همشهری آنلاین - زهرا بلندی: اسکندر مقدونی که پس از پیروزیهای تعیینکننده بر داریوش سوم در نبردهای ایسوس و گوگمل، با سرعتی چشمگیر در تعقیب واپسین شاه هخامنشی بهسوی شرق پیش میرفت، پس از خروج از هگمتانه در مدتی کوتاه خود را به ری رساند.
خواندنیهای بیشتر را اینجا دنبال کنید
نخستین نبرد شهری و خیابانی در تاریخ ایران
«علیرضا کورشلی» ریپژوه که اخیراً در خصوص حمله اسکندر مقدونی به ری تحقیقاتی داشته است، با بیان اینکه منابع کلاسیک، ازجمله گزارش آریان، این پیشروی را یکی از سریعترین حرکتهای نظامی جهان باستان توصیف کردهاند، درباره وضعیت ری در آن برهه تاریخی توضیح میدهد: «ری در آن زمان شهری آباد، پرجمعیت و برخوردار از اهمیت راهبردی بود و از سوی دیگر، گلوگاه ارتباطی فلات مرکزی با گذرگاههای خزر و مسیرهای منتهی به شرق ایران محسوب میشد. همین موقعیت، این شهر را به نقطهای کلیدی در مسیر تعقیب داریوش سوم تبدیل کرده بود. با این حال، ورود سپاه مقدونی به ری بهمعنای تسلیم بیدرنگ شهر نبود.»
کورشلی ادامه میدهد: «بر پایه روایتهای تاریخی و تحلیلهای انجام شده جدید، بخشی از مردم ری در برابر نیروهای اسکندر دست به مقاومتی سازمانیافته زدند؛ مقاومتی که از آن بهعنوان یکی از نخستین نمونههای نبرد شهری و خیابانی در تاریخ ایران و جهان یاد میشود. این درگیری نه در قالب آرایش کلاسیک میدان نبرد، بلکه در کوچهها، خانهها و فضاهای درونی شهر شکل گرفت. مدافعان بهجای مقابله مستقیم با ارتشی منظم و مجهز، از شیوههایی بهره بردند که امروزه با عنوان جنگ نامنظم یا پارتیزانی شناخته میشود.»
این ریپژوه میافزاید: «ساختار شهری ری در این زمان شامل دژهای دفاعی، گذرگاههای تنگ، و فضاهای زیرزمینی بود که امکان اجرای تاکتیکهای غافلگیرانه را فراهم میکرد. پژوهشهای انجام شده حاکی است گروههایی از ساکنان با استفاده از همین فضاها، حملات کوتاه و ضربتی علیه نیروهای مقدونی طراحی و اجرا کردند. نبرد خانهبهخانه، درگیری پشتبامها و بهرهگیری از محیط شهری، شرایطی متفاوت از نبردهای میدانی برای سپاه اسکندر ایجاد کرد. برخی منابع حتی از وارد آمدن خساراتی به نیروهای مهاجم و توقف موقت حرکت آنان سخن گفتهاند.»

از یک نبرد باستانی تا یک روایت ماندگار
براساس پژوهشهای تطبیقی گاهشماری، روز ۱۲ اکتبر ۳۳۰ پیش از میلاد، برابر با ۲۰ مهر ماه، بهعنوان زمان وقوع این مقاومت ثبت شده است. این ریپژوه با استناد به این موضوع نظرش را اینگونه ابراز میکند: «این تاریخ باید بهعنوان «روز مقاومت ری» معرفی شود؛ روزی که بازتابی از ایستادگی مردمی در برابر یکی از قدرتمندترین سپاهیان جهان باستان بهشمار میرود؛ چراکه در ادامه درگیریها، شماری از مدافعان پس از وارد آوردن ضربات اولیه، از مسیرهای کوهستانی به سمت شرق عقبنشینی کردند. این اقدام نشان میدهد مقاومت ری نهتنها صرفاً واکنشی هیجانی محسوب نمیشد، بلکه از نوعی تدبیر دفاعی برخوردار بود. در عین حال، اسکندر نیز برخلاف برخی دیگر از شهرها، سیاست تخریب کامل را در ری به کار نگرفت و کوشید منطقه را با احتیاط بیشتری تثبیت کند؛ امری که میتواند ناشی از اهمیت راهبردی این چهارراه ارتباطی باشد.»
کورشلی نتایج این واقعه را اینگونه توصیف میکند: «از منظر سیاسی و نظامی، تصرف ری به اسکندر امکان داد مسیرهای ارتباطی شرق ایران را در اختیار بگیرد و تعقیب بقایای گروههای مقاومت هخامنشی را ادامه دهد. با این حال، رویدادهای این شهر نشان داد که حتی در واپسین ماههای اقتدار هخامنشیان، کانونهای مقاومت مردمی همچنان فعال بودهاند. مقاومت مردم ری را میتوان نمونهای از پیوند هویت شهری با دفاع از سرزمین دانست؛ روایتی که نشان میدهد این شهر در تاریخ صرفاً محل عبور سپاهیان اسکندر نیست، بلکه مکانی است برای ایستادگی مردمانی که در بزنگاههای سرنوشتساز، نقش خود را ایفا کردهاند. بازخوانی این رخداد، افزون بر اهمیت نظامی، در بازتعریف حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ری و ایران جایگاهی قابل تأمل دارد.»

زندگی زیرزمینی مردم ری در دوران بحران
زندگی زیرزمینی و مخفیانه مردم ری در روزگار باستان، جلوهای از سازگاری هوشمندانه آنان با ناامنیهای پیدرپی این شهر کهن است. علیرضا کورشلی با بیان اینکه ری (در منابع باستانی با نام «رغه» نیز شناخته میشود)، بهدلیل قرارگرفتن در گلوگاه راههای تجاری فلات ایران، همواره در معرض هجوم اقوام مهاجم و کشمکشهای سیاسی بود، میگوید: «بر پایه تحلیلهای مطرحشده در کتاب «ملک ری»، همین شرایط تاریخی سبب شکلگیری شبکهای از فضاهای دستساز و پناهگاههای زیر بافت مسکونی ظاهری شهر شد. در دوره اشکانیان و سپس ساسانیان، مهارت در معماری زیرزمینی به اوج رسید. این فضاها معمولاً در عمق چندمتری زمین حفر میشدند و شامل دالانهای باریک، اتاقکهای تو در تو، انبارهای ذخیره غله و چاههای تهویه بودند. طراحی پیچدرپیچ راهروها، علاوه بر استتار ورودیها، حرکت مهاجمان را دشوار میکرد. برخی ورودیها در کف خانههای مخروبه ظاهری یا حیاطها پنهان میشد تا در مواقع خطر، خانوادهها بتوانند بیدرنگ به زیرزمین پناه ببرند.»

کورشلی ادامه میدهد: «کارکرد این سازهها صرفاً دفاعی نبود؛ شواهد نشان میدهد که در دورههای بیثباتی طولانی، بخشی از زندگی روزمره نیز به زیرزمین منتقل میشد. نگهداری اشیای ارزشمند، برگزاری آیینهای مذهبی در خفا و حتی تولیدات کارگاهی کوچک، در این فضاها انجام میگرفت. بهرهگیری از خاک مقاوم منطقه و آشنایی دقیق با لایههای زمینشناختی، پایداری این ساختارها را تضمین میکرد. بدینسان، زندگی زیرزمینی در ری باستان نه نشانه ضعف بلکه بیانگر تدبیر، انسجام اجتماعی و تلاش مردم برای حفظ زندگی و هویت فرهنگی خود در دل بحرانها بود.»

نظر شما