همشهری آنلاین-سحر جعفریان عصر: کنج دنجی از جنوب بازار بزرگ پایتخت هنوز هم چراغ چند تولیدی و مغازه از صنف قدیمی گونیبافان و گونیفروشان روشن است. هنوز هم بوی پلاستیکهای رشتهای و بافته شده و بوی کنفهای آب خورده از گذرهای منتهی به کاروانسرای خانات به مشام میرسد. گذری که پیش از این جای جوالدوزهای وصلهپینهزن بود.
گونیهایی از دانه تا رول
از پس تاریخ معاصر تهران، رد مشاغل کهنه و خاطرهانگیزی پیداست که دیدنشان آدم را پرت میکند به گذشتهای چندان دور. یکی از این رد و نشانها را میتوان حوالی گذر کناری کاروانسرای خانات در محدوده بازار مولوی و بازار امینالدوله یافت. گذری که میانش صنفی قدیمی با کاسبانی سالخورده، سرگرم انواع گونیاند؛ دانهای، کیلویی، رولی و یا برنجی، آردی، سیمانی، کودی و خوارباری. از دانهای ۱۵۰ هزار تومان تا رولی ۱۵ میلیون تومان که نرخگذاری هر یک از آنها به ابعاد و جنسشان بستگی دارد.
جوالدوزانی که گونیفروش شدند
ماده اولیهای با نام پلاستیک که تولید شد، جای کنف و نخ و پارچه را در گذر گونیبافان و گونیفروشان تنگ شد. هاشم مرادی از کسبه قدیمی این گذر میگوید: «این گذر ۸۰، ۹۰ سال پیش، بزرگ بود و پهن. پر بود از گونیباف. یک چرم گاوی به دستهایمان میبستیم تا جوالی که با آن مشغول دوخت و دوز میشدیم، دستمان را سوراخ و زخم نکند.» خوب یادش هست گونیها در آن زمان اغلب پارچهای بودند که از هند و چین و کشور دیگر وارد میشدند. هاشم حالا کمتر گونی میدوزد و بیشتر گونی میفروشد: «گارکاهیمان را بردهایم نزدیک ورامین. آنجا چند کارگر افغان همراه ۲ پسرم، گونیهای پلاستیکی میدوزند.»تعداد کسبه قدیمی گذر، انگشتشمارند. این روزها، ماشینآلات صنعتی و چرخهای خیاطی بزرگ جای جوال و جوالدوز را گرفتهاند.
گونیهای گوناگون
کارگر جوانی، چند بسته بزرگ از گونیهای ۲۰ تا ۵۰ کیلویی را خوابانده کف گاریچرخی زهواردررفتهاش و گاری را میراند سوی جایی در کاروانسرای خانات که بوی آجیل شور از آن پراکندهاست. کارگر، قباد مسلمی نام دارد و این پاییز که بیاید، ۷ سالی میشود که در گونیبافی حاجباقر کار میکند: «پارچه گونی را که داشته باشی، چرخ گونیدوزی و چرخ سر کیسهدوزی میخواهی و نخ؟. البته قبل اینها باید بدانی که قرار است گونی برای محصول چه حوزهای بدوزی؛ کشاورزی، صنایع غذایی، صنایع ساختمانی و…» قباد حالا برای خودش استادکاری تمام عیار شده: «پارچه گونی با الیاف کنف بنگال داریم تا پلیاتیلن و پلیپروپیلن (پلاستیکی) و کتان. الیافها بعد از اینکه با ریسندگی به نخ تبدیل شدند، شستوشو، رنگرزی، چاپکاری میشوند. بعد هم بُرش میخورند و دوخته میشوند.»
تعمیر و فروشِ گونیهای دستدوم
میرزاطاهر عباسی، میان مغازهای کوچک و در احاطه تلنبارهای انواع گونیهای پلاستیکی نشسته و به خوردن چاشت مشغول است: «عجیب است؛ گونیها هم از همان اول، مثل ما آدمها سرنوشتهای مختلفی داشتند بعضی از آنها را دوخته میشدند برای ارسال به جبهه تا سنگر شوند. بعضیها کنار هم قرار گرفتند برای قیرگونی سقف خانههایی که صاحبانشان گدا بودند یا شاه. بعضی دیگرشان هم برای بستهبندی آرد و ادویه دوخته شده و میشوند.» میرزاطاهر حالا سر به کار روغنکاری چرخ گونیدوزیاش دارد: «البته اینجا، گونیهای دستدوم هم، تعمیر و خرید و فروش میشوند.» وصلهپینه گونیهایی که مشتریهایشان معمولا از مغازهدارهای محلیاند و در اوضاع و احوال کم رونق بازار سعی دارند به نوعی هزینههایشان را کاهش دهند. بازار گذر گونیبافان و گونیفروشان اما سالهای بسیار است که کمرونق شده و از سکه افتادهاست.
نظر شما