ترجمه کیکاووس زیاری: در اولین فصل سال2010 سینماهای آمریکای‌شمالی شاهد نمایش فیلم‌های غیرمتعارف و جدی زیادی نبودند که بتوانند نظر اعضای سخت‌گیر آکادمی اسکار را جلب کنند.

 همین نکته، اهل فن و دوستداران جدی سینما را نیز به این فکر انداخت که برای دیدار با فیلم‌های اسکاری کمی باید صبر کنند. واقعیت امر این است که این فیلم‌ها، بالاخره باید  راه خود را به پرده سینماها باز و پیدا کنند. اما یک واقعیت  انکارناپذیر این است که هشتادوسومین دوره مراسم اسکار روز 27فوریه برپا می‌شود و تا آن زمان راه درازی در پیش است. نکته‌ای که اکنون به صورت یک سنت درآمده و همه با آن آشنایی دارند، این است که اکثر فیلم‌هایی که امید برنده‌شدن آنها در مراسم اسکار وجود دارد، معمولا در نیمه دوم سال  روی پرده سینماها می‌روند؛ به همین دلیل است که منتقدان و تحلیل‌گران سینمایی از 4ماه مانده به برپایی مراسم اسکار به عنوان فصل اسکاری اسم می‌برند.  اما مراسم اسکار امسال تفاوت‌هایی با دوره‌های قبلی خود دارد.

این تفاوت از سال قبل و از آنجا شروع شد که مسئولان آکادمی اسکار گفتند قصد دارند به جای 5‌فیلم در رقابت‌های بهترین فیلم سال، این تعداد را تا 10فیلم افزایش دهند. این یک تغییر کلان در سیاست‌های همیشگی آکادمی اسکار بود که راه را برای حضور فیلم‌های پرفروش مردم‌پسند در فهرست نامزدهای بهترین فیلم سال باز کرد. با بازگشایی این در روی محصولات عامه‌پسند، این فیلم‌ها هم در کنار محصولات غیرمتعارف و مستقل قرار گرفتند و این پرسش مطرح شد که آیا حالا می‌توان از چیزی به نام فصل اسکاری فیلم‌ها اسم برد؟

در جلسه ماه مارس مسئولان اصلی آکادمی اسکار، دوباره روی فرمول انتخاب 10فیلم به عنوان نامزدهای اصلی رشته بهترین فیلم، تاکید شد. تام شراک، مدیر آکادمی می‌گوید:«این فرمول در سال قبل حقیقتا خیلی خوب کار کرد و امیدواریم امسال هم به خوبی سال قبل عمل کند. حتی اگر این فرمول دقیقا همانطور که ما می‌خواستیم عمل نکرده باشد، بازهم عیبی ندارد؛ به زحمتش می‌ارزد که برای چندسالی آن را به  اجرا بگذاریم و نتیجه کلی‌اش را ببینیم.»

باوجود سیاست درهای باز جدید آکادمی، صنعت سینما به اندازه فیلم‌های نامزدشده در سال قبل، تحت تاثیر این طرح قرار نگرفته است. یکی از مشاوران فعال سینمایی که نمی‌خواهد نامش افشا شود، در این رابطه می‌گوید: وقتی به 6ماه گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که هیچ فیلمی که قابل ذکرکردن باشد نمی‌توانیم پیدا کنیم. آیا شما می‌توانید از فیلم خاصی اسم ببرید؟

«رابین هود» درام تاریخی ریدلی اسکات که چندسال قبل «گلادیاتور» او موفقیت‌های اسکاری خوبی به دست آورد، در ماه می امسال با سروصدای زیادی در جشنواره بین‌المللی کن اکران عمومی شد و فرش قرمز کاملی برایش پهن کردند. در این فیلم هم راسل‌کرو نقش اصلی را بازی کرده است اما بعید به نظر می‌رسد کسی اینطور اظهارنظر کند که «رابین هود» یک «گلادیاتور» است و می‌تواند موفقیت‌های اسکاری فیلم 300میلیون‌دلاری قبلی اسکات را تکرار کند.

حتی تماشاگران معمولی سینما هم توجه زیادی به این فیلم نشان ندادند و فروش آن (با هزینه‌ای 200میلیون‌دلاری) در حد 100میلیون‌دلار باقی ماند. «آیرن من2» هم با فروش بالای 300میلیون‌دلاری خود در جدول گیشه سینماهای آمریکای‌شمالی توانست رقم فروش قسمت اول خود را رد کند، ولی هیچ‌یک از منتقدان سینمایی این فیلم را نپسندیدند و عموما نقدهایی منفی بر‌ آن نوشته شد.  در شرایطی که منتقدان سینمایی بحث درباره عدم‌حضور فیلم‌های غیرمتعارف در ماه‌های اخیر را ادامه می‌دهند، تحلیل‌گران اقتصادی سینما در حال بررسی وضعیت فروش فیلم‌هایی هستند که در فصل تابستان نمایش داده می‌شوند.

دغدغه خاطر گروه اخیر این است که فیلمی مثل « گروه A» می‌تواند بیننده بیشتری را جذب خود کند یا «شوالیه و روز»؛ اما به نظر می‌رسد تمام این بحث‌ها و حاشیه‌سازی‌ها، با نمایش عمومی  انیمیشن کامپیوتری و سه‌بعدی «قصه اسباب‌بازی3» به پایان می‌رسد. این فیلم کارتونی  اولین مدعی جدی رقابت‌های مراسم اسکار 2010 است. در این حالت آیا می‌توان گفت مسابقات اسکاری دقیقا آغاز شده است؟ در نظرخواهی سایت راتن تومیتو، «قصه اسباب‌بازی3» موفق شد رای صددرصد تماشاگران سینما را از آن خود کند.

این دقیقا همان اتفاقی‌ است که برای 2قسمت قبلی این فیلم افتاد. سال2009 هم انیمیشن کامپیوتری «بالا» یکی از اولین فیلم‌های مطرحی بود که زمینه رقابت‌های اسکاری را فراهم کرد. البته «بالا» زودتر از «قصه‌اسباب‌بازی3» یعنی اواخر ماه می به نمایش عمومی درآمد. این فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم انیمیشن سال را از آن خود کرد. حالا سومین قسمت «قصه‌اسباب بازی» اولین محصول سال 2010 است که وارد فهرست 10فیلم نامزدشده برای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم (و البته اسکار بهترین انیمیشن سال) می‌شود.

در سال قبل در چنین روزهایی، یکی از بحث‌های اصلی منتقدان، تحلیل‌گران و اهل فن این بود که آیا یک فیلم انیمیشن می‌تواند حصار محدودیت‌های انیمیشنی خود را بشکند و در رشته بهترین فیلم سال نامزد شود و نام خود را در کنار فیلم‌های زنده مطرح کند یا خیر؟ شاید اگر تعداد نامزدهای بهترین فیلم سال 5 فیلم بود، هیچ فیلم انیمیشنی نمی‌توانست وارد این فهرست شود اما در یک فهرست ده‌تایی، فیلم‌های انیمیشن هم می‌توانند به عنوان نامزد انتخاب شوند. رویدادهای سال قبل این نکته را ثابت کرد.

اما امسال این بحث گسترش پیدا کرده است. حالا این سوال مطرح است که آیا احتمال آن وجوددارد که در بین 10‌فیلم فهرست نامزدهای اسکار بهترین فیلم سال، شاهد حضور بیش از یک فیلم انیمیشن باشیم یا خیر؟  3ماه قبل انیمیشن کمپانی دریم ورکز به نام «چگونه اژدهای خود را تعلیم دهیم»- که کسی پیش‌بینی موفقیت ویژه‌ای را برایش نمی‌کرد- نه فقط با استقبال خوب تماشاگران روبه‌رو شد، بلکه نقدهای مثبت زیادی را نیز شاهد بود.

فیلم جدید سیلوین چومه، هنرمند فرانسوی به نام «شعبده‌باز» که شرکت سونی در اواخر سال جاری میلادی در آمریکای شمالی اکران عمومی می‌کند هم از جمله انیمیشن‌هایی است که امید زیادی به موفقیت‌ آن می‌رود. این انیمیشن نه‌تنها فیلمی است که توسط خالق «سه‌گانه بلویل» (که نامزد دریافت 2جایزه اسکار بود) ساخته شده، بلکه اثری است که براساس یکی از فیلمنامه‌های بایگانی‌شده ژاک‌تاتی، تهیه شده است. در هفته‌های پیش ‌رو و در ماه جولای، تماشاگران سینما با یکی از امیدهای اصلی اسکاری دیدار خواهند کرد؛ دیداری که بسیاری مدت‌هاست در انتظار آن هستند.

«آغاز» فیلم جدید کریستوفر نولان پس از «شوالیه تاریکی» است که حال‌وهوایی پررمز‌و راز و علمی-تخیلی دارد. این فیلم در سکوت کامل خبری و با بازی لئوناردو دی‌کاپریو ساخته شد. فیلمنامه اوریجینال نولان درباره تهاجم رویاها به ذهن و زندگی آدم‌هاست. سوالی که هم اکنون برای تمام علاقه‌مندان و دست‌اندرکاران هنری مطرح شده این است که آیا کار جدید نولان توانایی جذب انبوه تماشاگران و منتقدان سینمایی را دارد یا خیر؟ «شوالیه تاریکی» تابستان 2سال قبل با فروش 530میلیون‌دلاری، لقب پرفروش‌ترین فیلم سال را گرفت و تمام منتقدان گفتند این فیلم باید نامزد دریافت جایزه اسکار شود.

