مجموع نظرات: ۰
دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۸
۰ نفر

جا ماندن تلفن همراه در خانه زن میانسال، ماموران را به نوجوانی رساند که پس از سرقت طلاها، این زن را تا یک قدمی مرگ پیش برده بود.

متهم

همشهری آنلاین - حوادث: چند روز قبل، دختر جوانی وقتی از محل کار به خانه‌اشان در شمال تهران برگشت با صحنه هولناکی روبه‌رو شد. وسایل خانه به‌هم ریخته و مادرش غرق در خون روی زمین افتاده بود. زن میانسال هدف ضربات چاقو قرار گرفته و دست‌وپایش نیز بسته شده بود، اما هنوز نفس می‌کشید.

شروع تحقیقات

زن میانسال به بیمارستان منتقل شد و پلیس با حضور در محل سرقت تحقیقات را آغاز کرد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که دو سارق نقابدار با اطلاع از وضعیت مالی زن میانسال، وارد خانه او شده‌اند. آنها پس از بستن دست‌وپای زن، او را با چاقو هدف ضربه قرار داده و سپس النگوهایش را از دستش بریده‌اند. سارقان علاوه بر النگوها، دیگر طلاهای این زن را نیز سرقت کرده و با عجله از خانه گریخته بودند.

نجات از مرگ

در حالی که پزشکان موفق شده بودند زن میانسال را از یک قدمی مرگ به زندگی بر گردانند، تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران برای یافتن ردی از دزدان بی‌رحم به مهم‌ترین سرنخ پرونده رسید. یک گوشی تلفن همراه در محل سرقت و زیر مبل‌ها که متعلق به زن میانسال و دخترش نبود و پلیس شک نداشت که گوشی یکی از سارقان است که در محل جرم جا مانده. مأموران با انجام بررسی‌های تخصصی، صاحب تلفن را شناسایی کردند. مشخص شد این تلفن متعلق به پسر ۱۶ ساله‌ای است که به‌عنوان کارگر در یک میوه‌فروشی در آن حوالی کار می‌کرد.

تحقیقات نشان داد که این نوجوان پیش از حادثه، برای زن میانسال میوه می‌برده و با رفت‌وآمد به خانه او، از وضعیت مالی و محل نگهداری طلاها باخبر شده است. ماموران پس از شناسایی مخفیگاه او، وی را دستگیر کردند. متهم در بازجویی‌های اولیه ابتدا سعی کرد ماجرا را انکار کند، اما سرانجام به سرقت خونین و وارد کردن ضربات چاقو اعتراف کرد. در ادامه، ماموران دریافتند که او تنها نبوده و یکی از دوستانش که نوجوانی هم‌سن‌وسال خودش بوده نیز در این نقشه دست داشته است. در این شرایط تلاش برای دستگیری همدست او زیر نظر بازپرس دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد.

تهدید برای سرقت

متهم که سال گذشته به‌صورت قاچاقی وارد ایران شده، می‌گوید که برای اجرای این سرقت تهدید شده و تصور میکرده که زن میانسال را به قتل رسانده است.

چند سالته و چند وقته که در ایران زندگی می‌کنی؟

۱۶ سال دارم. سال گذشته به‌صورت قاچاقی وارد ایران شدم. از مرز تا تهران را در صندوق عقب یک خودرو طی کردم و بعد از رسیدن به تهران، مدتی در خانه یکی از آشنایانم ماندم.

چطور با زن میانسال آشنا شدی؟

در یک میوه‌فروشی کار می‌کردم. چند بار برای آن زن میوه بردم و کم‌کم متوجه شدم که تنها زندگی می‌کند و طلا دارد. دوستانم هم می‌دانستند او وضعیت مالی خوبی دارد.

و همین موجب شد تا نقشه دستبرد به خانه اش را طراحی کنی؟

یکی از همشهریانم مرا به یک دورهمی دعوت کرد. آنجا مشروبات الکلی مصرف کردیم. آن شب من حالت عادی نداشتم و دوستانم از من فیلم سیاه گرفتند و چند روز بعد گفتند باید به خانه زن ثروتمند دستبرد بزنم و طلاهایش را سرقت کنم. آنها تهدید کردند که اگر در سرقت خانه آن زن کمک نکنم، فیلم سیاهی که از من تهیه کردند را در فضای مجازی منتشر می‌کنند و آبرویم را می‌برند. من هم از ترس آبرو ریزی، مجبور شدم نقشه سرقت را با همدستی دوستم اجرا کنم.

چرا با چاقو، طعمه تان را تا پرتگاه مرگ پیش بردی؟

قرار بود فقط او را بترسانیم و دست‌وپایش را ببندیم تا بتوانیم طلاها را برداریم. اما او مقاومت کرد و احساس میکنم مرا از روی صدایم شناخت. من هم ناچارشدم با چاقو به جانش بیفتم و او را به قتل برسانم تا لو نروم.

اصلا تعریف کن آن روز چه اتفاقی افتاد؟

ابتدا من به بهانه اینکه نذری آورده ام، وارد خانه شدم. سپس در را به روی همدستم باز گذاشتم و او وارد شد. سپس ما دست‌وپای زن را بستیم. اما او از روی صدای من متوجه شد چه کسی هستم و گفت مرا می‌شناسد. ترسیدم اگر مرا معرفی کند، دستگیر شوم. دوستم چاقو داشت و من هم درگیر شدم. چند ضربه به او خورد و بعد النگوها و طلاها را برداشتیم.

چرا تلفن همراهتان را در خانه جا گذاشتید؟

خیلی دستپاچه شده بودم. صدای رفت‌وآمد می‌آمد و فکر می‌کردم پلیس رسیده است. با عجله فرار کردیم و تلفنم را جا گذاشتم.

کد خبر 1063193

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار حوادث

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha