همشهری آنلاین: خانم و آقای جوانی با چند کیسه کتاب در دست وارد شدند. در حال چیدن کتاب ها در لابی محل اسکان موقت آسیب دیدگان بودند که اول توجه مادرهایی که دور یک میز نشسته بودند جلب شد و بعد بچه ها اسباب بازی هایشان را رها کردند و بدو بدو به سمت کتاب ها رفتند. یک برگه روی شیشه چسبانده شد که رویش نوشته بود، بعد از انتخاب کتاب، اسم کتاب و شخص امانت گیرنده را روی این برگه بنویسید. هنوز دقایقی از چیدن کتابها نگذشته بود که بچه ها و مادرها کتابهایشان را انتخاب کرده بودند.
در برگه دست نویس بالای کتاب ها حالا ۷ اسم به چشم می خورد که کتابهایشان را انتخاب کرده بودند. امیر حسین کتاب بچه زرنگ و ببری را انتخاب کرده بود و امیر آرش کتاب فضایی ها، حنانه اما به یک کتاب راضی نشده بودجلوی اسمش نام ۴ کتاب به چشم می خورد، لاکپشتی که می دوید، بچه زرنگ ۲، داستان هایی از ایران ما و قد کشمشی در برگه ثبت شده بود. مادرها هم از قافله کتابخوانی بچه هایشان عقب نمانده بودند و هر کدم کتابی را انتخاب کرده بودند.
در کنار کتاب ها چند بازی فکری هم برای بچه ها به چشم می خورد. کم کم سر و صدای بچه ها بر سر انتخاب بازی های فکری داشت بالا می گرفت که مادرها وساطت کردند و قرار شد هر بازی یک یا دو شب در دست یکی از بچه ها باشد و بعد گردشی به خانواده دیگری داده شود. این میان یکی از خانواده ها گفت: واسطه هایی که برای خرید کتاب ها کمک کرده اند، کاش بودند و برق شادی را در چشم این بچه ها که درکی از جنگ ندارند را می دیدند .

نظر شما