همشهری آنلاین-سحر جعفریان عصر: بیش از ۲۰ خودروی آفرود در مسیری پرپیچ و خم، پشت هم قطار شدهاند. پیشان از پس لاستیکهای پهن، خاک بلند شده و پیششان بر دامنههای سبز و خنک سبلان، مقصد پیداست. چند مرد و زن و بچه با لباسهای رنگی و محلی به استقبال آمدهاند. یکی از آنها، مردی سالخورده و عصای چوبی بهدست است که آفرودسواران را به سوی سنگچینهای اطراف چادرهای نمدی و کومههای (آلاچیق، خانه عشایر) خشتی ایل راهنمایی میکند: «بویرون، خوش گلیبسیز...» باقی اهل ایل نیز هر یک گوشهای از کار استقبال را دست گرفتهاند؛ یکی سرسلامتی مسافران تازه رسیده اسپند دود میکند، کسی سینی چای آتشی میچرخاند، دیگری چگور مینوازد و بعضی نیز در دیگ و دیگچهها بزباش و آشدوغ میپزند. این سیزدهمین سفر مهربانی پزشکان آفرودسوار است و اینجا، منطقه عشایرنشین ایل شاهسون در اردبیل. عکسها و ویدئوهای این سفرشان نیز مانند سفرهای قبلی، بسیار در شبکههای اجتماعی پسندیده شدهاست.

با آفرود به مهربانی میروند
ایران، دلیل همه مهربانیهایی است که دستاندرکاران آفرودهای مهربانی در خدمت به ساکنان مناطق کمبرخوردار انجام میدهند. سرسلسله مهربانیهای این گروه هم مسعود داودیان، متخصص ارتودنسی است که سفر را دوست داشته و دارد. از اواخر دهه ۹۰داودیان تصمیم گرفت گاهی عقب خودروی آفرودش را از بستههایی مانند اسباببازی، اقلام بهداشتی، خوراک و پوشاک پُر کند تا در سفر به جاهای دور و محروم، آنها را به کسانی هدیه دهد. کمی که گذشت، به تخصصش (دندانپزشکی) فکر کرد؛ به راست و ریس کردن دندانهای خراب یا افتاده افرادی که در مناطق صعبالعبور، دسترسی جغرافیایی و توانایی مالی برای تامین هزینههای درمانی نداشتند. آنجا بود که ۴نفر از دوستان و همکارانش نیز به کمک برای مهربانی آمدند. داودیان درباره روزهای نخست شروع آفرودهای مهربانیشان میگوید: «تو سفر اول، ۵نفر بودیم که با کلی بار و بندیل دندونپزشکی از انواع سوزن و محلول بیحسی و خمیرای قالبگیری تا وسایل جراحی ارتودنسی و انبر و فرز، رفتیم روستاهایی از استان فارس. ۵-۴روز اونجا موندیم. بعد از اون سفر، شروع کردیم به تامین تجهیزات پزشکی سیار که با هزینههای شخصی و کمک پزشکای دوست و آشنا صورت میگرفت.»
سفرهای مهربانی به همه بان ایران
به مرور بر شمار پزشکان داوطلب کاروان آفرودهای مهربانی افزوده شد. بهطوری که حالا در بعضی سفرها تعدادشان به ۵۰پزشک میرسد؛ از چشمپزشک، زنان و زایمان، اعصاب و روان، تراپیست، گوارش، قلب و عروق، اطفال تا حتی دامپزشک. سفرها نیز معمولا سالی ۲تا ۳مرتبه و هر بار، برای ۴تا ۶روز برنامهریزی میشود. داودیان میگوید: «تو هر سفر با پزشکای محلی زیادی آشنا میشدیم که بیشتر اوقات همراهمون میشدن. حتی اگه شرایط همراهی هم نداشتن، طور دیگهای حمایتمون میکردن. مثلا فضای اسکان برای انجام ویزیتهای مهربونی در اختیارمون میذاشتن؛ از حیاط یه مدرسه یا باغ یه کدخدا تا سالنی از یه درمانگاه کوچیک. البته جاهایی هم بود که فضای اسکان فراهم نمیشد چون عشایر کوچرو بودن و فقط باید کنارشون، تو دل طبیعت چادر میزدیم.»؛ شرقیترین روستای سیستان و بلوچستان، جنوبیترین منطقه مسکونی بوشهر، غربیترین سکونتگاه کمجمعیت خوزستان و کردستان، لرستان، فارس، کرمان و کرمانج خراسان شمالی. ۳۱استان را برای اجرای آفرودهای مهربانی، هدفگذاری کرده که روستای موئیل و مناطق عشایرنشین اردبیل (ایل شاهسون) سیزدهمین آنهاست.
