همشهری آنلاین – حسن حسنزاده: یک موشک در باغ تالار وحدت افتاد و دیگری در خیابان هویزه منفجر شد. موشکی که به خیابان گلبرگ اصابت کرد ۳ شهروند تهرانی را به شهادت رساند، اما موشکی که ساعت ۲۳:۰۷ به خیابان مصطفی خمینی حوالی چهارراه سیروس اصابت کرد، داغ سنگینی را بر دل تهرانیها گذاشت.
در این حمله موشکی بیش از ۷۰ نفر از شهروندان بیگناه به شهادت رسیدند و ۵۱ نفر زخمی شدند. هنوز دقایقی از ۱۱ شب نگذشته بود که تمام محله لرزید و ۱۵ خانه به تلی از خاک تبدیل شد. صدای شیون و ناله همهجا را پر کرده بود. مردم و نیروهای امدادی از هر طرف سعی میکردند خودشان را به بالای ویرانهها برسانند. جمعیت زیادی جمع شده بودند، مردم یا حسین میگفتند و آوارها را کنار میزدند.
فردای آن روز در روزنامه کیهان گزارشی از این حادثه چاپ شده بود که خواندنی است: «جوانی که دختر خردسالی را پیاده و دواندوان به یک درمانگاه رسانده بود، گفت تکههای شیشه پای چپ و زیر چشم دختر را زخمی کرده بود. خونریزیاش زیاد بود. پیش از اینکه آمبولانسها بیایند، بچه را بغل کردم و پیاده به سمت درمانگاه دویدم. پدرش هنوز از سر کار نیامده بود. مادرش هم مراقب دو بچه دیگرش بود.»
یک راننده تاکسی هم که صورت و دستش باندپیچی شده بود، گفت: «خانواده ما دیشب بعد از تمام شدن برنامه تلویزیون بیدار بودند. من به شوخی میگفتم، امشب صدام دیر کرده و حتماً انبار موشکهایش خالی شده است. همانوقت یک موشک در چند خانه آنطرفتر از خانه ما منفجر شد. در خانه ما کسی زخمی نشد، اما من چون کنار پنجره بودم و آسمان را نگاه میکردم، تکههای شیشه زخمیام کرد.»
نظر شما