اما آکادمی اسکار «شوالیه تاریکی» را نامزد دریافت این جایزه نکرد. با این حال، گفته می‌شود همین بحث‌وجدل آکادمی اسکار و منتقدان سینمایی بر سر حضور یا عدم حضور این فیلم در فهرست نامزدها بود که باعث تصمیم‌گیری تاریخی سال قبل آکادمی(برای افزایش تعداد فیلم‌های نامزدشده اسکار بهترین فیلم سال از 5 فیلم به 10 فیلم) شد.

از سوی دیگر در یک نگاه متفاوت، مدل و الگوی جدید آکادمی اسکار نمی‌تواند تضمینی برای این نکته باشد که هر فیلم پرفروش و پرسروصدای مردم‌پسندی، به دلیل مردم‌پسند و پرفروش‌بودن می‌تواند بلیت ورود به مکان کداک تیه‌تر را به دست بیاورد. اخیرا «آلیس در سرزمین عجایب» تیم برتون- که کمپانی والت دیزنی ماه مارس آن را اکران عمومی ‌کرد- توانست با فروش 320میلیون‌دلاری خود،‌ لقب موفق‌ترین محصول سینمایی سال 2010 تا این لحظه را از آن خود کند. فروش فیلم در بقیه نقاط جهان هم بالای 700میلیون‌دلار بوده است. اما موفقیت بین‌المللی یک‌میلیارد دلاری فیلم، هیچ تضمینی برای موفقیت اسکاری آن فراهم نمی‌کند. هنوز هم تیم برتون غیرمتعارف و غیرعادی، چهره مورد علاقه آکادمی اسکار نیست.

گمانه‌زنی‌های اسکاری در شرایطی به‌تدریج آغاز شده و طی ماه‌های آینده به اوج می‌رسد که مثل همیشه باید چشم‌انتظار نمایش عمومی فیلم‌های بحث‌انگیزی بود که هیچ‌کس احتمال موفقیت اسکاری آنها را نمی‌دهد. این فیلم‌ها جزو محصولاتی هستند که خیلی بی‌سروصدا اکران عمومی می‌شوند و تنها پس از نمایش عمومی است که توجه همگان را به خود جلب کرده و نام خود را وارد رقابت‌های اصلی اسکاری می‌کنند. به گفته منتقدان سینمایی، مسابقه تازه شروع  شده است.

کاهش شانس اسکورسیزی در اسکار

سال گذشته «جزیره شاتر» مارتین اسکورسیزی که گفته می‌شود آنطور که باید و شاید دیده نشد و مورد توجه قرار نگرفت، در فهرست گروهی از منتقدان سینمایی قرار گرفت و به عنوان یکی از آثار برتر سال 2009 معرفی شد. اما کمپانی پارامونت اکران عمومی آن را تا ماه فوریه عقب انداخت تا بتواند به عنوان یکی از فیلم‌های فصل اسکار مطرح شود. در زمان جدیدی که فیلم اکران عمومی شد، توانست در سطح جهانی 295 میلیون‌دلار فروش کند. چنین رقم فروشی برای مارتین اسکورسیزی یک رقم رویایی و دست‌نیافتنی بود. اما نقدهای منفی که بر فیلم نوشته شد، شانس حضورش در رقابت‌های اسکاری را به حداقل رساند.  این قضیه را می‌توان به فیلم‌های دیگر هم تعمیم داد.

درام اجتماعی«استخوان زمستانی» ساخته وبراگرانیک مدتی قبل در جشنواره فیلم‌های مستقل ساندنس با موفقیت خوبی روبه‌رو شد. داوران جشنواره، جوایز ویژه هیات داوران و فیلمنامه خود را به این فیلم دادند. جنیفر لاورنس، بازیگر جوان این فیلم می‌تواند همان راهی را برود که سال قبل گابوری سیدیبه برای فیلم «پرشس» رفت. این همان وضعیتی است که برای کری‌مولیگان بازیگر «یک‌محصل» هم پیش آمد. این دو بازیگر هم پس از آن نامزد دریافت جایزه اسکار بازیگری شدند که در جشنواره ساندنس سال قبل از آن، موفقیت‌های خوبی کسب کردند.

«استخوان زمستانی» در اولین هفته نمایش خود در 4سالن سینما حدود 84 هزاردلار فروش کرد که رقم خوبی برای یک محصول مستقل است. منتقدان هم نقدهای مثبت زیادی برای آن که تازه اکران عمومی شده نوشته‌اند. با آنکه هنوز تا پایان سال فاصله زیادی وجود دارد، ولی این فیلم می‌تواند یکی از امیدهای اصلی اسکاری در چند رشته مهم باشد.

رویترز
 

کد خبر 111022

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار