌ها قبل نمایش « آغا محمد خان کالیگولا»با  اقتباسی آزاد از این نمایشنامه، توسط سیروس شاملو اجرا شد. سیروس شاملو در این اقتباس، دو زمان تاریخی را با هم ترکیب کرد و فضای کمدی و طنزی را ایجاد کرد. شاید بتوان این کار را تجربی‌ترین برداشت از این نمایشنامه دانست بدون اینکه خود کارگردان ادعایی  در این‌باره داشته‌باشد و خود را پرچمدار تئاتر تجربی بداند.  اما نمایش کالیگولا  به کارگردانی همایون غنی‌زاده حکایت دیگری دارد.

اسم همایون غنی‌زاده کارگردان این نمایش به‌دلیل سابقه خوبش در تئاتر می‌تواند به راحتی مخاطب را جذب کند.  نمایش «آگاممنون» به کارگردانی او در بخش «تجربه‌های نو»ی بیست‌و‌هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر اجرا شد و پیش از این او نمایش‌های «ددالوس و ایکاروس» را در جشنواره بیست‌و‌پنجم اجرا کرده و موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی شده است. این نمایش در سال 1385 اجرا شد و توانست موفقیت خوبی برای کارگردانش به ارمغان بیاورد.

خلاقیت و نو‌آوری یکی از مواردی بود که در کار او دیده می‌شد. بنابراین جای تعجبی ندارد که به آخرین کار او یعنی کالیگولا بتوان امید بیشتری داشت، خصوصا اینکه لیست بازیگران هم حسابی پر و پیمان است. اما دیدن این نمایش انتظارات مخاطب را چندان که باید و شاید برآورده نکرد. باید گفت که تئاتر تجربی مثل خیلی از تعاریف دیگر در ایران دچار نقص شده‌است. برای تئاتر تجربی در ایران معنی مشترکی وجود ندارد و این روزها تئاتر تجربی معنی خاص خودش را در تئاتر پیدا کرده‌است؛ متفاوت بودن یکی از شاخص‌های تئاتر تجربی در این روزگار است. اگر تا سال‌ها قبل وجود پروژکشن، مه و بازی‌های عجیب و غریب یکی از عناصر تئاتر تجربی محسوب می‌شد، امروز نگاه جدیدی علاوه بر عناصر بالا به تئاتر تجربی اضافه شده‌است.

اگر آتیلا پسیانی به‌عنوان یکی از چهره‌های قدیمی تئاتر تجربی «پروفسور بوبوس» را در فضای سالن مد قرار می‌دهد تا مثلا برداشتی تازه از این نمایشنامه ارائه کند، جای تعجبی نیست اگر همایون غنی‌زاده نیز کالیگولا را در آشپزخانه قرار دهد تا مثلا برداشتی جدید از این نمایش به مخاطب ارائه دهد.

زمانی که برداشت و نگاه کارگردان بر این اساس است المان‌های دیگری هم به کار اضافه می‌شود. المان‌هایی همچون راه رفتن خاص، پنجه‌های تیز هولیکون با بازی فرزین صابونی، پاهای بلند و سنگین کره‌آ با بازی رامبد جوان، کشدار حرف زدن و تکرار آواها، بارش تخم‌مرغ از سقف، تأکید روی آشپزی و... همه‌و‌همه نشان از تحلیل و نگاه متفاوت کارگردان به متن دارد. کارگردان با نگاهی متفاوت و البته با حفظ پیام اصلی نمایشنامه، ملغمه‌ای ساخته که چندان مخاطب حرفه‌ای که به هوای نام کارگردان و کامو و حتی مخاطبان عام را که به هوای دیدن بازیگران محبوبشان پا در سالن تئاتر می‌گذارند راضی نمی‌کند خصوصا که تفاوت نمایشنامه با تحلیل جدید کارگردان زمین تا آسمان است.

کافی است نگاهی به صحنه پایانی نمایشنامه انداخته شود؛ درباریان که از سختگیری‌های کالیگولا به تنگ آمده‌اند توطئه مرگ او را می‌چینند و در نهایت او را به قتل می‌رساند. همدستان اسلحه به دست، از هر طرفی می‌آیند و ضربه می‌زنند و کالیگولا در میان سکسکه و نفس‌های بریده، خنده‌کنان فریاد می‌زند: هنوز زنده‌ام. کافی است این صحنه مقایسه شود با نگاه متفاوت غنی‌زاده که برای صحنه مرگ کالیگولا طراحی شده‌است. درباریان او را همچون مرغی برای طبخ آماده می‌کنند و در نهایت او را در فر بزرگ می‌گذارند تا صحنه آخر نمایش مانند صحنه اول که با آشپزی شروع شد، پایان یابد.

