این روزها، تصاویر آدمک‌های سرخ بر روی دیوار مدارس جنگ زده توجه بسیاری را جلب کرده است و برخی نقاش ناشناس این طرح‌ها را بنکسی ایران می‌نامند که در میانه جنگ و به شیوه خود از وطن گفت.

میرزاحمید

همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: سال‌هاست که نقش‌شان به دیوار خرابه‌ها و ویرانه‌های تاریخی و فرسوده تهران نقاشی شده؛ نقش آدمک‌های لاغر، پیکره‌های کشیده، گاهی تک و گاهی جمع، همگی تو پُر از رنگ سنتی اُخرایی خاک‌رُس. نقش‌مایه‌های انسانی ساده اما رازآلود که نقاش‌شان با نام مستعار «میرزاحمید» و شهرت «بنکسی ایران» شناخته شده و از او جز همین اسم و رسم غیرشناسنامه‌ای هیچ رد و نشانی نیست. باقی، هر چه هست نقش‌های منحصربه‌فرد اوست؛ از کوچه برازجان اودلاجان و گذر تنگ باغ معیر سنگلج، کارخانه متروک یخچال‌سازی نزدیکی اکباتان، فرورفتگی‌های دوداندود حاشیه بزرگراه نواب صفوی و درِ کهنه عکاسخانه قدیمی هما در خیابان ولیعصر(عج) تهران تا پیاده‌روهای قدیمی خرمشهر و دمشق و گالری‌ای هنری در نیویورک. حالا مدتی‌ست دیوارنگار جوان به هنر گرافیتی بر دیوار مدارس آسیب‌دیده از جنگ تحمیلی سوم با عنوان «تا آخرین قطره شمع، تا آخرین قطره خون...ایران» مشغول است. میرزاحمید، ‌وطن و نقشه مرزهای آن را میان نقش‌های خیال‌انگیز پیشین خود گنجانده تا گرافیتی متفاوتی از نقاشی‌دیواری‌های اعتراض‌آمیز اجتماعی، سیاسی دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی در شهرهایی از آمریکا و اروپا و حتی نقاشی‌دیوراهای تاریخی مانند همان‌ها که بر بخش‌های باقی‌مانده از دیوار برلین به یادگار مانده‌اند،‌ شکل بگیرد. او تاکنون بر دیوار بیش از ۵ مدرسه از مجموع ۳۲۳ مدرسه جنگ‌زده در تهران، ‌نقاشی‌های سرخ کشیده‌است.

بنکسی ایران کیست؟ | آدمک‌های سرخ بر دیوار مدارس جنگ‌زده رژه رفتند

گرافیتی، سخن از زبان ما می‌گوید

کمی بعد از آنکه بمب‌های جنگی، تن وطن را چاک چاک کرد، میرزاحمید دوباره پای دیوارها ایستاد؛ دیوارهایی فروریخته؛ ولی نه از گذر زمان که این بار از وقوع جنگ و سقوط موشک. با همان رنگ اخرایی همیشگی و به همان نقوش گرافیتی آشنا که حالا نقشه ایران را میان‌شان نمایان ساخته‌است. دیوارنگاری‌های تازه میرزاحمید که تصاویرش در شبکه‌های مجازی بسیار طرفدار یافته، بر دیوارهای تا نیمه ریخته مدارس جنگ‌زده تهران ترسیم شده؛ ‌ مدارسی که یا گودالی وسط حیاط‌شان دهان باز کرده و یا سقف کلاس‌هایشان آوار و نیمکت‌هایشان درهم شکسته شده‌است. او بالای تخته‌سیاه مدرسه شهید محلاتی خیابان ایران، پیکره یک زن با دامنی پرچین را کشیده که انگار مادرانگی می‌کند برای اطلس ایرانی که در آغوش دارد. کسی چه می‌داند شاید صدای کلاس به گوش آقای دیوانگار مشهور و ناشناس، آن لحظه که زن را نقاشی می‌کرد پیچیده‌بود...صدای هیاهو یا پچ‌پچ دانش‌آموزان:‌ «آقا اجازه، ‌سهرابی کتابمون رو برداشته، ‌آقا از امتحان ریاضی چه خبر، هی امین خوراکی موراکی چی داری و آریان بابات اومده دفتر.» نه سیاسی‌ست و هواخواه جناح و حزبی معین و نه وندالیست (خراب کننده اموال عمومی مانند دیوار) و پی شهرتی دست و پاگیر شاید؛‌ فقط نقاش است که دلش خوش به تخیلی که با اخرایی خاک‌رس رنگ می‌گیرد و پیامی را انتقال می‌دهد.

میرزاحمید بنکسی، میان ۲ پنجره در کلاسی دیگر از همان مدرسه، نقش مردی را کشیده که شکلِ پرواز و عروج و بالا رفتن دارد...بالا و بالاتر از سقفی که ملات گچ و باقی مصالحش ریخته و تیرک‌های چوبی‌اش پیداست.

