همشهری آنلاین: بسیاری از آدمها در زمان بحران توانایی تمرکز ندارند و فقط میتوانند امور واجبی را که مرتبط با حفظ بقاست انجام دهند. این موضوع کاملا طبیعی است و نمیشود توقع دیگری هم داشت. اما اگر اهل مطالعه هستید و میتوانید با کتاب خواندن حواس خود را از جریان پرشتاب و مهیب وقایع این روزها منحرف کنید، بد نیست نگاهی به کتاب "تاریخ طبیعی ویرانی؛ جستارهایی در باب تاثیر جنگ بر هنر و ادبیات" نوشته وینفرید گئورگ زیبالد با ترجمه فرزام امینصالحی از نشر خوب بیندازید.

زیبالد که مرگ نابهنگامی در سال ۲۰۰۱ داشت و تا پیش از آن تصور میشد او یکی از نامزدهای بالقوه نوبل ادبیات است، در این کتاب نگاهی عمیق به سکوت و فراموشی جمعی آلمان درباره بمبارانهای متفقین در جنگ جهانی دوم میاندازد. زیبالد که خود در سال ۱۹۴۴ در بافاریا متولد شده، این پرسش اساسی را مطرح میکند: چرا ادبیات آلمان پس از جنگ، از پرداختن به تروما و رنج مردم عادی آلمان در این بمبارانها طفره رفته است؟ زیبالد در این مجموعه جستار، تصویری دقیق و دردناک از ویرانی شهرهای آلمان ترسیم میکند. بمبارانهایی که منجر به مرگ حدود ۶۰۰ هزار غیرنظامی و بیخانمانی میلیونها نفر شد. او با جزئیاتی تکاندهنده، وضعیت هامبورگ پس از عملیات «طوفان آتش» را توصیف میکند؛ شهری که در آن اجساد قربانیان به حدی سوخته بودند که تشخیصشان از آسفالت خیابانها دشوار بود. آنچه زیبالد را متحیر میکند، سکوت نویسندگان آلمانی درباره این فاجعه است. او با بررسی آثار نویسندگانی چون هاینریش بل و آلفرد دوبلین، غیاب این موضوع را در ادبیات پس از جنگ آلمان کاوش میکند. زیبالد استدلال میکند که این سکوت، نتیجه احساس گناه جمعی و ناتوانی در مواجهه با پیامدهای نازیسم بوده است. بخش چشمگیر کتاب، تحلیل زیبالد از خاطرات هانس اریش نوساک با عنوان «مرگ در هامبورگ» است. نوساک یکی از معدود نویسندگانی بود که شهامت ثبت وحشت بمبارانها را داشت. زیبالد با دقت نشان میدهد چگونه این اثر، بهرغم اهمیتش، در فرهنگ آلمان به حاشیه رانده شد. نویسنده در بخش دیگری از کتاب، به تجربه شخصی خود میپردازد. او که در کودکی شاهد ویرانههای جنگ بود، ارتباط عمیقی با این تروما احساس میکند. مفهوم «تاریخ طبیعی» در عنوان کتاب اشارهای ظریف به نگاه زیبالد به ویرانی است؛ گویی ویرانی، پدیدهای طبیعی در تاریخ بشر است که باید با دقت علمی مطالعه شود. او با این رویکرد، مرز میان تاریخ و ادبیات را درهم میشکند.
کتاب «تاریخ طبیعی ویرانی»، مخاطب را به بازاندیشی در مفاهیم حافظه جمعی، مسئولیت اخلاقی و نقش ادبیات در مواجهه با زخم تاریخی میرساند. زیبالد، پرسشهایی بنیادین درباره رابطه انسان با گذشته تاریخیاش مطرح میسازد و ما را به تأمل درباره چگونگی روایت تاریخ و آنچه از آن حذف میشود، وامیدارد.
در وضعیت کنونی ما، هر کس که دستی بر قلم و شوری برای نوشتن دارد، باید از فجایعی که بر سر مردم آوار شده بنویسد. نویسندگان ما، برخلاف همتایان آلمانیشان، نباید اجازه بدهند این برهه، که پر از جانهای عزیز ازدسترفته است، در برابر به قالب کلمات درآمدن مقاومت کند. ما بیهیچ شرم و آزرمی این وضعیت را تجربه میکنیم و برای حفاظت از هر چیز که برایمان عزیز و ارزشمند است، جز جان و شرفمان چیزی نداریم. ما نباید بگذاریم سبعیت این روزها از خاطر خودمان و آیندگانمان برود. با مطالعه کتاب زیبالد، به رویهای آگاه میشویم که میتوان چیزی به زشتی و هیولاوشی بمباران را نادیده گرفت و با خودداری از روایتش، آن را از حافظه جمعی یک ملت زدود. برای استبعاد این روایت از فراموشی، باید نوشت و همه واقعیت آن را با جزئیات ثبت کرد.
نظر شما