تازهواردها ی آفرودهای مهربانی
پزشکان کاروان آفرودهای مهربانی، همین که گلویی با چای آتشی عشایر شاهسونیتر میکنند، بساط کارشان را نیز همانجا، میان چادرها و کومهها که در احاطه کوه و دشت هستند، پهن میکنند. مرد سالخورده با عصای چوبی به دست، همان آقسَقَل (ریشسفید) ایل است که پیشتر از آمدن کاروان پزشکان خبر داشت و در تدارک میزبانی و پذیرایی بود. داودیان تا پزشکان دست به ویزیت شوند، به عشایری که دورش را برای نوبتگیری و شرح دردهایشان گرفتهاند، میگوید: «اول، نوبت بچهها و اوناییه که اورژانسی هستن... نگران نباشید به همه نوبت میرسه.» چند کودک و نوجوان به صندلیهای دندانپزشکی تکیه داده و پزشکانی سرگرم معاینه اولیه دندانهایشان هستند. کمی دورتر از آنها، چند زن با یاشماقهای (دستمالی برای پوشاندن قسمت پایین صورت) رنگیشان مقابل مهسا فرامرزی، متخصص زنان و زایمان نشستهاند و درحالیکه فارسی را دست و پا شکسته صحبت میکنند به سؤالات او پاسخ میدهند. این نخستین تجربه آفرود مهربانی فرامرزی است: «هم فاله هم تماشا. باورتون نمیشه اگه بگم بعد از ۱۵سال کارکردن تو مطب خودم، الان و اینجا حس میکنم بهمعنای واقعی پزشک هستم.» برخلاف او، محمد رسولی، چشمپزشک، پای ثابت آفرودهای مهربانی است: «۵ساله که همراه این گروه هستم و هر بار هم به امید خوب شدن بیمارایی میام که کمبینایی و تاری دیدشون رو عادی فرض میکردن و نمیدونستن میتونن بهتر ببینن.»
مهربانی ادامه دارد
تا پزشکان، نخستین نسخههای درمانی عشایر را بنویسند، چادر داروخانه صحرایی نیز برپا میشود. داودیان درباره این داروخانه میگوید: «داروهای داروخانه مهربانی با کمک خیران تهیه میشه؛ خیرانی که نقدی کمک میکنن و خیرانی که داروهای سالم تحویلمون میدن.»
الوین، چوپان کوچک ایل است. ۱۴سال دارد و کسی او را خبر کرده تا گوسفندان را از چرا بازگرداند و یکراست بیاید کنار چادرهای تازه تیرکخورده پزشکان. حالا آستین دست راستش را تا آرنج بالا زده تا فرزانه ترکاشوند، متخصص پوست، خوب ببیند آبجوشی که ۶سال پیش روی دستش ریخته چطور پوست را جمع و مچاله کردهاست: «فعلا میتونم بهت پماد ضدالتهاب بدم ولی در کل تو نیاز به جراح پلاستیک داری... باید به آقای داودیان بگم...»
داودیان رو به دوربین فیلمبردار کاروان، میگوید: «از همکاران متخصص جراحی پلاستیک میخوام که به ما تو درمان الوین کمک کنن...». چیزی تا غروب روز اول این سفر نمانده که دندانپزشکان قاب فکهای ساییده شده گلینخاتون را میگیرند تا روزهای بعد، او را صاحب دندانهای سفید و مرتب کنند؛ دندانهایی که ۱۹سال جایشان خالی بودهاست. در کومه آقسقل نیز سفره ساده شام، ویژه پزشکان آفرودسوار چیده شده و گلیم و گیوههای دستباف زنان ایل هم آنجا در معرض معرفی و فروشند.
نظر شما