بنکسی ایران کیست؟ | آدمک‌های سرخ بر دیوار مدارس جنگ‌زده رژه رفتند

کوچ پرستوها از مدرسه شهید محلاتی

پیکره‌های اخرایی در مدرسه شهید همدانی میدان نیلوفر نیز به قرار و روال مدرسه شهید محلاتی‌اند؛ زنان و مردانی که شمع به دست گرفته و نقشه ایران را می‌پایند و یا به کودکی نوپا آن را نشان می‌دهند. در راهروی طبقه دوم مدرسه، پنجره‌ای بزرگ و مشبک، ‌بین آجرهایی مرتب و شوره‌زده، دیده می‌شود که تصویر سرخ پرستوهای مهاجر بر چند شیشه نشکسته آن‌ رسم شده‌است. هر یک از پرستوها سر پرواز به سویی متفاوت از هم دارند؛ یکی راست و یکی چپ، یکی بالا و یکی پایین. در نظر میرزاحمید اما همگی نماد همان‌ها هستند که از جنگ،‌ پَر پَر شده‌اند...به دیوار کلاس ۱/۶ هم نقش آدمک‌هایی که گِرد یک شمع جمع شده‌اند، ‌تماشایی‌ست. آدمک‌ها، ‌کوتاه و بلند سعی دارند، شمع میان جمع را از گزند باد یا حتی نسیمی که به خوشی می‌وزد، ‌حفظ کنند.

بنکسی ایران کیست؟ | آدمک‌های سرخ بر دیوار مدارس جنگ‌زده رژه رفتند

چند قطره اُخرایی بر آوار جنگ

میرزاحمید، ‌قلم‌موی نازکی را در ظرف رنگ چرخانده و بعد تا سرِ گردِ قلم‌مو را به دیوار پاگرد راهروی طبقه اول مدرسه علامه حلی ۵ در خیابان افخمی برساند، چند قطره رنگ از آن به زمین چکیده؛ این از قطره‌های اخرایی خشک شده و پراکنده روی آوار کنار دیوار پاگرد راهرو هویداست. عکس این زمان و مکان که میرزاحمید در آن سرگرم شکل و شمایل‌سازی نمادین از احوال روزهای پس از جنگ تحمیلی سوم با هنر گرافیتی‌ست را کسی از همراه‌هانش از او برداشته و در شبکه‌های مجازی انتشار داده‌است. حالا روی همان دیوار پاگرد راهرو که تلنبار آوار تا کمرکش آن بالا آمده، ‌نقش چند مرد و زن دیده می‌شود؛ مردان و زنانی که جای قلب‌هایشان به قاعده دایره‌ای کوچک، خالی‌ست و قلب‌هایشان روی سقف چشم‌نوازی می‌کنند. بسیارند تماشاگران گرافیتی‌های میرزاحمید که دوست دارند بدانند وقت کشیدن هر گرافیتی او به چه فکر می‌کند که تجمسش این طور،‌ خیره می‌کند.

بنکسی ایران کیست؟ | آدمک‌های سرخ بر دیوار مدارس جنگ‌زده رژه رفتند

اشک شوق میکل‌آنژ پای تخته‌سیاه

یکی از دنبال‌کنندگان صفحه مجازی میرزاحمید برای پست آخر او نظر گذاشته: «فُرم ساده و محتوای سخت...مطمئنم اینجا کنار همین نقاشی، روح میکل‌آنژ و داوینچی و پیکاسو ظاهر شدن و دارن ایستاده تشویق می‌کنن.» و تصویر پست آخر که چنین است: تخته‌سیاهی شکسته و افتاده که هنوز کمی از نوشته‌های گچی روی آن پاک نشده...نوشته‌هایی درهم از زبان انگلیسی و ادبیات فارسی که واضح است بعضی دانش‌آموزان لابه‌لایش با نوشتن کلماتی، ‌ شیطنت کرده‌اند...روی دیوار، نقش خانواده؛ یک مرد، یک زن و یک کودک جلب توجه می‌کند...قلب کودک کَنده شده و به پرواز درآمده. میرزاحمید بر تکه‌های درشت و کمی صاف آوار روی پشت‌بام مدارس نیز نقاشی کرده؛ نقش پرستوهای مهاجری که لبه بام نشسته و در فکر کوچی دوباره‌اند...بعید نیست اگر روح میکل‌آنژ حوالی آن گرافیتی‌ها در رفت و آمد باشد؛ چرا که پیوند میان آثار میرزاحمید و اثر معروف «آفرینش آدم» میکل‌آنژ عمیق به نظر می‌رسد.

کد خبر 1040192
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار گزارش

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha