همشهری آنلاین: ریحانه محبی می گوید: خانه مان که خراب شد وقتی از آن ساعت های جهنمی برای اقوام و دوستانم تعریف می کردم و اشکم را پاک می کردم، همه می گفتند خدا را شکر کن که خودت و بچه هایت سالمی، وسایل خانه را دوباره می توانی بخری اما هیچکس نمی دانست که درد من از بین رفتن وسایل خانه ام نبود، غمی روی دل من آوار شده بود که باید درباره آن با کسی حرف می زدم. خانم مشاور که به هتل آمد توانستم بدون هیچ پیشداوری و انگ دلبستگی به وسایل زندگیم با او صحبت کنم، انگار خانم مشاور نیمی از غم هایم را با خودش برد و از من دور کرد.
حضور مددکاران و مشاوران خانواده در جمع خانواده های آسیب دیده از جنگ مرهمی برای دردهای پنهان خانواده هایی است که حالا خانه و زندگی شان را از دست داده اند و به جبر روزگار در اماکن اقامتی سکنی گزیده اند.
کد خبر 1029406
منبع: همشهری آنلاین
نظر شما