به گزارش همشهری آنلاین، کتاب «اهل زاریا» نوشته نجمه جوادی، داستان زندگی شیخ ابراهیم زکزاکی، روحانی شیعه نیجریه را روایت میکند؛ مردی که آشناییاش با انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)، مسیر فکری و اجتماعی زندگی او را دگرگون کرد و سالها بعد نامش با شیعیان نیجریه و حادثه خونین زاریا گره خورد.
داستان «اهل زاریا» اما از زاریا و کشتار شیعیان آغاز نمیشود؛ روایت از صالحه، مادر ابراهیم شروع میشود. نویسنده با رفتن به سراغ کودکی و خانواده ابراهیم، تلاش میکند شخصیت اصلی را پیش از آنکه به چهرهای شناختهشده در جهان اسلام تبدیل شود، به مخاطب معرفی کند؛ پسری که قرار است سالها بعد در مسیر متفاوتی قرار بگیرد.
نجمه جوادی در این کتاب به سراغ یکی از فصلهای کمتر روایتشده تاریخ معاصر جهان اسلام رفته است؛ زندگی ابراهیم زکزاکی و چگونگی شکلگیری جریان شیعیان نیجریه. مخاطب ایرانی، زکزاکی را بیشتر از قاب اخبار و تصاویر مربوط به حوادث نیجریه میشناسد؛ اما «اهل زاریا» تلاش میکند از این تصویر خبری عبور کند و داستان شکلگیری شخصیت و اندیشه او را روایت کند.
جرقه نگارش کتاب در سال ۱۳۹۹ و پس از تماشای یک مصاحبه زده شد. جوادی برای رسیدن به روایت نهایی، چهار سال پژوهش و یک سال نگارش را پشت سر گذاشته و حاصل این تلاش اکنون در قالب کتابی ۱۷۶ صفحهای توسط نشر بینالملل منتشر شده است.
یکی از نقاط مهم داستان، جایی است که ابراهیم برای نخستین بار با نام امام خمینی(ره) و روایت انقلاب ایران مواجه میشود. در یکی از صحنههای کتاب، استاد علوم سیاسی در کلاس درباره تفاوت «قدرت» و «تأثیر» صحبت میکند و از پیروزی مردم ایران و نقش امام خمینی(ره) میگوید. این سخنان ذهن ابراهیم را به خود مشغول میکند.

در بخشی از کتاب میخوانیم: «ابراهیم نشسته بود روی صندلی کلاس و مثل همیشه آرام بنظر میرسید. او به نظام اسلامی فکر میکرد و نبودن نمونة مشابه آن. با آمدن استاد آمریکایی، همه بلند شدند. استاد علوم سیاسی بود که برایشان از فرق بین دو واژه گفت.- بین مفهوم تاثیر و قدرت تفاوت وجود دارد، قدرت، تسلط بر دیگران است و تاثیر، تسلط بر قلب و فکر مردم. قدرتمندان سعی میکنند بر قلب و فکر مردم تاثیر داشته باشند، چون تاثیر، قویتر و مهمتر از قدرت است.بعد متفکرانه چند قدم برداشت و با گچ روی تخته سیاه با خطی درشت نوشت: «روح الله خمینی.» و درباره اتفاقات ایران گفت.-شاه در ایران قدرت داشت، اما تاثیر خمینی بر پیروانش باعث شد آنها پیروز شوند.
ابراهیم در فکر فرو رفت. باید بیشتر درباره این مرد میفهمید و بالاخره توانست عکس روح الله خمینی را در حال نمازخواندن ببیند. مِهر این مرد به دلش افتاد. اصلا اینکه یک نفر بتواند استعمار را شکست دهد برایش قابل احترام بود. عکس سیاهوسفید او را در صدها نسخه کپی کرد و به دانشجویان داد. او میخواست ثابت کند که میتوان بر ظلم غلبه کرد. حالا دیگر خبر پیروزی قطعی مردم ایران به گوش دنیا رسیده بود. او به سفارت ایران در لاگوس رفت تا بیشتر بداند. اما وقتی به آنجا رسید، متوجه شد که آنها فقط یک عکس سیاهوسفید از او دارند. یکی از آنها گفت: «این را هم یک دانشجوی نیجریهای در کشورش توزیع کرده...»
این صحنه، یکی از جذابترین بخشهای «اهل زاریا» است؛ زیرا تأثیر انقلاب اسلامی بر یک جوان در هزاران کیلومتر دورتر از ایران را نه در قالب یک تحلیل سیاسی، بلکه از خلال یک اتفاق ساده و انسانی روایت میکند: دیدن یک عکس، کنجکاوی درباره صاحب آن و تلاش برای شناخت بیشتر.
اما سرنوشت ابراهیم زکزاکی تنها به آشنایی با امام خمینی(ره) محدود نمیشود. او بعدها به یکی از چهرههای اصلی جریان شیعی در نیجریه تبدیل شد؛ جریانی که سالها بعد در شهر زاریا با سرکوب و کشتار گسترده مواجه شد.
در ۲۱ آذر ۱۳۹۴، حمله ارتش نیجریه به شیعیان شهر زاریا به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از مردم و تخریب حسینیه بقیةالله انجامید. این حادثه نام زکزاکی را بیش از پیش در رسانههای جهان مطرح کرد و زاریا را به یکی از نقاط مهم در تاریخ معاصر شیعیان آفریقا تبدیل کرد.
«اهل زاریا» با فاصله گرفتن از روایت صرفاً خبری این حادثه، به سراغ سالهایی میرود که پیش از آن گذشته است؛ سالهایی که در آنها یک کودک در کنار مادرش رشد میکند، یک جوان به دنبال پاسخ پرسشهایش میرود و آشنایی با یک انقلاب و یک رهبر، نگاه او به جهان را تغییر میدهد.
اهمیت کتاب در همین نقطه است: اگر زکزاکی را فقط از قاب خبرهای مربوط به بازداشت، کشتار زاریا و حوادث نیجریه بشناسیم، بخش مهمی از داستان او را از دست دادهایم. «اهل زاریا» تلاش میکند این بخش پنهانتر را روایت کند؛ داستان انسانی که پیش از آنکه نامش در اخبار شنیده شود، سالها در جستوجوی حقیقت و ساختن مسیر زندگی خود بوده است.
چاپ اول کتاب«اهل زاریا» نوشته نجمه جوادی در ۱۷۶ صفحه و شمارگان 1000 نسخه از سوی شرکت چاپ و نشر بینالملل چاپ و منتشر شده است.
نظر شما