دیالوگ‌های نمایشنامه متأثر از شرایط خاص دورانی است که کامو در آن می‌زیست. علاوه بر نگاه کامو به نازیسم، دیالوگ‌های فلسفی کار در خدمت پیام متن است. کالیگولا در پی ناممکن است و به همین دلیل است که او احتیاج به ماه دارد. اما دیالوگ «من ماه را می‌خواهم» زمانی که از زبان کالیگولا با بازی صابر ابر بیرون می‌آید گویی کودکی لوس ماه را می‌خواهد. به همین دلیل است که اعدام‌ها، مالیات‌های سنگین و دیگر آزار و اذیت او چندان معنی پیدا نمی‌کند. او اعدام می‌کند تا همه را با حقیقت مرگ آشنا سازد اما کالیگولا این نمایش یک کودک لوس است.

ویژگی کارهای تجربی این است که می‌توان هزار دلیل و برهان برایش آورد و آن را به نگاه تازه و بکر کارگردان منصوب کرد و دلایل شخصی برای هر چیزی آورد و نشانه‌های کار را هزاران تعبیر و تفسیر کرد اما از یک نکته با تمام دلیل‌هایش نمی‌توان گذشت و آن ریتم کند نمایش است که به نگاه و تحلیل کارگردان برمی‌گردد. ریتم کند، حرف زدن کشدار بازیگران و تکرار یک حرکت را هرچه که باشد هرگز نمی‌توان  با هیچ دلیل و برهانی در محدود تئاتر تجربی قلمداد کرد. به هرحال در تئاتر تجربی رضایت مخاطب حرف اول را می‌زند.

یک نمایش با 2 اسم

باید گفت که تئاتر کالیگولا که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر اجرا می‌شود یکی از پرحاشیه‌ترین تئاترهای سال‌های اخیر است.راستش معلوم نیست که باید تئاتر کالیگولا را با همین نام خواند یا با نام جدیدی که این روزها در بیلبورد تبلیغاتی‌اش دیده می‌شود؛ «کایوس».اگر به ایرانشهر زنگ بزنید، تلفن گویای تالار از کالیگولا نام می‌برد، اما بیلبوردهای تبلیغاتی در سطح شهر حکایت دیگری دارد.اجرای این نمایش با حواشی زیادی برای اجرا روبه‌رو بود. از توقیف نمایش برای حذف کلمه عدالت تا تغییر نام، حواشی اولیه کار بود. حتی خبر توقیف کار هم روی سایت‌های خبری رفت. همایون غنی‌زاده ‌ اعلام کرد که اجرای این نمایش با درخواست مدیران ارشاد برای تغییر نام نمایش متوقف شد.

او گفت: «پس از بررسی و پیگیری متوجه شدیم یکی از مدیران زیر مجموعه ارشاد با اسم نمایش «کالیگولا» مشکل دارد.»همچنین در این گزارش نوشته شد که پیش از این شورای نظارت مرکز هنرهای نمایشی بر حذف 2کلمه اقتصاد و عدالت از متن این نمایش در حال اجرا پافشاری کرده است ‌.در مدت کوتاهی در سایت ایران تئاتر که وابسته به مرکز هنرهای نمایشی است، این اخبار تکذیب شد. غنی‌زاده به این سایت گفت: «هیچ فشاری از سوی مرکز هنرهای نمایشی برای تغییر نام نمایش  یا توقیف اجرا صورت نگرفته بلکه نمایش ما به‌مدت  2روز برای رفع کم و کسری دکور و مسافرت چندتن از بازیگران تعطیل خواهد بود.» او این نوید را داد که اجرا به‌زودی از سرگرفته خواهد شد.

همانطور که او وعده داده بود، اجرا از سر گرفته شد، البته با نام جدید. بیلبوردهای سطح شهر مهر تاییدی بر مخالفت مسئولان در مورد نام این نمایش هستند. تغییر نام کالیگولا به کایوس که لقب این امپراتور روم باستان است، گواه تغییر سیاست و چندگانگی نظرات مدیران مربوط است، هرچند در این مورد کارگردان کار سکوت کرده‌است. کالیگولا  در بخش خصوصی تولیدشده و درآمد آن متکی بر گیشه است و به همین دلیل است که بلیت این کار با قیمت 20 هزار تومانی به فروش می‌رسد. در این‌کار بازیگرانی چون صابر ابر، رامبد جوان، هنگامه قاضیانی، سعیدچنگیزیان، رضا بهبودی و محسن‌حسینی بازی می‌کنند. این نمایش ساعت20 هر روز به جز شنبه‌ها در سالن شماره (1) تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

کد خبر 111743

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار